۷ پاسخ

تو این دوره هییییییچوقت بچتو حتی واسه نیم ساعت جایی جر مهد کودک تنها نزار.الانم سعی کن با آرامش کار اشتباهشو براش توضیح بدی و نشونش بدی در این شرایط باید نه بگی و بگی این بازی درست نیست

همین که بهت گفته چیکار کردن خوبه
نیومده قایم کنه

بهش توضیح بده کارش خیلی بد بوده
و ببین که اگه اون دختره شروع کننده یا پیشنهاد دهنده بوده
به همسایتون بگو
بکو بیشتر مراقب بچه ها باشیم باهم بازی میکنن تایم زیادی تنهاشون نزاریم

باز خوبه ازت نترسیده و قایم نکرده.

ببخشیدا ولی اصلا درک نمیکنم ک بچه چهار ساله رو تنها میزارید خونه کسی ک با یه بچه دیگه بازی کنه ، من بچه هام و خونه مادرم هم نمیزارم بمونن حتی دوتا داداش و نمیزارم توی اتاق باشن همیشه باید جلوی چشمم باشن

ازشون بپرس بزرگترکجابوده .بعدنشونشون بده که جای خصوصا هم نبایدجزپدرمادرببینن اگه قانع نشدن بگین عفونت میکنن بایدعمل کنی.

باید با داستان غیر مستقیم براش بگی ک‌ کارش بده اگ مستقیم بگی گوش نمیده دیگ هم تنها جایی نفرس

مخم هنگ کرد بچه 4 ساله

سوال های مرتبط

مامان آرتا مامان آرتا ۵ سالگی
سلام مامانها
همسایه پایینیم یه دختر داره که سه سال از پسرم بزرگتره حدودا یک ساله که باهاش رفت آمد دارم بخاطر اینکه بچه هامون بازی کنن باهم یه مدته که پسرم تنها پایین میره یا دخترش تنها میاد با پسرم بازی میکنه . چند وقته اون دختره زورگویی میکنه یا همش با پسرم سر بازی قهر میکنه پسرم چون بازی دوست داره حرفشو گوش میده اکثرا یک ماه پیش پسرمو هل داد صورت پسرم قشنگ چاک خورد علامتش هنوز هست که مامانش عذزخواهی کرد بعد گفت چون پسر من به لحظه اومد روی پاهاش دردش گرفت هلش داد منم گفتم آره چون بچه هستن پیش میاد اشکال نداره تو بازی
بعد دوباره هرروز همو میدین یا پسرم میرفت پایین یا دخترش میومد بالا البته دیگه حواسم قشنگ روشون بود که دوباره حل ندن همو بعد چند روز پیش پسرم رفت خونشون ایندفعه منم رفتم دیدم دختره عصبانی شده بخاطر اینکه چشماشو تو بازی خوب نبست پسرم میخواست پسرمو هل بده بزنه که مامانش سریع اومد جلوشو گرفت
الان من دیگه نمیخوام پسرمو بفرستم دیگه باهاش بازی کنه بنظرتون چی بگم که مامانش ناراحت نشه چون مامانش دوستم شده خیلی مهربونه اما بچه ش خیلی اذیت میکنه
مامان مو خرمایی مامان مو خرمایی ۵ سالگی
اشتراک تجربه....
چند روزی دختری سرما خورده بود و توی خونه بود منم چون که خیلی حال و حوصله نداشت میذاشتم تلویزیون بیشتر ببینه... ولی دیگه امروز حالش خوب شده بود و گفتم شروع کنم تایم تی وی رو کم کنم ، ولی چنان مقاومتی کرد و گریه و جیغی راه انداخت که نگو ، من تی وی رو خاموش کردم و گفتم وقتش‌ تمامه... فک کنم حدود نیم ساعتی جیغ زد و گریه کرد ، آخریا دیگه کم آورده بودم میخواستم برم روشن کنم دوباره تی وی رو ، ولی گفتم نه...‌ مشاور کودکشم گفته بود وقتی میخواین یه عادت بچه رو ترک بدین دیگه اگه شروع کردین نباید برگردین و کم بیارین چون بچه میفهمه که میتونه با داد و بیداد به خواسته هاش برسه
خلاصه خیییییلی سعی کردم آروم باشم و باهاش حرف بزنم ولی دیدم راه نداره اصلا... رفتم سراغ کارای خودم بعد نیم ساعت اومد گفت بیا باهم بازی کنیم ، گفتم آروم شدی پس؟؟ چه بازی کنیم؟ دیگه پیشنهاد بازی داد و رفتیم بازی کردیم و تی وی رو بیخیال شد 😁😁
خلاصه که مامانا مقاوما کنین اگه اعصابتون میکشه 😮‍💨🤪