۴ پاسخ

من توبه کردم ابنبات ندم بهش دیگه
واکسن یکسالکی بردمش بعد برااینکه خوشحال بشه و واکسن یادش بره براش ابنباب خریدم و جلدشو درنیاوردم تا خونخ دادم بهش باهاش بازی کرد دیدم یهو شروع کرد به سرفه و میخاست بالا بیاره ته حلقشو دیدم ک از جلد ابنبات چسبیده بود ایقد دادو بیداد کردم تو ماشین ب شوهرم میکفتم برو بیمارستان بچم خیلی ترسید بمیرم براش دیگه توبه کردم اصلا ندم بهش دوروز تو پی پی ش رو گشتم تا ببینم دفهش کرده بود

لازم نیست بگی
شمام تقصیری نداری عزیزم
اتفاقه پیش میاد
گاها ادم با اب دهن هم تا مرز خفگی میره
بچه من مریض بود بهش شربت دادم اینجور شد اونم کوتاهی؟!
حق داری، ترسیدی، و واقعا حس بدیه
ولی خیلی مهمه اون لحظه ارامشتو حفظ کنی و الان هم دیگه بهش فکر نکن

وایی خدا رحمت کرده دختر وگرنه چی جواب شوهر میخواسی بدی خداراشکر رفع بلا شد صدقه بده بعدم فرشته ها حواسشون ب بچه ها هست

باز خداروشکر چیزی نشده

سوال های مرتبط

مامان نونو کامران 🤰 مامان نونو کامران 🤰 ۲ سالگی
مامان آوین🐣🌱 مامان آوین🐣🌱 ۱ سالگی
آبان ماه شیردوش برقیم دادم به کسی استفاده کنه یه ماه بعدش بهم داد،امروز شوهرم زنگ زد گفت همکارش خانومش تازه زایمان کرده اگه شیر دوش قرض میدی بهش بگم گفتم باشه عیب نداره بیان ببرن. رفتم سر کمد آوین که شیر دوش در بیارم دیدم چقدر کثیفه و شیر خشک شده توش مونده حالم خیلی بد شد. من خودم زایمان کرده بودم قبل اینکه شیر دوش بخرم از همین دوستم قرض گرفته بودم شیر دوشش بعد ۴ روز ازم گرفت داد خواهرشوهرم چون تازه زایمان کرده بود ولی من کامل تمام قطعاتش جدا کردم استریل شده تحویلش دادم دیگه شوهرم مجبور شد تواون وضع بره یه شیر دوش برقی بخره چون بچم تو دستگاه بود سخت سینه میگرفت و مجبور بودم شیر بدوشم.
ولی واقعا خب شد در آوردم از کارتونش دیدم وگرنه کثیف میخواستم بدم به همکار شوهرم چقدر زشت و بد میشد ولی خب این مابین که گشتم این پازلم پیدا کردم حالم خوب شد پارسال آوین بستری بود بیمارستان موقع نیمه شعبان بود چنتا خیر اومده بودن به بچه ها هدیه میدادن مناسب سنشون درسته برای روزای سختمون ولی خب با دیدنش یاد این افتادم که چقدر به وقتش مادرقوی بودم با وجود زایمان زودرس از پس این همه مشکل بر اومدم الان نمیدونم مثل اون موقعم یا نه ولی خب‌....
#شیرخشک
#پوشک
#فرزندپروری