من هیچوقت ب همسایه رو نمیدم در حد ی سلام خشک و خالی
خوشم نمیاد غریبه خونم رفتو امد کنه
واقعا مادرش خیلی نفهمه
من هیچوقت با همسایه صمیمی نمیشم در حد سلام علیک ، واحد روبروم دو تا پسر داره خیلی هم خانم خوبیه اینقدر وقتی تو راهرو میبینم همدیگه رو اصرار. میکنه میگه بیا خونمون پسرت تنهاست با بچه هام بازی کنه ولی من میگم ممنونم پسرم شیطونه اذیت میکنه میگه نه بابا از بچه های من که شیطون تر نیست
تو این چهار سال که همسایه ایم یکبار خونه هیچ همسایه ای رو ندیدم
چون خوشم نمیاد دم به دقیقه سر یکی تو زندگیم باشه یا من مزاحم کسی بشم
حالا اگ بچه خواهر شوهر باشه و هر دم بیاد خونت چیکار میکنین؟من خواهرشوهرم بچهاشو میفرسته خونم که مثلا با دخترم بازی کنن پس الا اصلا دخترم باهاشون نمییازه و مدام دعوا میکنن ، خودشم کلاسای آنلاینشو گوش میده ، ویدیو های انگیزشی، کلا حال میکنه از نبود بچه هاش منم راهنمایی کنید 🥲
عزیزم منم یه مدت بچه همسایمون اینجوری میکرد هر روز هرروز تا میدید در حیاط بازه سریع میدوئید میومد وقتاییم که بسته بود در میزد و مامانش زنگ و زنگ که درو باز کن دخترم بیاد پیش پسرت بازی کنه خودشم در آرامش کامل دخترشم تو مخ من پیاده روی میکرد منم دیگه چند وقت پیش بهش گفتم بی زحمت دیگه بچتو نفرست خونمون منم دغدغه های خودمو دارم پسرم به اندازه کافی شیطون هست دیگه توان یکی دیگه رو ندارم چندبار قبلش خیلی محترمانه بهش میگفتم اهمیت نمیداد دیگه این دفعه جدی گفتم بهش بعد اونم یه چندبار دخترش اومد درو باز نکردم و محل ندادم میدیمش هم اخم میکردم و رد میشدم دیگه نیومد
وااا حریف یه بچه نمیشی
اومد در زد لای درو باز کن بگو میخام بخابم
میخام برم حموم میخام برم بیرون
نشدش اومد تو بگو لطفا برو خونتون من بچمو بخوابونم وقت خوابشه
وقت حموم کردنه
کم کم خودشو جمع میکنه
عزیزم ببخشیدا ولی تقصیر خودته رو دادی بهشون بار دیگه بچه در زد درو باز کن با صدای بلند بگو برو خونتون دیگه نمیخوام بیای اینجا تا مامانشم بشنوه
ب مامانشم بگو شوهرم راضی نمیشه بچتو دیگه نفرست راست و پوست کنده حرفتو بزن تا راحت شی
از الان شروع کن بهتره فردا پس فردا زایمان کنی خیلی اذیت میشی با این اوضاع
من واقعا این هجم از صمیمیت درک نمیکنم
چرا اینقدر رو میدین
حتی در بزنه صدبار بگو خوابم حالم خوب نیست نمیتونم مواظب دختر شما باشم
بگو شوهرم راحت نیست اینجوری
تمومش کن
دوبار ناراحت میشه
تموم میشه میره
وای پیامات خوندم حرصم گرفت بابا حالا که ایقد نفهمه و علی اصغر رو اذیت میکنه بگو نفرستش پایین چون با علی نمیسازه و خودم هم حوصله ندارم با این شرایط
خب چرا بهش نمیگی اذیتی یا خودت بزن به اینکه بارداری اذیتت میکنه حالت خوب نیست و.... تا شاید دست برداشت
وای چقدر نفهم باید باشه که بچه رو سر شما آوار میکنه
بگو باردارم بچه خودم کوچیکه نمیتونم مسئولیت یکی دیگه رو قبول کنم
به مامانش بگو اذیت میشی مثل اینکه بارداری هاا
والا تهش اینه ک مادره هم ناراحت میشه ارتباطشو قط میکنه
در و باز نکن پیامم بده عزیزم من پرستار بچه تو ک نیستم هی میفرستیش اینور شوهرمم راضی نیست از این موضوع بکش بهم بچتو جم کن والا
بنظرم خیلی واضح و بدون رودروایسی بش بگو
عزیزم وقتی میاد خونه تون بی محلش کن نه بهش شام و ناهار بده نه بازی کن باهاش نه حرف بزن،آب هم خواست بگو برو خونه تون،شاید غذا خورد خفه شد چکار می کنی
بچه ها بی محلشون کنی دیگه نمیان
چندسالشه بچه؟؟؟
آنقدر از این آدمای بیشعور بدم میاد...زیاد نباید با همسایه قاتی شد.
والا همسایه منم چند سری گفت نمیدونم چه وقتایی بیداری که بچمو بفرستم با بچت بازی کنه، منم گفتم مشخص نیست. چند سری گفت هی جوابشو دادم یا خودمو زدم به نشنیدن دیگه نگفت
نباید رو بدی
بهش رک بگو ببخشید نمیتونم از بچه ت مواظبت کنم مسولیت داره و من باردارم حوصله بچه خودمم ندارم
خیلی رک بهش بگو دکتر گفته بایداستراحت کنم پیاز داغشم زیاد کن بگو بخاطر دختر شما باهمسرم دعوام شده خوشش نمیاد و حوصله بچه کس دیگه را نداره
من باشم رک میگم با وحود وضعیتم با بچه خودم والا بچه تو اضافه اس
عزیزم رک بهش بگو منم یه همسایه اینجوردارم وقتی میاد زود بیرونش میکنم حوصلش ندارم
به همسایه تون بگو من شرایط نگهداری از بچه شما رو ندارم
نیاز به استراحت دارم بچه ها که باهم بازی میکنن نمیتونم استراحت کنم
یا بچه ها از این به بعد بیان خونه شما یا تا اطلاع ثانوی دخترت نیاد خونه ما
بهش بگو رک و راست عزیزم رو دروایستی نکن
وقتی نمیفهمه با پیام بهش بگو نمیتونم شرایطم سخته
چون بیشعورو مردم آزاره
پسرتو بفرست پیشش که نفرسته
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.