پارت۱۴
نمیدونم بی حسی بد زد یا خیلی تکون خوردم الان رگم گرفته درد شکمم خب هست دیگه..شیاف میزنم نمیدونم شرایطم چطور بشه بعدا کمر درد یشم یا نه دل‌درد بشم یا نه..الان زیاد خوب نیستم شکم اولم بهتر بودم.نمیوونم ربطش به بیمارستانه یا ربطش به سزارین اول و دوم.. ولی خب..
من از دکترم راضی بودم خوش قلب بود مهربون بود بارداری همه نکات توجه میکرد ،،الانم نمیتونم بگم شکمم خوب باز و جمع کرد یا نه اما از چیزای دیگه اصلا راضی نبودم...
زایمان اولمم از سهل انگاری دکتر مردی راضی نبودم بچه من بدون مشکل با شکم اول۳۸ هفته و ۳ روز زایمان کرد گاهی میگم اون باعث بستری شدن بچه شد ولی بچه فامیلمون با حساسیت با جفت و خارش زیاد تا۳۹ هفته و ۴ روز نگه داشت😮‍💨😮‍💨من اینو بعدا فهمیدم .دکتر مردی یکم اخلاق نداشت و توضیح نمیداد چیزی رو ولی کارش خوب بود کار اتاق عمل بهمن زنجان عالی بود دکتر بیهوشی واقعا مثل فرشته بود برام...از دکتر حاج شفیعها بخاطر اینکه مدام گفت دهخدا خوبه اتاق عملش خوبن اخلاق پرسنل خوبن خیلی ناراحتم..واقعا نمیدونم چیزی از این تبلیغات بهره می‌برد یا واقعا فکر میکنه دهخدا بهترینه😮‍💨😮‍💨😮‍💨خلاصه که منکه دیگه بچه نمیارم همین دوتا تجربه برام کافیه..پسرمم بغلم دوست داشتم درد دل کنم تا بیان تجربه خیلی غمگین و ناراحت بودم.انشالله همه به بهترین شکل روز زایمانشون سپری کنن،

۳ پاسخ

اگ دکترت حاجی شفیعیها بوده بخاطر همون میگفته برو بیمارستان دهخدا چون دکتر اونجاست خب صد در صد ب نفعی می‌بره ماهم یکی از اقوام نزدیک مون رفته بود دهخدا اونم‌دکترش با شما یکی بود خیلی تعریف کرد ولی همراهش اصلا تعریف نمی‌کرد از بیمارستان خوب نبود

درکل امیدوارم ک زودتر سرپا بشی و این روزا رو فراموش کنی
خداروشکر حال‌نی نی خوبه و کنارته ایشالا خوش قدم و پر روزی باشه

نه همراهی خوبی داشتی نه بیمارستان خوبی و همه ی اینا شد خاطره ی بد حال بد برات،اول از همه باید برای بردن همراه خیلی دقت کنی وقتی میدونی مادرت توانایی نداره و خب این مدل اخلاق داره بهتر بود با کسی دیگه بری چون تو بعد از ۹ ماه و یه عمل سخت کلافه ای خسته ای بی قراری نیازی ب همدلی داری …بیمارستان هم همون جا میرفتی شکایت میگردی با بخیه و هرچیزی موقع ترخیص وقتی خصوصی زایمان میگنی یعنی باید بهترین شکل ممکن باهات رفتار کنن اینکه انقد نارضایتی داشتی اصلا خوب نیست شاید شکایت تو الان دردی دوا نکنه اما برای نفرات بعدی ک میرات اونجا موثره

سوال های مرتبط

مامان کوروش مامان کوروش ۸ ماهگی
سلام خانوما بعد 10 روز اومدم تجربیات بگم

دکترم فریبا حقی بود خیلی عالی بود راضی بودم ازشون واقعا دکتر خیلی خوبیه از همه لحاظ و من سزارین اختیاری بودم 15 تومن گرفتن
و اینکه بیمارستان موسی بن جعفر بودم بیمارستانه همچی خوبی نبود بعضیاشون رفتارشون مثل سگ بود صحبت میکردی جوابتو نمیدادن
و من صبح ساعت 9 بیمارستان بودم کارامو کردم شد 10 نیم بستری شدم اومدن سوند سرم اینا وصل کردم لباس پوشیدم ساعت دو دکتر اومد رفتم اتاق عمل اتاق عمل خیلی باحال بود اولین بار بود ک رفتم 😂و دراز کشیدم میخاستن گولم بزنن گفتن بیهوشی گفتم نه من بیهوشی نمیخام درد بعدش نمیتونم تحمل کنم بی حس میخام دیگ دکتر اومد بی حسی زد اصلا درد نداشت فقط نباید تکون بخوری ساعت 2:40کوروشم بدنیا اومد خداروشکر همه چی خوب بود و بخیه هم جذبی زدم خانم دکتر گفتن جذبی بهتره واقعا جذبی بهتره و اونایی ک بیهوشی بودن تو ریکاوری جیغ میزدن اه ناله من نه دراز کشیده😂آروم 6 بار شکمم فشار دادن فقط 5 پرستار عوضی خیلی بد فشار داد و اینکه چسب بخیه اومد پرستار عوض کنه برام خیلی بد عوض کرد راضی نبودم طوری زده بود ک رون پام گرفته بود و پام سوخته بود این خیلی اذیتم کردحتما جای دکترم برم ازش شکایت میکنم وگرنه اصلا درد نداشتم زایمان خیلی راحتی داشتم واقعا عالی بود برگردم عقب حتما سزارین انتحاب میکنم و بخیه جذبی
و هزینه بیمارستان هم 50 تومن شد
مامان ماهلین 😍👼 مامان ماهلین 😍👼 ۷ ماهگی
سلام مامانا منم ۱۴۰۴/۹/۱۶ زایمان سزارین شدم 👼
یکم بخوام از تجربه ام بگم از روز زایمان ساعت ۶ روز یکشنبه بستری شدم اول بردن اتاق اماده سازی برای عمل اونجا ان اس تی گرفتن سوند وصل کردن که یکم سخت بود اونجا یکی دوساعت تحت نظرشون بودم بعد بردنم اتاق عمل هر چی از پرسنل بیمارستان بگم واقعا کم‌گفتم بقدری مهربون و خوش اخلاق بودن باعث میشد اصلا استرس نگیرم دکترمم عالی بود من خودم بقدری استرس داشتم مدام فشارم بالا میرفت مرتب دکتر خودم و دکتر بیهوشی کنارم بودن امپول بی حسی اصلا درد نداشت هیچی ادم متوجه نمیشه فقط حس داغی کمر به پایین حس میکنی که اونم اصلا ترسناک نبود اونجوری که بعضی خانوما اینجا گفتن
ساعت ۱۱ ونیم بود که دخترم و گذاشتن تو بغلم از حس اون لحظه هر چی بگم‌کم گفتم چون واقعا قابل توصیف نیس حتی گفتنش خیلی حس قشنگی بود اونجا که بی حسی انجام شد من‌کاملا متوجه میشدم که دارن میبرن شکمو یا بچه رو میارن بیرون ولی واقعا ترسناک نبود چون اصلا حسی نداری فقط در حد کش اومدن شکم بود که وقتی ورزش میکنی داخل خود اتاق عمل از دکترم خواهش کردم که ماساژ شکمی رو انجام بده تا بی حسم که اوناهم چند بار انجام دادن بعد از اتاق عمل مستقیم بردن ریکاوری من ۳ ساعتو ریکاوری بودم به خاطر بالا بودن فشارم اونجا هم چند باری فشار شکمی برام انجام دادن درد داشت نمیگم درد نداشت ولی خب چون پمپ درد داشتم درد کنترل میشد حتما پمپ درد بگیرین چون وافعا حال ادمو خوب میکنه تا بیای بخش فقط اون پمپ درد جواب میده بعد که بیای بخش تازه بهت یه شیاف میزنن به نظر من هر چه قدر پولش باشه ارزش داره بعد که اومدم بخش تا ۸ ساعت اجازه ندادن نه رو بالش سرمو بزارم نه چیزی بخورم
مامان افرا و ابرا مامان افرا و ابرا ۶ ماهگی
حیفم اومد تجربه زایمانمو اینجا نگم ، چون قبلش خودم خیلی استرس بیمارستان و دکترو داشتم و شاید تجربه من به درد کسی بخوره
دو قلو های پایان هفته ۳۷ به دستور دکتر سمیرا حسن خانی با سزارین به دنیا اومدن ، چون اختلاف وزنشون زیاد شده بود و با داشتن یک جفت شرایط خطرناک بود
وزن یکی از بچه ها یک هفته قبل از زایمان خیلی کم بود و دو کیلو بود من یک هفته وقت داشتم که با تغذیه و مکمل وزن بچه هارو بیشتر کنم که ان آی سی یو نرن
هزینه ان آی سی یو بیمارستان پیامبران یکم زیاده
ولی دکترم انقدر شریف بود که گفت چون بیمه تکمیلی نداری نگران نباش من همه سعیمو میکنم اگه لازم شد اونجا بستری نشن
خلاصه پس از یک هفته تلاش برای وزن که جوابم هم داد
من ۲۱ دی با دکتر حسن خانی تو بیمارستان پیامبران تهران سزارین شدم و واقعا میتونم بگم از همه چیییی راضی بودم
رسیدگی ، رفتار پرسنل ، دکتر حسن خانی و دکتر بیهوشی که اسمشون رو نمیدونم عالی بودن
همه میگفتن بیحسی از کمر خیلی درد آنی داره ولی من حتی به اندازه یه آمپول ساده هم حس نکردم ، یا فک میکردم حتما بعدش سردرد میگیرم ولی اصلا نگرفتم
از ریکاوری تا روز مرخصی شدن درد زیاد داشتم که خب طبیعیه به هر حال قسمتی از بدن بریده شده
ولی رسیدگی بسیار خوب بود و مرتب بهم مسکن و شیاف میدادن تا کمتر اذیت شم
مامان آرمان مامان آرمان ۹ ماهگی
مامان پسته شور🤰🩵 مامان پسته شور🤰🩵 روزهای ابتدایی تولد
مقایسه ی دو سزارینم.
سلام مامانا خوب هستین.من تازه سزارین شدم و حالم از امروز غروب خیلی بهتره،حال روحیم خیلی بد بود،خواستم اینجا یچیز بگم برا همه ی مامانا که خودتون سرزنش نکنید در هر شرایطی..من واقعا انتظاراتم تازه بیمارستان و دکتر و عملم برآورده نشد اما این چیزی نبود که دست خودم باشه بااینکه بعد سزارین اولم گفتم تا ابد سزارین بهتره الان هم باوجود انواع درد همین رو میگم بهتون و بخاطر اشتباهاتم خودمو سرزنش نمیکنم،همینکه دلم خواست طبق تجربه یه چیزایی بگم برای کمک به همه ی مامانا. گاهی ممکنه بخاطر اینچیزا قضاوت بشیم توهین بشنویم یا حتی به عده ی خیلی بیشعور اقلیت نفرین هم بکنن اما اونارو می‌سپاریم به وجدان خودشون و خدای خودشون..من طبق تجربه ی اولم تو سزارین همه چیز شانسی یا قسمت یا هر چی همه چیز عالی پیش رفت و من حتی نفهمیدم عمل شدم و فقط تنها چیزی که اذیتم کرد بستری شدن بی علت یا بعلت بچم بود که هیچوقت برام ثابت نشد و منو دلزده و فکروخیال دار کرد و خودمو سرزنش کردم،وگرنه بعد عمل حتی آنچنان شیاف استفاده نکردم و عالی بودم، یکم هم بگم خوش شانسی شاید..میتونید تجربه ی اول سزارینم رو بخونید،شاید یکی بگه طولانی یا قصه یا هرچی اما بنظرم برای سزارین های اختیاری یا حتی طبیعی هام واجبه که یه موقع اجبار به سزارین شدن خودشون رو مقصر خیلی چیزا ندونن..من شانسم تو سزارین اول دکتر خوب و فرز تو باز کردن و بستن شکم.دکتر بیهوشی خوب،پرستارای خوب بعد عمل،پرستارای خوب تو ان ای سیو،بچه ی خوب و درشت و سالم باعث شد روزای خوبی برام سپری بشه تنها چیزی که سرزنش کردم خودمو چون کرونا بود ویزیت دکترم کم بود من عاقل نبودم چون سزارین اول بودم بی درد بودم بدون علائم زایمان بودم