پروسه بارداری و زایمان
من کلا بچم از اول پایین پایین بود پایینا قشنگ روی خط لابیا حسش میکردم از همون اول تا اخر
بچم نرمال حرکت داشت تازه این اخریا خیلی بیشتر حرکات قوی تر .خب من میگفتم نرماله. ۳۵ هفته و ۳ روز رفتم سونو سفالیک و وزن ۲۹۹۶.
دکترم گفتم کی بیام پیشت .گفت ۳۶ پر شد بیا .
۳۶ هفته و ۲ روز رفتم گفتم نامه بده گفت من بیمه تکمیلی مو با اون بیمارستانی ک میرفتم قطع کردما. گفتم پس من چه کنم این دم اخری گفت نامه میدم برو پیش کسی دیگه. من گفتم وقتی خودتون عمل نمیکنین چون سزارین دومم میرم پیش خاهرم.
خاهرم بیمارستان دولتی مامایه. همسرم گفت بیا من فردا صبح کار دارم توروهم ببرم اونجا ویزیت شو نامه بگیر. .
رفتم گفتن هفتت بالاس اول ان اس تی بگیر. اوایل ان اس تی خوب بود اخرش تاکی کاردی شد. یعنی ضربان قلب یکنواخت مثلا ۱۶۰ طی یه مدتی.
بهم گفتن دوباره بده. دوباره دادم خوب بود ولی بالا میزد همش ولی گفتن خوبه .
همونجا خاهرم گف بیا یه دکترفوق تخصص اینجا عمل میکنه همونجا منو دید گفت فردا بیاد مطبم.
مطب رفتم فرداش گفتم یکمم درد دارم وسط کمرم گفت بیا معاینه شکمی کنم گفت خانم انقباض داری پاشو برو زایشگاه گفتم کی به دنیا میاد هفته بعدی کی. گفت پاشو برو شاید همین امشب.
هیچی رفتم معاینه کردن هر ۲ دقیقه انقباض و دو سانت دهانه رحم باز.
حالا من چی چند روز بود ترشحمم خشک بود چه برسه ترشح موکوسی.
فقط شب قبلش دوسه باری شکمم پیچید ول کرد و صبح تاغروبم درد مبهم ریز داشتم.
چون من این علائم رو قبلا داشتم.
هیچی بستریم کردن به دنیا اومد.قبل عمل ان اس تی گرفتن یضرب بالا بود. حالا ضربان خودمم ۱۲۰۱۳۰

۲ پاسخ

چرا وزن انقدر تفاوت داشته؟؟!!

چندکیلو ب دنیا اومد

سوال های مرتبط

زی‌زی🫧 زی‌زی🫧 قصد بارداری
تجربه سزارین🧵🧶
پارت ۱:
من یک هفته‌ای بود که درد و انقباض داشتم، ۳۶ هفته رفتم گفت برو خونه زوده به دنیا بیاد می‌ره دستگاه بهم قرص داد یکی دو روز جواب بود بعدش اصلا دیگه تاثیر نداشت. پنجشنبه دیگه طاقتم طاق شده بود، به شوهرم گفتم بریم بیمارستان حداقل یه تاریخ مشخص بهم بده (چون بچه بریچ بود دکتر هفته قبل نامه داده بود ولی تاریخ نزده بود فقط گفته بود درد داشتی بیا) خلاصه صبح آرایش کردم 😂✨ رفتیم بیمارستان ان اس تی گرفت گفت انقباضات که همووووونه عزیزم برو جمعه هفته دیگه بیا😐 بعد دستی که چک کرد گفت نه فورست بالاست دستگاه نشون نمی‌ده. خلاصه قبول نکرد. منم رفتم یه بیمارستان دیگه، اونجا معاینه کرد یهو دید لکه بینی دارم ان اس تی گرفت دید ضربان قلب بچه داره افت می‌کنه سریع آمادم کردن بردن اتاق عمل. من چون واسه ان اس تی بیمارستان قبلی کمپوت خورده بودم یکم اینجا نگهم داشتن تاثیرش بره برای همین دیرتر بردنم اتاق عمل و ضربان افت کرد. هیچی دیگه رفتیم یه بی حسی اومد زد هنوز بی حس کامل نشده بودم این دکتره برید😐 و من تقریباً دردشو حس کردم.
پارت بعد تاپیک بعدی
مامان سبحان🧿❤️ مامان سبحان🧿❤️ ۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی ، پارت ۱
تجربه من از زایمان طبیعی
۲۶ اردیبهشت شنبه ساعت ۵ بود شوهرم از سر کار آمد بهش گفتم بریم بیمارستا معاینه بشم ببینم چند سانتم شوهرم گفت ول کن بعدا میریم با اسرار خودم رفتیم رفتم داخل گفت برو یه چیز شیرین بخور بیا ان اس تی بگیرم بعد خودم گفتم معاینه کن گفت درد داری الکی گفتم آره ، بعد رفتم آمدم ان اس تی کرد گفت ۲ دقیقه یه بار انقباض داری و معاینه کرد گفت ۲ سانت بازی با اینکه اصلا درد نداشتم معاینه زیاد درد نداشت قابل تحمل بود بعد زنگ زد دکتر گفت خطرناکه درد داره نگه دار بستری شه منم استرس گرفتم گفتم نه میرم فردا بیام درد ندارم گفت نه خطرناکه گفتم شب میام گفت نه انقباض داری میری رضایت بده برو هرچی خدای نکرده شد پای خودت ، شوهرم گفت بریم ولی اونجوری گفت من ترسیدم گفتم باشه میمونم شوهرم فرستادن بره وسایل بستری را بخره بیاد منم شدیدا استرس گرفتم زنگ زدم مامانم آماده شو شوهرم بیاد دنبالت منو نگه داشتن ، بعد شوهرم رفت آمدن،
بقیه اش تایپک بعد🌹
مامان جان جان مامان جان جان ۱۵ ماهگی
من واقعا دارم از درد زایمان طبیعی میترسم ،من از دیروز صبح انقباض داشتم از هر ۱۲ دقیقه ساعت ۲ نصفه شب به ۵ دقیقه رسید و رفتم بیمارستان و معاینه شدم و گفت هنوز همون یک سانتی و خیلی کم رشد کرده درحدی که نمیشه بهش گفت دو سانت ولی بیشتر از یک سانته ، ازم ان اس تی گرفتن اولی خوب نبود گفت برو پایین محوطه راه برو پله بالا پایین کن صبحانه بخور دوباره بیا ان اس تی بگیرم ازت رفتم اینکاررو کردم و دوباره رفتم ان اس تی گرفتم ولی بازم خوب نبود بهم دستور بستری دادن تا تحت مراقبت باشم ، دوباره برای آخرین بار ازم ان اس تی گرفتن خوب بود دکترا که جمع شدن دیدن نتایجو از بستری کردنم پشیمون شدن و گفتن لازم نیست بستری شی یه سونو بیوفیزیکال می‌نویسیم اگر خوب بود میتونی بری فقط یک روز درمیون بیا ان اس تی بده و من تو کل این مدت انقباض داشتم و درد میکشیدم اما چیزی که داخل ان اس تی ثبت میشد یه درد معمولی بود نه درد زیاد ،خلاصه من ساعت۱ ظهر بعد اینکه سونو شدم و خوب بود اومدم خونه ولی دردام بدتر شده یعنی وقتی میگیره شدت و تایمش از دیروز بیشتر شده ولی هیچ کدوم از اینا درد زایمان نیست خیلی کلافه شدم از نظر روحی و جسمی خستم هر روزم سر ان اس تی بهم استرس میدن دلم میخواد دنیا بیاد و بغل بگیرمش ...
کسی مثل من بوده چیکار کنم دردای واقعی بیاد سراغم
من پیاده روی دارم ورزش رو توپ و ورزشای لگنی دارم و...
مامان علیسام مامان علیسام ۱۰ ماهگی
پارت ۱
سلام رفقا قرار بود بیام تجربه زایمان بگم

من قبل زایمان دو بار بستری شدم بیمارستان بخاطر انقباض و اینا
و تو هفته ۳۳ یک سانت دهانه رحمم باز بود
تا ۳۵ استراحت کردم بعد ۳۵ ادامه کلاس ورزش های ماما رو رفتم و تو خونه ورزش میکردم هر روزم میرفتم بازار پیاده روی و خوشگذرونی 😂
تا ۳۸هفته و ۵ روز که چند روزی بود حرکتاش کم شده بود بعد از ظهرش ک بازار بودن برای پیاده روی گفتم تا بیمارستان هم برم برا ان سی تی
رفتم ان اس تی گرفتن و گفتن خوبه قلبش اینا و تو دستگاه انقباض هم نشون میداد

ی زنه بود اونجا گفت بیا تا معاینه هم کنیم ببینیم چند سانتی دیگه معاینه کرد و گفت دوسانتی
میخواستم برگردم خونه ک احساس خیسی کردم رفتم سرویس دیدم خون میاد ازم رفتم بهشون گفتم گفت بیا تا معاینه کنم دوباره معاینه کرد و سه سانت شدی برو ی ساعت راه برو یا بیرون بشین بعد بیا ببینیم ویکم راه رفتم ک کمر اینا خیلی درد میکرد دیگ نشستم تا ی ساعتش تموم شد رفتم گفت نزدیک چهاری اگه هنو تحمل داری بستری نشی بهتره برو ی دو ساعت دیگ بیا دیگه منم رفتم خونه شام اینا خوردم لوازمم رو جمع کردم باز برگشتم بیمارستان که دوباره معاینه کرد گفت چهار ونیمه تقریبا و کارای بستریمو کردن و فرستادنم بخش زایمان رفتم بالا اونجا باز خودشون معاینه میکنن
و گفت تو هنو سه سانتی چرا پایین گفته چهارو خورده ای و..
باید منتظر بمونی صبح شه تا دکتر بیاد بگه چه کنیم