۶ پاسخ

همسر من اگه بود میرید بهش ..برو مدیریت بیمارستان

شنوایی سنجی ببر کلینیک سینا تو ۱۷ شهریوره فک کنم انقددد دکترش باحوصلسسس منو برد اتاق گف برو رو تخت بچتو بنداز رو پات با صبر قشنگگ کارشو کرد اول بزده بودم شمس دختره نفهم گف یه گوشش مشکل داره

باید بیشتر گیشگیرتی میکردی میترسید.اینجور مواقع زود داد بزن ریس بیمارستان کجاست؟خودشون به غلط کردن میوفتاون

۲۴ ماهگی شنوایی سنجی نداره ببین در این مواقع تو باید خیلی قاطع باشی جواب بدی بچه هم از ت. یاد می گیره من بودم خدا شاهد بود جرش می دادم

وا 😶منم امروز رفته بود بهبود واس کنترل چشم پسرم هی خانوم نیگ اخی گورسن اوتوراجاخ صندلدع😶کفتم خانم من پولشو دادم بیارن کنترل دکتر نوشته سما جرا بااستخازه کارمیکنید

نباید میزاشتی اون عوضی حق نداشت این کارو کنه

سوال های مرتبط

مامان ماندانا مامان ماندانا ۲ سالگی
سلام عصرتون بخیر باشه یه موضوعی که واقعا منو اذیت میکنه در مورد دخترم می خواستم با شما در میون بذارم ببینم بچه های شماهم اینجورین یا فقط دختر من اینجوریه امروز بعد مدتی رفته بودیم مهمونی بعد اونجا یه پسری بود از دختر من پنج شش ماه کوچیکتر بود دختر من داشت بازی می کرد مثلا اون پسره اومد با دختر من بازی کنه دختر من هیچیشو به اون نداد وسایلاشو وقتی که به وسایلش دست می زد دختر من جیغ می زد می گفت دست نزن بعد پسره رفت با وسایلای خودش بازی کنه دختر من رفت سریع ازش گرفت نمیذاشت به چیزی دست بزنه حتی مثلا وسایل خود پسره نهمیذاشت به بالش دست بزنه به هیچی نمیذاشت دست بزنه وقتی که دست می زد گریه می کرد دخترم یا می رفت ازش می گرفت اون پسره گریه می کرد گفتم بگم ببینم شما در مورد این میتونین راهنمایی کنین یا مثلا چیکار کنم که عادتشو ترک کنه

مثلا وقتی بچه های جاری من میان خونمون یه وسیله ای دستشونه گریه میکنه میگه باید اونو به من بدین نمیدن بیشتر گریه میکنه خودشو میزنه زمین بیشتر جیغ میزنه بیشتر گریه میکنه میگه باید حتما اون وسیله رو بدین به من تو وقتی که اون وسیله رو ندی بهش آروم نمیشه هر چقدر آرومش کنم به زبون بیارمش یا یه چیز دیگه بد اطلن قبول نمیکنه میگه باید حتما همون وسایل باشه بعد اونام نمیدن بهش اینم همش گریه میکنه اعصاب من خرد میشه
مامان کارن مامان کارن ۲ سالگی
مامان نیلا💝 مامان نیلا💝 ۲ سالگی
سلام شوتون بخیر
خواستم تجربمو در مورد پستونک گرفتن بگم نیلا امشب شب سومی بود که بدون می می خوابید😍
دختر من فقط موقع خواب میخورد و هیچجوره بدون اون نمیتونست بخوابه حتی دو سه بار از تو خواب برای پستونک بیدار میشد ۲۰ ماهش بود ۴روز ازش گرفتم به روش قیچی کردن پستونک ولی خیلی خیلی خیلی گریه میکرد و بی قراری تو اون ۴روز سرجمع ۵ساعتم نخوابید اونم تا مسخوابید یادش میافتاد می می نیست با گریه بیدار میشد دیگه نمیخوابید ناموفق بود و اینسری هفته پیش یه بار با اهنک لالایی بدون پستونک خوابوندمش امتحانی دیدم جوابه شنبه هم امتحان کردم جواب داد دیگه ازشنبه بهش ندادم شب اول تا ۳نصف شب فقط گریه کرد و بهونه می می میگرفت هی میگفت مامان میمی کو با بغض و گریه دلم ریش ریش میشد هربار میگفت به باباش میگفت بابغض بابا می می کو شوهرمم طافت نیاورد گفت بمونم بهش میدم رفت بیرون از اتاق خوابید اما دیروز دیگه برای خواب ظهرش گفت میمی کو پسونکشو قیچی کردم گفت شکسته خراب شده خورد دید نمیتونه بخوره گرفت دستش لالاییش کردم خوابید 😔
شبشم گریه نکرد فقط چندبار گفت می می کو همون خرابرو بهش نشون دادم چیزی نگفت فقط هی بازیگوشی میکرد حرف میزد نمیخوابید😅 دیگه بغلش کردم خوابید تا ۱۱ونیم صبح اصلا هم بیدار نشد😍 امشبم خداروشکر راحت خوابید یکم بازیگوشی کرد و حرف زد بغلش کردم خوابید فقط یه بارگفت می می کو گفتم خراب شده دیگه خلاصه من طبق تحربه ناموفق قبلی که نیلا خیلییی گریه کرد و بی قراری اینسری خیلی خیلی استرس داشتم و یهویی هم شد که ترکش بدم از می می میترسیدم ولی واقعا خیلی راحتتر از اون چیزی بود که فکرشو میکردم و نیلا هم خیلی خوب با نبود پستونک کنار اومد فقط مونده پوشک گرفتن اونم چند ماه دیگه ایشالله راحت بگیرمش
مامان تربچه مامان تربچه ۳ سالگی