۱۷ پاسخ

باید جوابشو ندی وکارخودتو بکنی با یک چیز دیگه حواسشوپرت کنی زود یادش میره

دقیقا مثل دختر من هر چی براش توضیح میدم اصلا انگار نمی‌فهمن😓😓

خوش ب حالت بچت حرف میزنه
بچه من در حد چن کلمه بلده
الان چن روزه میگه بستنی باباش انقد ذوق داره هر شب با بستنی میاد
امروز تو نونوایی اسم شاطر رو گفت یارو انقد ذوق کرد برا بچم ی نون سنگک کوچولو زد خوشحال باش از اینک بچت سالمه

پسر منم همینه🥴

پسر منم اینجوری پشت هم میگه بریم تاب بریم تاب هرچی میگیم داریم میریم فایده نداره

پسر من از همه بدتر خداروشکر اونم همششش میگه از شب که باباش میاد خونه تا فردای غروب هی روتکراره میگه بابا میریم جایی مامان میریم جای فرداش میگه ببیم جای جای هم که میریم بازم میگه ما میریم جایی هی میگه خنده و گریه ماهم دیگه باهم قاطی میشه اگه باز مشخص باشه که میبریمش پارک که واویلاااس ... خیلی یم ماشاالله حرف میزنم خیلی دیگه یه بند حرف میزنم تا بخوابه که هنوز حرف میزنه.....

پس طبیعیه خیالم راحت شد خدایا شکرت😮‍💨🤲

بله همینجوریه مدام میکه بستنی بستنی پارک پارک ، یبار توضیح میدم داریم میریم دوباره میگه ماهم محل نمیدیم تا برسیم

فقط یه توصیه اصلا سعی نکن این رفتارش سرکوب کنی اصلا هم اسمش لجبازی نیس

دختر من میگه بریم خونه مامانجون اینا تا زمانی ک حاضر بشه و بریم و برسیم ثانیه ب ثانیه تکرار میکنه😂😂😂😂هرچی میگیم چشم باز میگه 😂😂

خدایا قربون عظمتت چقد سخت بود این بچه ها طبیعتشون آرومتر منطقی تر یود که مادر بدبخت اینقد روانش بهم نریزه
صب تا شب کار کار کار بدو بدو غذا بده دسشویی شیر میان وعده بازی و فلان
دیگ لج کردنشون خدایی توان آدمو میگیره

همینجوری لجباز وسرتق آن هیچ حالیشون نمیشه

دختر منم همینه وای تکرارش که خوبه جیغ و گریه همراهش بد چیزی هست

پسر منم همینه خونسرد باش

بخدا که دختر منم همینه
تمام وجودم درده از بس حرص میخورم

طبیعیه...

سن لجبازی ۳سالکی تا۴سالگیه
بچه من میفهمه لج نمیکنه زودی با یه چیز دیگه گول میخوره فراموش میکنه

سوال های مرتبط

مامان فندق مامان فندق روزهای ابتدایی تولد
مامان عزیزکم💙 مامان عزیزکم💙 ۲ سالگی
لطفا اگه چنین تجربه ای دارید کمکم کنید والا کلافم اعصابم خرابه....
ما با داداشم اینا تو یه منطقه ایم ساختمونمون تو یه کوچس سر کوچه هم فضای سبز و سوپری اینا هست برادرم دو تا دختر داره دیگه هوا ها خوب شده یا با دوستاشون تو کوچه یا تو پارک... پسرم حوصلش سر میره میگه بریم سر سره بازی یا گاهی میریم فروشگاه خرید داریم یا اصلا میخواییم بریم بیرون بچه های برادرم میبینه مثلا نیم ساعت اینا کنارشون وایمیستیم میگم بریم دیگه یا اونا میخان برن شروع میکنه به زر زدن گریه و جیغ اعصابم خراب میشه هر بار هربار گریه میکنه ممکنه تو روز ۳ دفه ببینه اونا رو زر میزنه هر بار یک ساعت یا حتی از پنجره هم میبینه گریه میکنه میگه بریم پیششون میریم پیششون خب اونام بچن با دوستای خودشون مشغولن ده دقه با پسرم وقت میگذرونن بعد میرن با دوستای خودشون بازی میکنن بدو بدو میکنن بچه من حرص میخوره جیغ میکشه پاشو میکوبه زمین میگه نرن🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️والا کلافم نمیشه از خونه اصلا بیرون نبرمش که بچه تو خونه کلافه میشه پنجره باز میکنم صداشون میاد
ینی فقط پشت سر اونا گریه میکنه والا رد دادم🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️
اونام گاهی خسته میشن بهش محل نمیزارن این جیغ میکشه دندوناشو رو هم فشار میده دستاشو مشت میکنه میزنه تو صورت....چیکار کنم چطوری از سرش بندازم اونا رو
فکرم اینا فقط خونمو بفروشم از این منطقه برم دیگه جلو چشمم نباشن حس میکنم اثرات منفی دارن رو بچم میزارن انگار دارن عصبیش میکنن اگه تجربه ای دارید بگید
مامان هانا مامان هانا ۲ سالگی
سلام مامانایی که تجربه دارید کمک‌ کنید
دخترم علاقه خیلی خیلی شدیدی به پارک داره در حدی که اگه بتونم و امکانش باشه هرروز باید بره جدیدا یک ماهی میشه وقتی میریم پارک سوار تاب میشه و دیگه تحت هیچ شرایطی از تاپ پایین نمیاد شاید باورتون نشه با هر چیزی بگید حواسشو پرت کردم ذهنشو منحرف کردم بریم فلان چیز که خیلی دوست داری رو بخرم اما فقط جیغ میزنه و اشک میریزه و پایین نمیاد...امروز تقریبا ۳ ساعت روی تاب بود و میگه تو هم حتما باید کنارم بایستی و هل بدی...هرچقدر باهاش حرف زدم که خسته شدیم و بریم بسه فقط گربه میکرد و جیغ میزد...منم عصبانی شدم بعد از سه ساعت تمام ایستادن از رو تاب بغلش کردم کشون کشون آوردمش خونه بماند که کل اهالی محل بهم نگاه میکردن که چرا این کارو میکنم و این بچه چشه که این ضجه ها رو میزنه...واقعا نمیدونم باید چیکار کنم اگه نبرمش هم اون روز مدام نق میزنه و میگه پارک پارک...خودمم یه دل سیر امروز رسیدم خونه اشک ریختم دلم براش کباب شد که اینکارو باهاش کردم ولی واقعا به مرز جنون رسیدم دیگه از دستش امروز.....