برای همچین مردی اصلا نباید بیرون رفت.وظیفشه خرجتون رو بده.کار میکنی کمک خرجی دستت درد نکنه ولی اجازه نده زبونشم دراز باشه یه بار بترسونش
بنظرم خودتو فدا نکن اون خانما شوهراشونم کمک حالشون تو کار خونه هستن
پولتم زیاد خرج نکن تو خونه برای خودت تیکه تیکه طلا بگیر نگه دار ولی چه کار سختی که باید شب بری بچه ات پیش کی میمونه پس؟!
چه اشتباهی ول کن بابا بهانه بیار نرو بمون پیش بچت بذار هرچی میخاد ور ور کنه. شوهرمنم میگه برو سرکار یسره میکه بی عرضه ای سرکار نمیری. چون کمکم نمیکنه توخونه منم سرکار نمیرم میگم بذار زر بزنه مهم روانمو بچمه
عزیزم اگه ب خودت نیای زندگی بمرور زمان با بی رحمی کامل بهت میفهمونه ک لازم نیس انقد قانع و بساز باشی از من بتو نصیحت از همین الان روشتو عوض کن عوض کن عوض کن
دو راه داری
یا کارو کلا بزار کنار
یا اگه نمیتونی حقوق تو فقط برای خودتو و بچت خرج کن
اگه غیر این بکنی زمونه ب زودی درس بدی بهت میده
سر کار نرو عزیزم. مادر بودن خودش یه شغله توانت رو برای خودت بذار. شوهرت هم مشخصه آدم نمک نشناسیه. وظیفه ی تامین مالی خانواده هم با اونه
منم میرفتم دقیقا اوضاع شمارو داشتم شوهرم پنجشنبه ها تعطیل بود من از سرکار میومدم خونه اونم از تفریح و قلیونسرا میومد خونه دریغ ازینکه یه کتری آب برام گرم کنه خودم باید ناهار و شام میزاشتم تا کم میآورد ازم پول میخواست بخاطر احترام به خودم یه روز تصمیم گرفتم دیگه سر کار نرم از همه سختی ها و پیشرفت و تحصیلات و سابقه کاریم گذشتم و الان خونم پیش بچم سالهای ساله شوهرم منت میکنه برم سرکار منم هربار یه بهونه میارم بعضی اوقات میگم ازدواج اشتباهم چقد مانع پیشرفتم شد کارم خیلی عالی بود به پاس همین کار کلی خواستگار خوب داشتم و منی که خانوادم شوهرمو برام انتخاب کردن اونم اول ازدواج قول داد چون سرکار میرم حمایتم میکنه از هرنظر و یکسال بعد ازدواج ورق برگشت ۵ سال تحمل کردم همکارام گفتن بعد ازدواج افسرده و توفکر رفتم و بالاخره بااینکه عاشق کارم بودم تصمیم گرفتم از کارم طلاق بگیرم الانم درسته بمن از نظر مالی فشار میاد از شخصیت اجتماعی من کم شد ولی بازم اعتقاد دارم بهترین تصمیم گرفتم
سرکار چی میری مگه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.