پسر من غروب بردم بیرون یه همسایه داربم همسن خودش بعد هی گفت چرا نمیاد بیرون گفتم میاد داره شام میخوره بعدش اومد دم در گفت میخام برم مهمونی نمیام بیرون پسرم طفلی چسپید بهم کلی گریه کرد گفت باید بیاد بیرون با من بازی کنه اونقدم خجالت میکشید به من گفت بهش بگو بیاد نمیخاست دوستش ببینه داره گریه مبکنه اونقد ناراحت شدم
نه.خی طبیعیه ناراحت بشه،بنظرم شما یکم ازش دور باش بذار خودش گرم و سرد روزگار رو بچشه...کم کم درست میشه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.