۵ پاسخ

خدا بهت صبر بده من مشکلات دارم عزیزم مثل تو هیچکارش نمیشه کرد من بخاطرش همه رو ول کردم ولی نر جماعت لیاقت خوبی نداره

چجورمیخایبریبا سه تا بچه نوزاد ده روزه داری با این خرج و مخارج

ب احمق بفهمان آخرش تو براش میمونی حتی همین بچه ها بزرگ میشن تنهات میزارن اونیکه جمع میکنه پیرت رو منم نزار دیر تر بشه نزار کینه ها تو دلم زخم بشه

یه خانواده داره هر روز بحث جدید دارن هر روز زنگ میزنن پرش میکنن از خانواده من برای کوچک ترین مسائل زنگش میزنن اینم تمام بد بیراه ها بمن میده از همه جا بی خبرم که میبینی کلی حرف بار خودم و خانوادم میکنه

😔😔😔😔تازه سی سالته

سوال های مرتبط

مامان آلا مامان آلا ۵ سالگی
سلام مامانا
ی مسئله ای برام پیش اومده لطفا نظر بدین من دیشب تا صبح نخوابیدم از بس فکرم درگیر بود
دیشب ما خونه مادرشوهرم بودیم با خواهرشوهرا و. بچه هاشون
پسر خواهررشومرم کلا بچه ناسازگاری ی مدت هم قرص می‌خورد و دکتر روانشاس میرفت با مامانش دیشب بحث می‌کرد و ی چیزی میخواست ۱۱ سالشه
اونم میگفت نمیدم ی دفعه شوهرمو بلند شد دستش گرفت با حالت بد که چرا با مامانت اینکارو میکنی و بی ادبی و....دختر من فقط جیغ می‌زد همه بلند شدن جداشون کنن منم رفتم جلوی شوهرمو گرفتم جداشون کردم هلش دادم داد زدم سرش که برو بیرون ب تو چه ربطی داره تو بچه خودتو تربیت کن ب تو ربطی نداره اون بچه پدرو مادر داره دختر خودتو نگاه کنه بچه ام میلرزید فقط داد میزد واقعا عصبانی شده بودم کلا همسر من ب همه چی کار داره تو خانواده ماهم از این کارها میکنه
خواهرشوهرم حالا میگه تو بزرگش کردی داداشم میخواست پسرمو ادب کنه منم گفتم تو هیچی نگفتی من اگه جات بودم داداشم ب دخترم ی چیزی میگفت میخوابوندم زیر گوشش به داداشت چه ربطی داره بچه رو پدرو مادر ادب میکنن داداشت خیلی زرنگه بچه خودشو تربیت کنه بدهکار هم شدم
شما جای من بودین چی میکردین عکس العملتون چی بود
مامان نیلی مامان نیلی ۵ سالگی
سلام مامانا دخترم ماه دیگه انشالله میره تو پنج سال .اما وابستگیش به من خیلی زیاده .البته خب منم خودم تو جایی که زندگی میکنم ارتباطاتم کمه از خانواده و فامیل .شوهرمم بخاطر مشغله کاریش نمیتونه زیاد وقت بزاره با بچه حق میدم بهش .منتها دخترمم ازم انتظار بیش از اندازه داره و واقعا افسرده شدم خودم هیچ تفریح و سرگرمی ندارم همش تو خونه ام اما چون دوست ندارم بچم منزوی و غیر اجتماعی بشه سعی میکنم مرتب روزی یکی دو ساعت ببرمش بیرون تابش بدم .تو خونه باهاش نقاشی میکشم و سرگرمش مسکنم همش میگه بیا نی نی بازی کنیم خلاصه که فقط با من وقت میگدرونه من هم واقعا تایم آزادی برا خودم ندارم .هر وقتم بهش میگم مامان خسته شدم نمیتونم بیام باهات بازی کنم همش میزنه زیر گریه و نق و غر وقتی هم میبرمش بیرون تو جمع که میبرمش به خودم میچسبه با هیچ بچه های بازی نمیکنه اصلا انگار بلد نیست شادی و بچگی کنه .چکار کنم خسته شدم .تورو خدا شما بگین چکار میکنید با بچه هاتون
مامان دو تا عشق مامان دو تا عشق ۵ سالگی
فرزند پروری فرزندپروری فرزند پروری
پوشک بچه تربیت شیرخشک
داشتم جواب یه مادر عزیزی رو میدادم دیدم پاک کردن خواستم تجربه خودم رو بگم من دو تا بچه دارم قطعا روزایی هست حوصله ندارم خسته ام یا مثل الان استرس فشار .... اما وقتی عصبانی هستم اول از همه خودم قبول میکنم حال دلم خوب نیست
دوم تلاش می‌کنم سریع تر خودم رو به روز رسانی کنم
سوم واقعا مطالعه راجب کتک زدن کودک آگاهی و کنترل ما رو بیشتر میکنه
من از اول بچه ها رو کتک نزدم ولی خیلی عصبانی بشم
بهشون میگم دارم ناراحت میشم .این یعنی خیلی عصبانی هستم
واسه همین با شنیدن این کلمه اونا هم ناراحت میشن و معمولا در ادامه میگم بشین به کارت فکر کن
دخترم سریع میره اتاقش و مدتی فکر میکنه و بعد میاد میگه مامان میخای راجب موضوع حرف بزنیم
اما پسرم خیلی عاطفی هست اگه بهش بگم داری منو ناراحت میکنی خیلی شیرین زبونی میکنه میگه مامانا از بچه ها ناراحت نمیشن آخه من عشق تو هستم
این کلمات رو از خودم یاد گرفته واقعیت همینه همونجوری من و پدرش باهاشون رفتار میکنیم اونام همونا رو بازتاب میدن
مامان آیهان مامان آیهان ۵ سالگی