۹ پاسخ

پسر من به مادرشوهرم‌میگه پسرتون ترییت نکردی .یعنی شوهرمو🤣

🎀 مامان‌ها، یه خبر خوب!

اگر از لباس‌هایی که بعد از چند بار شستن کیفیتشون رو از دست می‌دن خسته شدین، این کانال رو از دست ندین. 🌸

توی کانال بله، لباس‌های پنبه‌ای کودک و نوجوان از برندهای معتبر آلمانی رو با قیمت مناسب معرفی می‌کنم؛ مناسب استفاده روزمره، مهدکودک و بیرون.

هر روز مدل‌های جدید و موجودی‌ها داخل کانال قرار می‌گیره.

اگر دوست داشتید، خوشحال می‌شم به جمعمون اضافه بشید. 💛
لطفا از من حمایت کنید 🙏
📍 @shika_gallery

والله پسر من 2 سالو 3 ماهشه وقتی ازم یه چیزی میخواد بهم میگه مامان جان گناه دارم اذیتم نکن ،یا وقتی صدام یکم بلند بشه بهم میگه آروم باش صداتو بیار پایین داد نکش، امشب بهم میگه مامان جان چی کار میکنی نگران میشم 😂😂😂😂😂

دختر من با خاله اش حرف میزده ،خواهرم گفته مامانتو نباید اذیت کنی هرچی میگه به حرفش گوش کن ،چرا بعضی وقتا اعصابشون خورد میکنی ،
دخترم برگشته گفته خاله مامان و بابا الگو من هستن
خواهرم 🙄
من 🥺

پسر من چند روز پیش که خونه بابام بودم ،به مامان و بابام گفت شما اصلا دخترتونو (که من باشم)درست تربیت نکردین😅😅😅
بابام: 🤐
مامانم:🤣

دختر من یه سری دعواش کردم بهم گفت مگه تو مامان من نیستی؟ مامانا باید بچه هاشون دوست داشته باشن ۴سالشه
الانم دوساعته قهره چون من از دیجی کالا واسه خونه وسایل خریدم که میشه مال من
برا اون نخریدم😂

این حرفو تا حالا بهم نزده
ولی مثل همه بچه های ۱۴۰۰ ای اعجوبه ایه 😅

پسر من بهم میگه تو لیاقت منو نداری لیاقت نداری یه داداش برام بیاری من باید همیشه تنها باشم
۱۴۰۰ گودزیلان

دقیقن مثل دختر من میگه بچه دوس نداشتی بچه نمیاوردی کسی زورت نکرده بود مامان 😂

سوال های مرتبط

مامان ☔🌈دختر بهار 🌸 مامان ☔🌈دختر بهار 🌸 ۵ سالگی
خدا می‌دونه من چقدر حساسم رو بچه ها همیشه جلو راهم چیزی میزاره که تا مدت ها اعصابم خورد بشه
امروز ظهر که رفتم دنبال دخترم از مهد بیارمش همین جوری که منتظر بودیم ی آقایی هم اومد که برای من نا آشنا بود خلاصه مشخص شد فامیل یکی از هم کلاسی های دخترم اومده دنبالش بچه ها رو که مربی تحویل داد دیدم این دختر بچه دلش نمی‌خواد با اون آقاهه بره مربی گفت دخترم مامانت تماس گرفته باید با این آقا بری بچه ام خجالت کشیده رفت سمت آقاهه ولی من قشنگ حس نا امن بودن از آقا دریافت کردم حالا نوزادم تو بغلم گریه می‌کنه دخترم هی میگه برام بستنی بخر هوا گررررررم نمیتونمم از اون بچه دل بکنم خلاصه رفتم جلو به آقا گفتم نسبت شما چیه با این بچه گفتش پسر عموی باباشم گفتم رزا انگاری کنار شما خوشحال نیست بزارید من به مامانش زنگ بزنم همون لحظه انگاری به بچه دنیا رو دادن سریع اومد چسبید به من گفت خاله میشه تو منو ببری پیش مامانم عمو همیشه منو گاز میگیره فشار میده جوری که می‌خوام جیش کنم اینقدر اعصابم خورد شد به مرد گفتم حق نداری به این بچه دست بزنی گفت بچه ست الکی میگه خلاصه خواست بچه رو به زور ببره سرش داد کشیدم گفتم آبروت میبرم نزدیک بچه بشی زنگ زدم به مربیش اون اومد به مامان بچه زنگ زدیم خانم بیخیال از خوابش بیدار شد بعد نیم ساعت اومد جریان گفتیم مثل اینکه این آقا مهمون خونه اینا بوده بابا میرفته سرکار مامان میرفته باشگاه و خرید دختره رو میزاشتن پیش این چندین بار دخترک اذیت کرده این بوده که بچه ترسیده خلاصه امروز من به گند کشیده شد به مامانش گفتم بخدا شما هیچی از بچه داری نمیفهمید بچه امانت خداست دست ما چرا مراقبش نیستی خیلی حرفا بهش زدممامانا تورو خدا به هرکس اعتماد نکنید