|تجربه زایمان سزارین🌱|

راستش نه حال و حوصله نوشتن از تجربم رو دارم و نه وقتش رو. خیلی خلاصه فقط یسری مطالب رو میگم شاید به دردتون خورد.
زایمان من بی‌حسی از کمر بود (اسپاینال) که من اصلا توصیه‌اش نمیکنم (با اینکه هم تو اینترنت و هم متخصص بیهوشی گفتن عوارضش کمتره) و بنظرم حال عمومی کسایی که بیهوشی کامل بودن خیلی بهتر از منی بود که بی‌حسی از کمر شدم. اونا خیلی زودتر هم سرپا شدن.
درد بعد زایمان با مسکن‌هایی که تزریق میکردن و بعدش با شیاف قابل تحمل بود. (پمپ درد هم احتمالا باید خیلی خوب باشه اما من وقتی خواستم گفتن باید زودتر میگفتی تا از همون اتاق عمل برات آماده کنن و بفرستنت بخش، الان دیگه نمیشه)
وصل کردن و برداشتن سوند هیچ دردی نداشت.
آمپول بی‌حسی از کمر اونقدر که میگن درد نداشت. (برای من که دردش از آمپول عضلانی هم کمتر بود، البته بستگی به مهارت متخصص بیهوشی هم داره)
جابجا شدن از روی تخت‌ها و برانکارد دردناک بود با اینکه پرستارا واقعا سریع و با مهارت انجامش میدادن تا کمترین میزان درد رو بکشی.
ماساژ شکمی رو برای من داخل اتاق عمل انجام دادن و دیگه مجددا تکرار نشد.

ادامه در کامنت..

تصویر
۱۰ پاسخ

بدترین قسمت این نوع زایمان، اولین راه رفتن بعد عمله که من واقعا مرگ رو به چشم دیدم. (که بازم تو این مورد کسایی که با بیهوشی کامل بودن خیلی بهتر از من راه افتادن. من ثانیه به ثانیه‌اش رو اشک ریختم و درد کشیدم. هیچ مسکن و شیافی هم تاثیر گذار نبود)
برای اولین دستشویی بعد زایمان هم خودشون بهتون دارو و شیاف میدن که ببخشید بیرون روی پیدا میکنید و زور زیادی نمیزنید.
فردای زایمان که ترخیص شدم هم با کمک مامان و خالم حمام رفتم و پانسمان رو باز کردم، روی بخیه‌ها رو آروم با شامپو بچه شستم و بعد که اومدم بیرون هم با سشوار خشک کردم. (حمام رفتن واقعا حالمو بهتر کرد، بنظرم اگه توانش رو دارید هرروز یا یک روز در میون حمام برید چون روند بهبودتون رو خیلی سریع میکنه)
من فعلا دو سه روز از عملم میگذره و نمیدونم عوارض بیهوشی و سختی بخیه‌ها چند روز دیگه قراره ادامه داشته باشه، اما تا اینجا که هم سردرد و هم کمردردش هنوز باهام هست.
اگه میخواید زودتر سرپا بشید از موقعی که بهتون اجازه دادن بلند بشید و راه برید سعی کنید زود به زود راه برید و زیاد خودتونو نندازید یا زیاد خوابیده نباشید. با هربار راه رفتن کلی حالتون بهتر و بهتر میشه
در نهایت نظر شخصی من اینه که اگر مشکل خاصی ندارید و مجبور به جراحی سزارین نیستید، زایمان طبیعی بهترین نوع زایمانه. ( از حالا تا آخر عمرم میگم آدم صدتا طبیعی بزاد ولی یدونه سزارین نشه!) هرچیزی در حالت طبیعی خودش و اون ساختاری که خدا آفریده بهترینه، مگر اینکه خودش تقدیر دیگه‌ای رو براتون رقم زده باشه.🙂✨

اره منم کشیدم خیلی سخته هنوزم جای بخیه هام دردمیکنه.طبیعی خیلی عالیه چون تجربشوداشتم.نمیگم سخت نیس ولی بعدش خیلی راحتی اصلاانگارنه انگار

منم تجربه ی طبیعی و سزارین رو دارم

واقعا طبیعی خیلی یهتره از سزارین
من شکم نداشتم با دوتا زایمان طبیعی ولی الان شکمم بالای بخیه ها زده بیرون که هیچ حس خوبی ندارم بهش

یسری از خانما با خونون پیام های اینجا تصمیم میگیرن برن سز اختیاری
من میگم کسانی که از سزارین طرفداری میکنن چون فقط سزارین شدن و نمیدونن طبیعی چطوریه
حتما خدا یه چیزی میدونست که زایمان رو برای زن گذاشت

عزیزم چندهفته سزارینت کرد؟منم سزارینم با اسلامیان

مگه سزارین اختیاری نشدی؟

صدوقی بود گلم درسته؟
دکترت کی بود؟

عزیزم ناراحت شدم که تجربه خوبی نداشتی..
اگه پمپ درد میگرفتی خیلی برات راحت تر میشد.. من قبلا تجربه عمل مری داشتم و واقعا روز عمل حتی فردای روز عمل از درد میپیچیدم به خودم و تکون نمیتونستم بخورم..با اینکه بیهوشی کامل بودم..
ولی سر سزارین با پمپ درد همون شب اول خودشون اومدن کمکم و همسرمم کنارم بود، سخت بود ولی قابل تحمل، فقط سرم گیج میرفت که گفتن طبیعیه و تا دم در اتاق بردن منو و دوباره برگردوندن رو تخت.. درمورد سردرد هم من سرمو به چپو راست تکون میدادم ولی بالا پایین اصلا نکردم، از ۱۲ ساعت بعد عمل که اجازه دادن مایعاتو شروع کنم خودمو بستم به نسکافه و کاپوچینو و چایی.. و خداروشکر سردرد هم نگرفتم..
درکل من حس میکنم مدیون پمپ دردم که خیلی اذیت نشدم

برای راه رفتن باید اول لبه تخت بشینی کم کم خودت صاف کنی وقتی قشنگ صاف بشی وقتی صاف شدی بلند اگه دولا بلند بشی نمی تونی صاف بشی خیلی دردناک میشه من زایمان اولم اینجوری بلند شدم اصلا اذیت نشدم

خیلی ترسیدم از پیامت 😮‍💨🥲🥲🥲

عزیزم
ان‌شالله که شما عوارضی نداشته باشه براتون
ولی من همون فردای عمل رگ گردنم میگرفت تند تند. یه درد عجیبی بود نمیتونم بگم چه مدلی بود میگرفت و ول میکرد گریم گرفته بود فقط جیغ میکشیدم پرستارا همه ریختن تو اتاقم هیچکاری نمیتونستن بکنن میگفتن از عوارض بی حسیه کم کم میره از بدنت روزای اول هرروز روزی چندبار اون شکلی میشدم نسکافه و کاپوچینو زیاد خوردم میگفتن بخور که اثرشو ببره بعدش کم کم از بین رفت ولی کامل نه واقعا😂😂😂

سوال های مرتبط

مامان کیاشا مامان کیاشا ۱ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و
مامان رادمان مامان رادمان ۸ ماهگی
(تجربه زایمان)
۲۶ آذر ماه ساعت ۶ صبح رفتم کلینیک خانواده و کارهای پذیرش برای زایمان رو انجام دادم،بعد از انجام دادن ان اس تی و وصل کردن آنژوکت زمان وصل کردن سوند رسید که من خیلی میترسیدم ازش از ماما خواستم سوند در حالت بی حسی برام وصل کنه که قبول نکردن،منم فقط نفس عمیق کشیدم و بدنم شل گرفتم باید بگم اصلا درد نداشت ، درد انژوکت بیشتر از درد سوند بود .
رفتم اتاق عمل دکتر بیهوشی اومد بهشون گفتم انتخابم بی حسی از کمر هستش که لحظه تولد بچه ام ببینم و متوجه بشم دکتر بیهوشی وقتی فهمید ناشتا هستم و چیزی نخوردم گفت بیهوشی کامل برات بهتره ، و عوارض بعدش کمتره! سر درد و اینا نداری و‌راحتتر هستی!منم سپردم به دکتر و بیهوشی کامل گرفتم،و خیلی خیلی خیلی راضی ام چون بعد از عمل خیلی راحت میتونستم کمرم تکون بدم و سرمو بلند کنم و به بچه ام شیر بدم ، پمپ درد که حتما بگیرید خیلی تو کاهش دردهام بهم کمک کرد!
من یکی از دلایلی که انتخابم بی حسی بود این بود که شیردهی زودتر شروع بشه،با وجود اینکه بیهوشی کامل بودم به محض اینکه تو ریکاوری به هوش اومدم ماما پسرم رو‌اورد و بهش شیر دادم بهترین لحظه زندگیم بود.
انشالله همه کسایی که باردار هستن به سلامتی به روشی که دوست دارن زایمان کنن و خدا دامن همه چشم انتظار ها رو سبز کنه
مامان 🎀لنا🎀
🍓🍭 مامان 🎀لنا🎀 🍓🍭 ۷ ماهگی
سلام مامانای گل
تجربمو بگم از زایمان سزارین :من یه روز قبل عمل از ساعت ۶ صبح دردای شدید پریودی و کمر درد همراه با لکه بینی داشتم سریع با دکترم تماس گرفتم گفت برو بیمارستان نوار قلب بگیر رفتم همه چی اوکی بود خداروشکر برگشتم خونه و دوباره دردا اومد سراغم تحمل کردم بعد روز دوشنبه یعنی ۲۹ دی که وقت سزارینم بود اومدم بیمارستان کارای پذیرشو همسرم انجام داد منم بردن لباس بهم دادن کادر بیمارستان بسیار خوش اخلاق تا نشستم گفتم دوتا درخواست دارم یکی سوند و ماساژ رحمی رو تو بیحسی برام انجام بدید گفتن سوند اگه تو بیحسی میخای آقا انجام میده منم گفتم نه پس خودتون خانما برام بزارید خیلی میترسیدم ولی واقعا خودتو شل کنی اصلا درد نداره فقط یه ثانیس ماساژ رحمی هم داخل بیحسی برام چندبار انجام دادن که اصلا نفهمیدم اتاق عمل خیلی خوب بود همه شاد بگو و بخند آمپول بیحسی برای من دردناک بود حقیقتا ولی سوزنش خیلی خیلی نازکه واقعا برای من شاید اذیت کننده بوده راه رفتنم اصلا درد نداشت واقعا برای اولین بار با مسکن و شیافی که استفاده میکنن برات درد نداری اینم من خیلی غول نسازید از زایمان همه چی خوب پیش میره اگر سوالی داشتید با جون و دل جواب میدم ممنونم از دعاهای خیرتون انشالا همه مامانا به راحتی زایمان کنن 🌸🙏
مامان یارا 💕 مامان یارا 💕 ۲ ماهگی
تجربه زایمان من پارت ۲
تو اتاق عمل هم دکتر بیهوشی ازم پرسید بی حسی یا بیهوشی که من انتخابم بیهوشی بود. فقط گفتن قبل اینکه مواد بیهوشی تزریق بشه باید بتادین به شکم بزنیم و فشار و اینارو چک کردن و بعدش دیگه من نفهمیدم تا تو ریکاوری
ساعت نزدیک ۸ رفتم اتاق عمل، ساعت تولد رو زدن ۸/۱۰ دقیقه
من ساعت ۱۰ اومدم تو بخش
تو ریکاوری من هنوز یکم حالت خواب و بیداری بودم ک دوبار شکمم رو فشار دادن، یکم درد حس میکردم و اه و ناله کردم ولی خیلی بعدش از دردش یادم نمیاد
پمپ درد هم تو اتاق عمل گفتم ک میخوام برام وصل کردن اولی ک اومدم تو بخش یکم درد داشتم برام شیاف گذاشتن بعدش دیگه نیازی به شیاف نبود تا ساعتای ۶ اینا پمپ دردم هم قطع کردن دیگه
کمپوت هم گفتن فقط گلابی میتونی بخوری و چایی نبات و نسکافه بعدم یکم راه رفتم با کمک پرستار که اونم درد غیر قابل تحملی نداشت اصلا. فقط یکم سرگیجه داشتم چون چند ساعت حالت دراز کش بودم.فقط بعد اینکه اجازه دادن حتما راه زیاد برین هم برای اینکه راحت تر و زودتر دفع داشته باشین هم دردتون کمتر میشه. دیگه بعدشم رژیم غذایی عادی میشه. فرداش هم که معاینه دکتر اطفال و دکتر خودم انجام شد و چسب بخیه هام عوض شد مرخص شدم.
مامان هدیه زهرا مامان هدیه زهرا ۱۳ ماهگی
#تجربه_سزارین
پارت دوم
تو اتاق عمل اول متخصص بیهوشی خیلی مهربون بهم مشورت داد که وقتی میترسم، بی حسی خوب نیس و باید بیهوش شم. چون وقتی وارد اتاق عمل شدم، خیلی ترس داشتم و اینو همه شون متوجه شدن . یکم باهام حرف زدن تا ارومم کنن. و تصمیم گرفتن که بخاطر ترسم، بیهوشم کنن. و اینکه از عوارض بی حسی بهم گفتن که بعداز اینکه بی حسی تموم میشه، سردرد های شدید دارن .
دستگاه تنفس بهم وصل کردن و همونجا دیگه تو یه لحظه بیهوش شدم.
بیدار که شدم، ساعت ۲ و نیم بود.
دیدم تو اتاق ریکاوری ام و پرستار بهم شیاف میزنه تا درد نداشته باشم.
آرامبخش و شیاف خیلی خوب بود . باعث شد وقتی که به هوش اومدم، اصلا دردی نداشته باشم. واقعا خوب بود . اصلا نیازی به پمپ درد نداشتم. همه کسانیکه با ما سزارین کرده بودن هم همینطور بودن، هیچکدوم پمپ درد نداشتن . و همه مون با شیاف و سرم و آمپول ، آروم بودیم و هیچ دردی نداشتیم‌ . و بخاطر اینکه بیهوش هم شده بودم، هیچ عوارضی نداشتم و حالم اوکی بود.
تو این زمینه ی بعد از عمل، بیمارستان و عواملش خیلی مهمه. من که واقعا رااضی بودم. رسیدگی شون عالی بود.
مامان نون خامه ای🩵 مامان نون خامه ای🩵 روزهای ابتدایی تولد
#تجربه زایمان (پارت اول)

سلام مامانیا نوبتی هم باشه نوبت رسید به تجربه زایمان من
خب از اونجایی که پسرم از اول بریچ بود و تا اخر هم بریچ موند زایمان من سزارین اجباری شد البته اگه نبود هم باز انتخابم سزارین میشد
روز و ساعت عمل مشخص بود با امادگی کامل و البته استرس خیلی زیاد ساعت ۶صبح راهی بیمارستان شدیم
بعد تشکیل پرونده گفتن شما نفر اولی و لباس اینارو بپوس منم که کلا گیج و منگ بودم از شدت استرس واقعا میلرزیدم با جشم گریون و تن لرزون از همسر و خانوادم خداحافظی کردم و تنها راهی اتاق عمل که بار اول بود میدیدم شدم

ققط ایت الکرسی میخوندم بلکه اروم شم ولی علنا میلرزیدم و کادر درمان متوجه لرزش من شده بودن و سعی داشتن ارومم کنن
خلاصه روی تخت دراز کشیدم و فقط توکل کردم کارشناس بیهوشی که بهترینارو از خدا واسش میخوام کلی باهام حرف زد و سعی کرد ارامش رو بهم برگردونه متخصص بیهوشی اومد و کمی از روند بیحسی اسپاینال توضیح داد و شروع کرد مهره های کمر رو کامل دادم بیرون و امپول بیحسی تزریق شد گفت قراره پاهات داغ باشه و در کسری از ثانیه انگار پاهام رو گذاشتن تو آتش…
مامان آراد مامان آراد ۲ ماهگی
تجربه سزارین بیمارستان ۱۷ شهریور
صبح ساعت ۸ رفتم تا ۹ بستری شدم قبل اینکه ببرن اتاق عمل سوند وصل کردن که درد نداشت اصلا فقط یه لحظه احساس سوزش داره بعدش ۱۰ ونیم بردنم اتاق عمل دکتر بیهوشی اومد چندتا سوال پرسید که تا حالا عمل کردم یا نه و اینکه پمپ درد میخوام یا نه منم گفتم پمپ درد میخوام و خیلی خوب بود که پمپ گرفتم توصیه میکنم بگیرین اگه مثل من تحمل دردتون پایین
نشستم روی تخت پرستار شونه هامو گرفت دکتر آمپول بیحسی زد توی کمرم و دراز کشیدم و چند دقیقه بعدش کمر به پایین بی حس شدم دیگه دکتر خودم اومد و یک پرده کشیدن جلوم و دکتر شروع کرد به روند زایمان بعد شاید بگم ۵ دقیقه صدای پسرم شنیدم آوردنش کنار صورتم بعدم برن روی ترازو و لباسش کردن و دکتر شروع کرد بخیه زدن بعد بردن ریکاوری یکساعت بودم بعدش بردنم بخش ساعت ۵ عصر شروع کردم به راه رفتن فقط همون لحظه اولش سخته واقعا درد داره که هرچی بیشتر راه برین بهتره وگرنه درد بخیه اصلا نداشتم با پمپ قابل کنترل بود
یک درد کتف راستم آخرشب گرفت اون خیلی بد بود انگار نفسم میخواست بند بیاد که میگن طبیعیه و بخاطر همون بیحسی که درد میگیره روز بعدش هم مرخص شدم دکترم هم سوسن داورپناه و راضی بودم از روند زایمان