من توبه کردم ابنبات ندم بهش دیگه
واکسن یکسالکی بردمش بعد برااینکه خوشحال بشه و واکسن یادش بره براش ابنباب خریدم و جلدشو درنیاوردم تا خونخ دادم بهش باهاش بازی کرد دیدم یهو شروع کرد به سرفه و میخاست بالا بیاره ته حلقشو دیدم ک از جلد ابنبات چسبیده بود ایقد دادو بیداد کردم تو ماشین ب شوهرم میکفتم برو بیمارستان بچم خیلی ترسید بمیرم براش دیگه توبه کردم اصلا ندم بهش دوروز تو پی پی ش رو گشتم تا ببینم دفهش کرده بود
لازم نیست بگی
شمام تقصیری نداری عزیزم
اتفاقه پیش میاد
گاها ادم با اب دهن هم تا مرز خفگی میره
بچه من مریض بود بهش شربت دادم اینجور شد اونم کوتاهی؟!
حق داری، ترسیدی، و واقعا حس بدیه
ولی خیلی مهمه اون لحظه ارامشتو حفظ کنی و الان هم دیگه بهش فکر نکن
وایی خدا رحمت کرده دختر وگرنه چی جواب شوهر میخواسی بدی خداراشکر رفع بلا شد صدقه بده بعدم فرشته ها حواسشون ب بچه ها هست
باز خداروشکر چیزی نشده
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.