۱۹ پاسخ

من بودم پیاده نمیکردم بچمو
به اون خانمم هم میگفتم بچت یزرگه یا صبر کنه بچم خودش بیاد پایین یا برو یجای دیگه بچت تاب سوار بشه
وقتی شعور نداری که این بچه کوچیکه صبر کنی نیا پارک

دیدی زنه انقد پرروعه میگفتی بچس لج کرده درسته حقشه ک بیاد پایین بچه ای دیگه ای سوار بشه ولی الان ک اون یکی خالیه بچم پیاده نمیشه میخوای چیکاکنی وایسا تا زیر پات علف سبز بشه ناراحتی برو شکایت کن والا زنیکه دیونه اشک بچه رو دراورد

درستتر بود پیادش نکنی،اینا سنه قشقرشون شروع شده،دختر منم یه جاهایی به چیزایی گیر میده و سرشون گریه میکنه که میمونم واقعا،ولی چه میشه کرد،جز پرت کردن حواس با چیزای دیگه ولی وقتی جواب نمیده هم میشد بمونه رو تاب ولی خب یکم اعصاب خوردی بیشتر با زنه داشتید یا اینکه براش مرز تعیین میکردید که مثلا ۲۰تا دیگه یا دقیقه دیگه تاب برو بعد دیگه میایم پایین،در این صورت باید ببریش حتی اگر گریه کرد(من خودم نمیتونم اینو)
اونروز تو سیتادیوم گیر داده بود به یه چیزی که اصلا مناسبش نبود باز حالا گفتم اوکی خریدم میگفت همه رنگاشو میخوام هرچی حواسشو پرت کردم و قول و قرار دادم نیومد نهایتا مجبور شدیم بعد نیم ساعت تو بغل ببریمش ولی تاثیر بدی روش گذاشت من هنوزم اعصابم خورده ولی واقعا فک کنم۲ساعتم وایمستادیم نمیومد الان بخودم میگم کاش همشو میاوردم با خانومه حرف میزدم بعدا پس میبردم یا اصلا میخریدم،نمیدونم خیلی سخته تو اون موقعیتها تصمیم گیری ولی اینکه بخاطر یکی دیگه باشه تحملش سختتره
تو هم حالتو میفهمما قشنگ،ولی مطمئن باش نسبت به موقعیت کار درستترو کردی،تو هم اولین باریه که مادری میکنی،اشتباه نکردن نیست هدف،اینکه اگر اشتباهم کنیم راجع بهشون ترمیم کنیم مهمتره.
فردا بهش خوش بگذره و تجربه های قشنگ بسازه کم کم یادش میره،تو هم به خودت سخت نگیر،جامعه ما انقدر آدم مریض زیاد شده که من حتی پارک منمیتونم ببرمش
حالا کدوم پارک بود؟من شقایق میبردم

عیب نداره خووب کاری کردی اوردیش پایین
ی وقت دعوا نشد
لج کرد بود بچه دیگه. پسر منم گاهی همینه
بچست یادشون میره..متاسفانه توو ذهن خودمون میمونه..
حالا خداروشکر همه چیز خودش داره
بنظر من کار درستی کردی

پیاده نمیکردی تا ارومتر بشه به اون خانم هم میگفتی نمیتونم به زور بچه رو پیاده کنم

برای من همین شد دیشب انقدر گریه کرد منم با قاطعیت پیادش کردم و گفتم وسایل پارک نوبتیه و رفتیم خونه

زنیکه سلیطه

چه خانم احمقی میریدی بهش میخواسته با بچه لچ کنه

طرف چه بیشعور بوده

راس میگی دفعه های بعدی کوتاه نمیام. میدونی ارومیه فقط دو جا میشناسم تاب دارن.
پدرشوهرم وقتی شنید قراره فردا سرکار نره و‌ مارو ببره باغ و اونجا تاب سوار بشه.

بچست عزیزم و دلش میخواست بیشتر تاب بره ولی بعضی بزرگترها متاسفانه با بچه مثل بزرگتر رفتار میکنند و نفهمن مثل همون خانوم😑

عجب آدم نفهمی بوده ... می‌دیده دیگه بچه شما فقط دو سالشه ... واقعا نفهم و عقده ای بوده ....

اصلا بچه‌مو بخاطر ی زنیکه خرس گنده و بچه‌ش پیاده نمیکردم اصلاااا تو این موقعیت ها بهتره پشت بچه ت باشی البته این نظر منه نمیدونم درسته یا غلط

بنظرم اینجور مواقع نباید بچه رو بزور اورد پایین
چون بچه توو سریخور میشه
مجبور میشه توو شرایط دیگه هر کس بهش زور گفت سریع راضی بشه
و نتونه از حق خودش دفاع کنه

تو این شرایط،پیشنهادهای جذاب بده بدون اینکه بچه بفهمه تو عجله داری مثلا بستنی خیلی دوست داره،با هیجان بگو میایی بریم با هم بستنی بخریم بخوریم؟یا مثلا خالش رو خیلی دوست داره بگو میایی الان بریم پیش خاله منتظرمونه؟!! و واقعا ب چیزی ک میگی همیشه عمل کن ک تو شرایط حساس بچه حرفت رو باور کنه

چه بیشعور بوده خانومه این بچه س متوجه نیس اون چی حالا اگه تاب خالی نمی‌بود یچیزی ولی لج کرده با بچه خاک بر سر

زنه چه بیشع ور بود بچس دیگ بخاطر همه چی گدیه میکنن

خانمه ازون سلیطه ها بوده

اون زن دیگه چه نامردی بوده حالا این بچه بوده اونکه بزرگ بوده میبرد اون یکی تاب چه بی شخصیت

سوال های مرتبط