جانم به خدمتت عرض کنم بعد از اینکه وزن گل پسر کم بود دکتر پیشنهاد سونو داپلر رو داد تا iugr بررسی بشه
شریان خونرسانی به جفت و مغز باید بررسی میشد که اگه مشکلی بود امروز فردا برم برای عمل بستری بشم . سونو رو دادم و خدارو شکر مشکلی نبود اما من چقدر استرس کشیدم.
اما با توجه به یه کوچولو کمی کیسه آب دکتر از تاریخ اصلی عمل پنج روز زودتر رو پیشنهاد داد برای سزارین ... و من حالا افتادم رو دور ده روز آخر بارداری و یهو استرس و شادی هم وجودم رو گرفت ... الان فقط از خدا میخوام سالم باشه و بغل بگیرمش بعد از شیره ی جونم بهش بدم تا مثل این نه ماه توی آغوشم با عشق بزرگ بشه ...
واسم دعا کنید مامانا ... قرار شد یک هفته از داپلر گذشت nst بدم تا قلب نی نی چک بشه و ان شالله بعدش آماده بشم برای فاز بعدی ینی رفتن به اتاق عمل

توکل بر خدای مهربونم که این نه ماه همدمم بود
همراهم بود
من همه امید و پناهم به خدای مهربونم هست

به وقت سی و شش هفته و یک روز ...
۲۷ تیر ۱۴۰۵

۱۳ پاسخ

انشالله بسلامتی زایمان کنین شما تحت نظر دکتری قصری هستین راضی هستین ازش؟

عزیزم انشالله میری بسلامتی زایمان میکنی نینی خوشگلتو بغل میگیری دنیا میاد شیرمیخوره خودش تپلی میشه هیچ نگران نباش اتفاقا خیلی از بچه هایی ک موقع دنیا اومدن وزنشون کمه بعدا بهترین وزنگیری رو دارن

انشالله به سلامتی بغلش کنی ؛ الان دیگ تو هفته های امن هستی و ۵ روز زودتر چیزی نیست . گلم مایع دور جنین عددش چند بود ؟

انشالله همه چی عالی پیش میره قشنگم نگران نباش🥹😍🩷

بسلامتی عزیزم بغلش کنی...❤️❤️❤️

عزیزم انشالله بسلامتی بچتو بغل بگیری
منم بچم وزنش کمه و داپلر دادم و بند ناف هم دو دور گردنش پیچیده
منم هفته ای دو بار باید nst بدم و انشالله به امید خدا آماده بشم برای به دنیا اومدنش

ان شاءالله به سلامتی زایمان کنی

خداروشکر عزیزم، خیلی خوشحال شدم برات، انشاءالله ک کوچولوتو صحیح و سالم بغلت میگیریش🥹💚

عزیزم کی باید زایمان کنی؟ منم مث شمام

منم امروز ۳۶ هفته و یک روزم ،با همین ،ایشالا بسلامتی زایمان کنی ، منم این هفته برم سونو اگه بازم بریچ باشه سزارین میشم

بسلامتی عزیزدلم انشالا همه چی عالی پیش می‌ره❤️🌷

انشاالله زایمان خوبی داشته باشی.وزن نی نی چند بود

ان اس تی ضربان قلب هست عزیزم
نه چکاب قلب

سوال های مرتبط

مامان گل خوشبو ریحانه مامان گل خوشبو ریحانه ۱۳ ماهگی
سزارین سوم
پارت اول
در طول بارداریم از ماه پنجم به بعد هر بار میرفتم پیش دکترم احتمال ریز بود جنین رو میداد و این خیلی برای من ناراحت کننده بود یعنی تا پایان بارداری من ۳ بار سونوی تشخیص آیوآرجی جنین رو دادم و هر بار سونو میگفت که وزنش نرماله ولی دکتر من میگفت بهتره که خودتو تقویت کنی که وزن جنینت بره بالاتر . تا آخر هفته ی ۳۶ که آخرین سونوی وزن رو انجام دادم و وزن جنین ۲۵۰۰ بود با این حال با دکترم مشورت کردیم و تصمیم بر این شد که تا ورود به هفته ی ۴۰ صبر کنیم بعد سزارین انجام بشه تا حداقل جنینم به وزن نرمال برسه پس تاریخ ۲۷ مرداد که ۲ روز میشد که من وارد ۴۰ هفتگی میشدم رو برای سزارین انتخاب کردیم و دکترم برای اینکه من زودتر از این تایم وارد پروسه ی زایمان نشم برام شیاف ، آمپول و قرص پروژسترون تجویز کرد . در عین حال هفته ای دو عدد آمپول بکمپلکس برای تقویتش نوشت و دو هفته مونده به زایمان هفته ای یه سرم آهن برای کم خونی خودم نوشت . در کنار اینها بهم گفت که این سه هفته باقیمونده تا میتونی کباب و ماهیچه و حلیم،شیر بادام و شیر عسل ،انبه و موز و مغزیجات بخور تا جنین به وزن مطلوب برسه .
منم تا جایی که تونستم این کارها رو انجام داد تا رسید به روز ۲۷ مرداد تایم زایمانم که باید ساعت ۵ صبح میرفتم بیمارستان آرمان .
شب قبلش شام سوپ جو با مرغ خوردم و یه لیوان بزرگ قبل از خواب آب ولرم با عسل خوردم تا برای عمل فردا خیلی سنگین نباشم .
شب اصلا نتونستم درست بخوابم به خاطر استرس . فقط روی هم رفته شاید یکساعت خوابیدم ساعت ۴ برای نماز که بیدار شدم کم کم آماده شدیم و به همراه همسر و مامانم راهی بیمارستان شدیم
مامان ༺Sepehr & Nila༻ مامان ༺Sepehr & Nila༻ روزهای ابتدایی تولد
و رسیدم به روز آخر بارداری😍


جمعه 06.06.05 قراره آخرین روز بارداری من باشه و شبش برم بستری بشم و اماده برای زایمان روز شنبه❤️


از حسم بخوام بگم خیلی هیجان دارم ،یه چیزی شبیه به اینکه قراره یک مجلس مهم برم یا عروسی خودمه همونقد هیجان دارم و شکر خدا برخلاف بارداری اولم که دو هفته زودتر کیسه ابم پاره شد ،این بارداری تونستم تا روز آخر پیش برم و به ۳۸ هفته برسم و خوشحال از اینکه به همه ی کارهام رسیدم همه خریدهام انجام شدن ساک هام اماده ن،گل سفارش دادم ،ارایشگاه رفتم و از همه مهمتر امشب با پسر قشنگم یک دیت دو نفره رفتیم بصرف کیک بستنی شب آخری بعد هم دور دور با ماشین تو خیابون و یک ربات موزیکال هم واسش خریدم که توی بیمارستان بهش بدیم💚🌈



فردام قراره اختصاص بدم به چیدن یک دکور کوچولوی بادکنکی تو یک گوشه خونه و چند تا عکس و فیلم خانوادگی و تکی
بعد ساعت ۹ اماده بشم برم بیمارستان 😍❤️
واقعا همه ی کارهایی که تو بارداری قبلیم انجام نشدن رو تو این بارداری دارم جبران میکنم😅
تجربه زایمان قبلم توی تاپیکام هست ↩️💌


این لحظه های قشنگ رو برای همه ی چشم انتظارا آرزو میکنم انشالله خیلی زود کوچولوهاتون رو بغل بگیرین
برای منم خیلی دعا کنین که شنبه دخترم صحیح و سلامت بدنیا بیاد🌸✨️💝



فرزندپروری بارداری کودک شیردهی شیرمادر