نمیرسم به کارام ، اکثرا خستم ، شوهرم تقریبا حذف شده، خونه اکثر وقتا بهم ریختس .
در طول روز فقط سعی میکنم یه چیزی درست کنیم بخوریم ، ظرفارو بشورم و بچه رو رسیدگی کنم همین
رابطه با شوهر خیلی کمرنگه چون خیلی همیشه خسته ایم... تفریح به ندرت... گاهی عصر بچه ها رو بذاریم کالسکه بریم بیرون... درصد رسیدگی به خودم تقریبا صفر... فقط برسم کارای خونه رو انجام بدم و به آشپزی برسم
همه کارا رو که باهم نمیکنیم
یه روز خستهایم
یه روز خونه کثیفه
یه روز غذا نداریم
زندگی همینه دیگه
ولی وقتی بعد از ۶ ماه به زندگیت نگاه میکنی، میبینی که یه روزایی بوده خونه تمیز بوده، تفریح کردی، غذاهای خوب پختی، با شوهرت خندیدی و ...
بالاخره باید پذیرفت که مسیر شاغل بودن با وجود بچه سخت و پرچالشه
مشکل از وقتی شروع شد که زنها پا در کفش مردان کردند
و بعد متقابلا مدعی شدن که چرا مردها کمکشون نمیکنن!!!
وگرنه زن وظیفه ی چندانی بر دوشش نبود!!!!
زن لازم نیست دغدغه ی خرج و مخارج داشته باشه!!!!!
لازم نیست از صبح علی الطلوع بره بدود دنبال یه لقمه نون!!! و بعدش بیاد به همسرش گیر بده چرا ناهار نذاشتی و ال و بل
میگم زن لازم نیست دنبال پرداخت قبض آب و برق و تلفن و شارژ منزل باشه و بعد به همسرش بگه چرا دیکته ی بچه رو نگفتی
میگم زن لازم نیست برا خودش کلی کارِ خونه بتراشه(همون کارهای غیر ِ واجب) و بعدش که همسرش از سر کار اومد بگه : چرا کمک من نمیکنی و....
نمیگم خونه داری آسون بود
ولی انقدرها هم سخت نبود
بعضیها خیلی سختش کردن
هی برا خودشون کار تراشیدن و کار تراشیدن!!!
و بعد شاکی شدن که چرا مردها کمک نمیکنن!!!
چون طبیعتا و بر اساسِ خلقت
اون کار بیرون رو بیشتر دوست داره تا آشپزی
من آشپزی رو بیشتر دوست دارم تا کارِ بیرون!!
پس بهتر نیست هر کسی کارهایی رو انجام بده که بیشتر دوست داره؟؟؟؟؟
یا مثلا من روشن کردن لباسشویی و پهن کردن لباسها برام آسونتره تا بنزین زدن
خب مگه مرض دارم که اصرار کنم و به شوهرم بگم: سوییچ رو بده من برم بنزین بزنم!! و تو بیا لباسها رو بذار شسته شن و پهنشون کن!!!!
من میگم: هر کسی را بهر کاری ساخته اند!!!!!!
عزیزم چرا بلید شما که زن هستی همه این ار ها رو بکنی مگه اون دست جارو هست همسرت ..... من کار ها رو با شوهرم تقسیم کردم هیچ کاری وظیفه من تنها نیست ....البته من و همسرم رو اینکه حتما خونه همیشه تمیز تمیز باشه یا اینکه همیشه زود ظرفا شسته باشه یا حتی غذا آماده باشه همیشه تاکید نداریم .
والامن که شاغل نیستم خونه بهم ریخته اس بچه ام یکسره پای تلویزیون میشینه رابطه باشوهرم جالب نیس بازمن چون همش توخونم کسلم
ولی در کل به نظر من برای همه نمیشه یه دستورِ واحد داد
ممنوعیت شغلی هم نباید باشه
و بهتره هرکی هر جور راحت هست زندگی کنه
شاید یه خانم دوست داره راننده ترانزیت باشه
تواناییش هم داشته باشه
چرا که نه؟؟
یا شاید یه آقایی دوست داشته باشه آرایشگر زنانه باشه
چرا که نه؟؟
هرکی نظر شخصی خودش رو داره
و تا جاییکه به دیگران ضرری نزنه، قابل احترامه
من ترجیح میدم زن هنر و مهارتی داشته باشه ولی تا زمانیکه مجبور نشده،پاره وقت کار کنه و دغدغه ی امورات مالی رو نداشته باشه
با توجه به آمار فرسودگی شغلی بانوان و الان خیلی ها دارند با بیست سال خودشون رو بازنشسته می کنن چون محیط کار هیچ حمایتی از مادران و زنان نمی کند...
حالا درسته خیلی مردها هم عاشق پخت و پز و بشور بساب هستن
شف مرد هم کم نداریم
آرایشگر مرد هم داریم
خیاط مرد هم داریم
ولی در کل بخوای حساب کنی،اکثر مردها تمایلی به این کارها ندارن و کار بیرون رو ترجیح می دن
همچنانکه کمتر خانمی علاقه به مکانیک بودن و پیک موتوری شدن و راننده ترانزیت بودن داره
منظورم اینکه استثنا که همیشه هست
ولی در کل،بهتره بذاریم روال عادی و طبیعی خلقت در جریان باشه و تو کار هم دخالت نکنیم
به نظر من هیچ اشکالی نداره که زن در مخارج خونه مشارکت کنه
ولی به شرطیکه مرد با تمام وجودش باور داشته باشه که خانم هیچ وظیفه ای در این قبال نداره ولی صرفا به دلیل شرایط،محبت و انسان دوستی داره لطف میکنه
منکه دوقلو هستن غذا همیشه اضافه درست میکنم میزارم فریز.ظهر میرسم باهاشون بازی میکنم تا تایم خواب عصرشون میخابن باهاشون یه ساعت و نیم میخابیم یکیش من میخایونم یکیش همسرم.پامیشن بازی میکنیم باهمدیگه جارو برقی رو دوست دارن میزارم تو حال بازی میکنن من جمع میکنم برا جارو زدن هم دنبال جارو برقی میفتن خیلی سخته ولی مجبورم
من دخترم میذارم مهد باید صبحانه و ناهار و میانوعدش رو هم آماده کنم بعد خودم برسونمش بعد برشم سرکار.ظهر برم دنبالش بیایم خونه غذا درست کنم بخوریم بازی کنم باهاش تا بخوابه.خوابید باید فکر غذای فرداش و شام خودم و همسر باشم. یه وقتایی ۵ صبح بیدار میشم صبحانه و ناهارش آماده میکنم. م
کسیو ندارم کمکم کنه فقط همسرمه اون بنده خدا هم همش سرکاره. رابطه با همسرمم مثل قبله تغییری نکرده استراحت هم ماهی یکی دوبار اگه برم پیش خانوادم اونجا استراحت میکنم🫠
من هنوز نرفتم ب نصفشون نمیرسم خدا ب داد اینکه برگردم سرکار 🥲🤕
خیلی سخت منکه داغونم از پادرد دارم میمیرم
من واقعا مامانم و همسرم خیلی کمک حالم هستن
رابطه با همسر ک اصلا تغییر نکرده ب قوت خودش مثل قبل
تفریحم آخرهفته ها داریم
ب خود رسیدن هم هست خداروشکر ماهی ی بار فیشیال و ناخن و مژه
غذا درست میکنم فریز میکنم ک در طول هفته وقت هدرنشه برای غذا پختن تایم برای استراحتم بیشتر باشه البته بجز غذا نیلدا
روزهای پنجشنبه و جمعه کلا آشپزی با همسر
کارای خونه کلا تقسیم شده اس
اینطوری نیست همه کارها با من باشه
وای منو استرس اینکه چند ماهه دیگه باید برم شکار گرفته الانم نمیتونم به کارام برسم وای بحال اون زمان که برم سرکار😢😢
به سختی میگذره
من یک از سرکار میام تا نهار میخوریم و جمع میکنممیشه ۳ بعد بچه هام هی گیر میدن من از خستگی لهم حوصله هیچیو ندارم به خودمم اصلا وقت نمیکنم برسم از بس رو صندلی نشستم و پاهام اویزونه همیشه زانو دردم خیلی سخت میگذره
من تا ۱/۵ سالگی سرکار نرفتم. الانم کمکی دارم خونه رو اون تمیز میکنه ولی اشپزی با خودمه و خب خستگی هست دیگه
اوایلش خیلی سخته...ولی بعد عادت میکنی... از سره کار میام بچه ها رو تحویل میگیرم باباشون میره سره کار... ناهارشونو میدم بعد خودم ناهار میخورم... بعد بیدار نگهشون میدارم بازی کنن خسته شن... یه پارت شیر میدم بعد میخوابن تا ۱ ساعت و نیم...خودمم میخوابم... بیدار شدن یه پارت شیر میدم باز... میرم با بچه ها آشپزخونه... قابلمه میریزم وسط که بازی کنن... خودمم غذا فردا و شام درست میکنم تا باباشون بیاد میان وعده حریره بادوم میدم... بعد این وسطا تعویض پوشک و کارای جانبی هم انجام میدم البته... همزمان که آشپزی میکنم لباسا رو با ماشین میزنم میشوره... بعد باباشون اومد میرن سراغ باباشون... منم تمیزی آشپزخونه و پهن کردن لباسا.... آخر شب هم جارو برقی و ۲بار در هفته گردگیری
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.