۵ پاسخ

مال من ۳۰ بود

دیگه موندگار شدم رشت چون برای زایمان هم کرج تنهایی سخته مامان و خواهرم شاغلن نمیتونن مرخصی بگیرن بیان پیشم مجبورم همینجا زایمان کنم.چون خودمم وزنم بالاست دکتر خیلی ادمو میترسونه همش میگه فشارخون و دیابت میگیری اینو نخور اونو نخور از ترس همون یه ذره غداهم به زور میخورم.از اول فقط استرس فقط دلشوره.از لحاظ روحی ادم تحت فشاره هرکسی باشه دوست داره شوهرش کنارش باشه.از اینور حرف و حدیث فامیلای شوهرم که زنت چرا گذاشته رفته از اینور فامیلای ما همسایه های مامانم اینا میگن چرا شوهرش نمباد دنبالش🤷‍♀️فکر میکنن چیشده چه مشکلی پیدا کردیم به هرکی میگم میگن چیه مگه ما دو تا سه تا بچه اوردیم اینور بپر اونور بپر استراحت یعنی چی فلان.

خوبه منم ۳۴ بودم گفت فقط استراحت کن پایین تر نیاد

خوبه نباید پایین ۳۰ بیاد

نه خوبه

سوال های مرتبط