۶ پاسخ

🥲دیقیقا یاد خودم و تمام اقدامی ها افتادم
خدایا شکرت🥲

چه قشنگ😍

چقدر قشنگ‌بود مخصوصا تصویرش

دقیقا 🥹🫠

عیجونم چقد قشنگ

واقعا قشنگ بود

سوال های مرتبط

مامان هدیه خدا مامان هدیه خدا هفته بیست‌ونهم بارداری
گاهی آدم برای چیزهایی که دیگران از آن‌ها شکایت می‌کنند، از ته دل شکر می‌کند… 🤍
من این روزها را با تمام وجود می‌فهمم؛
معده‌درد، تهوع، بالا آوردن، ویار، خستگی و روزهایی که واقعاً توانم کم می‌شد…
روزهایی که شاید خیلی‌ها آرزو کنند زودتر تمام شوند.
اما من برای تک‌تک این سختی‌ها خدا را شکر می‌کنم… 🥹🤲🏻
چون پشت تمام این دردها، یک قلب کوچولو می‌تپد؛
دختری که هر تکانش به من یادآوری می‌کند هنوز امیدی در آغوش من در حال بزرگ شدن است. 🎀👣
من یک بار مادر شدم و نوزادم را از دست دادم…
و شاید هیچ‌کس نداند بعد از آن اتفاق، دوباره باردار شدن و این مسیر را با تمام ترس‌ها و نگرانی‌هایش طی کردن برای من چقدر سخت بود.
اما این بار، با همه‌ی تهوع‌ها و دردها،
با همه‌ی شب‌هایی که سخت گذشت،
با همه‌ی لحظه‌هایی که خسته شدم،
با جان و دل تحمل کردم…
چون این سختی‌ها برای من نشانه‌ی حضور توست، دخترکم. 🤍
خدایا شکرت برای تمام دردهایی که به خاطر دخترم کشیدم…
شکرت که دوباره به من فرصت دادی مادرانه منتظر بمانم،
دوباره صدای قلبی را بشنوم،
دوباره تکان‌های کوچکی را حس کنم
و دوباره برای آمدن یک فرشته، روزشماری کنم. 🥹🎀
فقط از تو یک چیز می‌خواهم…
این بار پایان این انتظار،
یک آغوش گرم باشد؛
آغوشی که دخترم را سالم و سلامت در آن بگیرم
و با اشک شوق بگویم:
خدایا… ارزش تمام سختی‌ها را داشت
بماند به یادگار 11شهریور1405😍😍