۲۱ پاسخ

خدا بخاد میشه❤️

منم از کربلا اومده بودیم مهمون داشتم کلی تا چن روز همش کار میکردم کار سنگین و پذیرایی و حسابی اذیت شدم بعد یادم اومد اقدام داشتیم و فهمیوم باردارم 😂😂 خدا خودش حواسش هست

من واسه دختر دومم خونریزی کردم بعد اینکه تست زدم رفتم سونو گفت فقط سام بارداریه با این همه خون ریزی امکان ندارد بچه ای در کار باشه دکتر رفتم گفت گردونه بخور و تحرک زیاد داشته باش
اینقدر گرمونه و کاچی خوردم و زعفرون خوردم و یه هفته بعد بعد این جریان عروسی برادر شوهرم بود اینقدر رقصیدم که شبش آخر مراسم غش کردم
فرداش منو برد همسرم دکتر
بیمارستان رضوی مشهد رفتم سونو ۶ هفته و چهار روز قلبش تشکیل شده بود

خانم هامیشه منودعاکنیدمن بافردامیشه 2روزتخیری برامنم دعاکنیدامروزبی بی زدم منفی شود تورخدامنم میخام مادرشم

باید خدا بخواد.بخواد هم هیچ اتفاقی نمیفته

من هرماهی ک اقدام بودم یا iui کردم ، همش مواظب بودم به خودم استراحت میدادم جارو نمیکشیدم پله نمیرفتم.
ولی این ماه یک درصد هم فکر حاملگی نکردم و شبا همش موتورسواری میکردم، 10 لیتری اب بلند کردم، تو جاده چقد رفتم و اومدم، از تخت پریدم پایین ، دو دفعه مهمونی سخت مثل شما دادم.
ولی در ناباورانه ترین حالت دیدم مثبت شدم🥹

منم نذری داشتم دیگ سنگین بلند کردم مبل جابه جا کردم. انقددد پیاده روی داشتمم خداروشکر تا الان ن لکه بینی داشتم ن چیزی

آدم وقتی خبر نداره بارداره کوه هم جا به جا‌میکنه جنین سفت تو شکمش میمونه تکون نمیخوره همینکه میفهمه بارداره دیگه جرات نداره یدونه قابلمه بلند کنه از استرس اما خدا خودش نگهدارشون هست

حالا من نمیدونستم روستا بودم
انقد کوه بالا رفتم ماشینمون خراب شد هلش دادم آجر اینا برمی‌داشتم
چند روز بعدش فهمیدم باردارم هیچکاری نمیکنم🤣🤣

ربطی ندارع خدا بخاد بمونه میمونه من خواهر شوهرم هفت ماهش هست حامله عست بعد کلا پنج ماهگی فهمید حامله هست رفت سنو گفتن پنج ماهت عست بچه هم دختره. این قدر کار سنگین میکرد نونوایی میکرد گاو و گوسفند داشت ماست و کره درست میکرد می‌فروخت قالی و پتو با پا و دست شست بچه هم سالم بود فقط خدا باید بخاد

عزیزم😍 خدانگه دارشه
ینی درد پریودی داشتین؟

مبارک باشه عزیزم

من باشگاه میرفتم ورزش های سنگین و اینا انجام میدادم حتی فکرشم نمی کردم باردار باشم ولی کمر درد بودم تازه باشگاه بهم میگفتن علایم بارداری من من می‌گفتم نه بابا 😂😂
خدا خودش جوری مراقبت می‌کنه که فکرشم نمی‌کنیم

منم نمیدونستم باردارم ...مادرشوهرم اسباب کشی کرد کلی وسایل سنگین جا ب جا کردم و کار کردم

اگه خدا نخاد فقط بخابی هم اخرش ی بهونه ای پیدا میشه سقط میشه خدا بخاد هیچیش نمیشه من سر دختر دومم وقتی فهمیدم باردارم راستش دلم نمیخاست دوست داشتم دختر اولیم قشنگ بزرگ شه و بچگیشو کنه اصلا رعایت نمیکردم میگفتم سقط هم شد شد تا 12 هفته هفته ای دوبار میرفتم شهرستان دوساعت راه کلی دمنوش خوردم اصلا برام مهم نبود انتی رفتم طول سرویکسم پایین بود و باز مهم نبود رعایت نمیکردم ولی الان شکر خدا کنارم خابیده ک با دنیا عوضش نمیکنم

تا وقتی‌ندونی هیچی‌نمیشه‌کافیه متوجه شی یه بالشت بلند میکنی کمرت‌درد میگیزه

انشالله صحیح و سالم بغلش میکنی به خدا بسپارش نگران نباش خدا خودش مواظبشه، منم‌تا روزی که زایمان کردم بخدا همش کارای سنگین میکردم ما تو روستا هستیم مادر شوهرم اصن کار نمی‌کرد من طول سرویکسم کم بود دکترم استراحت مطلق داده بود ولی بخدا یه روز استراحت نداشتم ولی شکر خدا دخترم صحیح و سالم به دنیا اومد

منم تا نمی‌دونستم خیلی کارای سنگین میکردم

با چند روز تاخیری و درد پریودی میشه گفت حامله اس؟

ای جان مبارکه گلی خداروشکر، سیکلت چند روزه بوده؟چه روزایی از سیکل اقدام داشتی؟علائم چیا داشتی؟

منم نمیدونستم مبل جابه جا میکردم

سوال های مرتبط