۵ پاسخ

ما سه تایی کنارهم میخابیم من وسط میخابم یه اتاق داریم دریجه کولر نداره انقد گرمه نمیشه دیگ سه تایی سالن میخابیم

راستش انقد دغدغه دارم و ذهنم شلوغه.هنوز به تصمیم برای خواب مستقل فکر نکردم.
ته ذهنم هست ولی هنوز اقدام نکردم.

ببخشید سئوال بی ربط از موضوعتون میپرسم ، اون تو عکس ماشین ظرفشوییه؟ اگه هست راضی هستی مارکش چیه

پس من تنها نیستم منم می ذارم رو تختش می خوابه ساعت ۴/۵ صبح صدام می کنه ببرمش تو اتاق خودم فکر می کردم چون دیر اقدام کردم به جدایی دیگه درست نمیشه پس امید داشته باشم البته اینم بگم تا قبل جنگ می خوابید از ترس جنگ اوردمش تو اتاق خودم که نصف شب از صدا نترسه بعد عادت کرد و دیگه جدا نخوابید

قبل جنگ من پایین تخت می خوابیدم پسرمم تو تختش بعد دیگ من میومدم بیرون
اوایلش ساعت سه نصفه شب صدام میکرد
به قول شوهرم می گفت این چ جداکردنی بچه رو بیار پیشمون اینقدر تو رفت و امد نباشی تا صبح
دلشت بهتر میشد که جنگ شد دوباره شدیم سه تایی ی چند روزی دوباره میره اتاقش البته با من بعد صبح بیدار میشه میاد

سوال های مرتبط

مامان ماکان 🧿💜 مامان ماکان 🧿💜 ۵ سالگی
مامانا خیای سردرگمم پسرم که پارک میره کسی میزنتش بهش میگم از خودت دفاع کن بزنش این که میزنه دیگه بزن بزن تموم نمیشه از طرفی چندبار پیش اومد کسی زدش این فقط نگاهش به من بود دفاع نکرد از خودش
وقتی هم میگم بزن توهم دیگه دست از زدن برنمیداره بعد میگم ماکان زدن بده دوباره میگم کسی زد بزنش انگار اینم گیج شده
اخه یبار وایسادنگاه کرد بچه چندتا زد تو سربچم منم دیدم بچم واکنش نداشت فقط به من گفت مامان با گریه بعد من به بچه گفتم خیلی کارت بدبود زدی مامانش اومد گفت خوب کرده زده حقش بوده سر راه سرسره وایساده باید میزده منم دعوام شد باهاش تو پارک بنظرشما چیکارکنم تو این مورد توپارک خیلی داستان پیش میاد مثلا یه بچه یهو بی دلیل شکم بچمو گازگرفت یه هلش میدن دستشو میکشن من همیشه بهش تذکر میدم اصلا نه کسیو هل بده نه بزنه نه لباس بکشه وقتی دیدم همه با بچم اینکارو میکنن اینم وایمیسه گریه میکنه منم دائم میگم بزن توهم حالا که داره میزنه دوباره میگم ن نزن زدن بده خل شدم
مامان الیناونیلا جانم مامان الیناونیلا جانم ۱ ماهگی
سلام خواهرا شبتون خوش گفتم آخر شبی یکم درد دل کنم ... دخترم پنج روز مثل بچه هایی که از جیش گرفتن شده میزاره جیشش بریزه بعد میگه من الان بهش میگم دسشویی داری میگه ندارم دو دقیقه بعد میبینم پشتش خیسه اعصابم رو خورد کرده چند بار اول به روی خودم نیاوردم هیچی نگفتم فقط گفتم چرا گذاشتی جیشت بریزه ولی اصلا انگار نه انگار الان چند بارم دعواش کردم بازم فایده نکرده نمیدونم چیکار کنم ...
خیلی لجباز شده امشب رفته بودیم هیئت بگم ده تا بچه جلوی ما بودن باهم حرف میزدن بازی میکردن منم مثلا زود رفته بودم که کنار بشینم کمرم درد میکنه جا نبود از اول وسط نشستم دخترمم رو‌پام هرچی میگم بشین زمین برو پیش دخترا نه اینکه غریبی کنه خجالتی باشه همه شون فامیل بودن از اینکه حرص منو دربیاره میگفت الا و بلا من روی پای تو بشینم ... چند روزه کاراش رو اعصابمه سر سفره نمیشینه کسی چیزی بهش بگه جواب میده مثلا امشب یه خانم سن بالایی اومد پاشو بگیره باهاش شوخی کنه زد رو دستش گفت ولم کن من کلی خجالت کشیدم همه میگن بچه س خودش خوب میشه ولی من میترسم دیر بشه از ثانیه ای که از خواب پامیشم سر درد میگیرم تا بخوابم از کاراش چیکار کنم