احساس میکنم دارم افسردگی بعد زایمان میگیرم🥲🫠
اشتباه بود که بعد زایمان اومدم خونه ی مامانم موندم
دستشون درد نکنه حسابی خدایی بهم میرسن ولی خیلی حرکتاشون داره می‌ره رو مخم
از طرفی من آدمی نیستم که چندروز بتونم خونه ی مامانم بمونم عصبی میشم و بقیه رو از خودم میرنجونم
به شدت نیاز دارم برم خونمون و ریکاوری بشم
ولی کمرم و زیر شکمم درد می‌کنه و میترسم از پسش فعلا برنیام
زینب خانوم یهو خودشو میندازه روشون
یا همش می‌خوابه روشون میگه می‌خوام بوسشون کنم😓😮‍💨🤦😵‍💫
شیرازه ی زندگیم داره از هم باز میشه
زینب اخلاقش داره بد میشه و حرفای بد جدید یاد رفته
دوقلوها زردیشون برگشته و هنوز به وجودشون عادت نکردم
شوهرم هرروز می‌ره بیرون و برای ناهار میاد و تا بعد از ظهر می‌خوابه و میره نصف شب میاد
مامانم از کمردرد و زیاد شدن کارش و کثیف شدن خونش مینالع
ابجیم بنده ی خدا نمیدونه پسرش رو نگه داره یا یمن برسه یا دخترم رو نگه دارع
خسته شدم حسابیییییی
به نظرتون برگردم خونه بهتر نیست؟؟؟
فقط بگم بهم غذا برسونن
چون کمرم خیلی درد می‌کنه و بخیه هام میسوزه
از طرفی میترسم مادرشوهرم هرروز بیاد مثل سر دخترم خونم پلاس بشه اونجوری دیگه روانی میشم
به نظرتون چه کنم؟
تحمل کنم تا ۱۰ روزگی بعد برم خونم
یا برم خونم همه یه استراحت کنن بعد برگردم ؟؟؟

۲۳ پاسخ

وا هنوز ده روزم نیستم میخای بری😳😳😳😳ابدا اصلا نمیشه
حداقل یک ماه روباید تحمل کنی
خ سخته شوخی نیس
یعنی چ شوهرت میاد میخابه بعدم میره از الان یادش بده بزرگه با اونه
هرروز ببرتش پارک یا تجمع یا مسجد هرجا ک میره
لاقل یه زحمت کمتر
حتما باید باش حرف بزنی کمکت باشه وگرنه میپکی خواهرانه تمام خرفامو زدم
فعلا فقط باید باشرایط خونه بابا و مامان وخواهر و اینا بسازی تا حالت رو فرم شه

سلام عزیزم مبارکا باشه
کاش پیشت بودم دوست خوشکلم
من عمیقأ درکت میکنم و حست طبیعیه
بخاطر بالا پایین شدن هورمون‌ها حساس تر شدی قربونت برم❤️

شما الان فقط نیاز به آغوش گرم همسرت داری تا دلت آروم بشه
متاسفانه مردا تو این چیزا کم فهم تشریف دارن
فکر می‌کنن نباشن راحت ترین و فقط چیزی بخرن کافیه
بهش پیام بده که:
الان که همه جوره داغونم شدیدا به آغوشت نیاز دارم
اگه بغلت کنه ریکاوری میشی
به جای گلایه و نق زدن وقتی اومد با کلمات ازش تقدیر هم بکن تا به این رفتارش ادامه بده
بگو دلم میخواد ببوسمت صورتتو بچسبون بهم تا آروم بشم

دختر بزرگتون باید بره بیرون و بچرخه وظیفه پدرشه
می‌دونی با دعوت نمیشه
باید بهش بگی زینب رو ببر براش یه عروسک به انتخاب خودش بخر و بگو هدیه آبجی دوقلوهاته

ما هر بچه ای بدنیا اومد از طرفش برای بچه های بزرگترمون اسباب بازی و لباس خریدیم

مطمئن باش دخترت بخاطر نبودن اسباب بازی‌ هاش و از دلتنگی باباش بهونه میگیره
خودتم همینطور که نشستی یا دراز کشیدی خیلی بوس و بغلش کن و همینطور که داری به دوقلوها شیر میدی ، براش قصه بگو یا بگو برای کوچولوها شعر و لالایی بخونه تا ازین خواهری لذت ببره و خوشش بیاد🥰

دیگه تا ده روزگی بمون سه روز بیشتر نمونده

تا ۱۰ تحمل کن
بعدش حتما برو خونه
مواد غذایی بده مادرت چند مدل غذا بپزه فریز کن
بجز مرغ البته
خورشت و خوراک و عدس بپز اماده داشته باشی کارت راحت میشه
دخترتم بهتر میتونی مدیریت کنی

به به مبارک باشه دوقلوها ب دنیا اومدن،این شوهرت مگه سر کار نمیره که این همه خوابه؟

تحمل کن حالا تا ده روزگیو دختر
الویت بندی کن بخاطر روحیت مثلا بگو فعلا الویت دوقلوهاند پس بعدا زحمات مادر خواهرو جبران میکنم و الانم بهشون حق بده تا از دستشون عصبانی نشی
کم کم مدیریت دستت میاد نگران نشو نگو شیرازه و فلان ، فکرای منفی نکن همچی درست میشه مراقب دوقلو ها و زردیشون باش

دوقلو تا ۴۰ روزگی زردی داره بخیه هم تا ۱۵ روزگی اوکی میشی ولی خونت تا چهارماهگی فک نکنم

به سلامتی زایمان کردین مبارکه اگه دلت نمیخواد مادر شوهرت بیاد رک و راحت بگو به شوهرت بهشون بگه
من این کارو کردم گفتم هیچ کس نمیخوام بیاد میخوام تو خونه خودم راحت باشم کسی اگر دلی میخواد کمک کنه فقط برامون غدا بپزه یا بیاد بپزه بره یا بپزه بیاره

تحمل کن بهرحال مادر و خاهر ادم هرچقد بد باشن باز از خانواده تخمی شوهر بهترن

قدم نو رسیده مبارک .
تحمل کن تا ده روز .
بری خونه اذیت میشی یکم دیگه صبرکن ..
اسم دوقلو ها چی گذاشتی؟؟

چون دوقلو داری و یه دختر کوچولو به نظرم تا چهل روز خونه مامانت بمون. خونه خودت دست تنها سختت میشه.

خیلی سخته شرایط باید تحمل کنی بگذره فقط به خودت زیاد سخت نگیر حرص نخور شیرت خشک نشه من سر مادرشوهرم از بس حرصم داد میومد خونمون نیش زبون میزد شیرم کم شد

بچه ها چند روزشونه؟

تا دهم بمون ماشالله همسرتم که هیچ کاری نمیکنه بهش بگو کمکت کنه تا تو خونتم راحت باشی بعد دهمم به مادرت بگو اگه میتونه بهت غذا بفرسته

منم مامانم قبول نمیکنه بیاد خونه ی من
منم نمیتونم زیاد جایی بمونم حوصله ام نمیکشه نمیدونم قراره چیکار کنم

اگه میتونستی دخترت و بزاری پیش مادرشوهرت یه چندروز درست استراحت میکردی تا بهترشی .دوتابچه واقعا سخته .خدا کمکت کنه

ب نظرت بری خونه میشه استراحت کنی؟ بمون همونجا حالت بهتر شد برو خونت بعدا ی کادویی چیزی برا خواهر و مادرت بگیر

قدم نورسیده ها مبارک

طبیعیه گلم دو تا کوچولو حدید وارد زندگیت شدند
یکم ری کاوری کن بعدش خوب میشی

تحمل کن باز اینا خانواده خودتن مادرشوهرت بیشتر رو اعصابت میره

بذار بخیه هات اوکی شن بعد برگرد بری خونه دست تنها سخته کلا بعد زایمان کلافگی داره باید صبر کرد

برو خونت بگو غذا بیارن بهت منم مونده بودم همش گریه میکردم دوس داشتم برم خونه خودم غذا باشه اوکیه

بنظرم چند روزم بمون

سوال های مرتبط