شما بگین اگه جای من بودین چیکارمیکردین(شاید دوسه سالی میشه همسرم دستگاه پلی استیشن خرید۲۰تومن بعدازچند وقت خراب شد دیگه نرفت درس کنه تااااا هفته پیش دیدم بچم خیلی اصرار می‌کنه که دستگاه بیاریم بازی کنیم دیگه گفتم ببردرستش کنن هم خودت استفاده کنی هم بچه نکه اینجوری یه گوشه داره خاک میخوره دیگه بردیم دادیم درست کنن هزینه اش شد ۴تومن ازروزی که تحویل گرفتیم یابرادرشوهرکوچیکم (۱۵ سالشه)خونه ماس داره بازی می‌کنه یامیبره خونه خودشون هرچند قبل هم جفت برادرشوهرام می‌اومدم خونمون بازی میکردن بعضی ازشباهم میبردن خونه خودشون بازی میکردن تادیشب مادرشوهر گفت شام بیاین خونه ما ماهم رفتیم اونجا برادرشوهرکوچیکمو پسرم اصرار که دستگاه رو بیارین اینجا بازی کنیم برادرشوهرمم عشق فوتباله ولی پسرم اصلا فوتبال رودوس ندارع این برادرشوهرم آنقدر پسرمو اذیت می‌کرد که خدا می‌دونه هرچی بهش میگفتم بابا بیا چند دقیقه بازی که آریا دوس داره روبازی کنین بعد تافرداهرچقدرخواستی فوتبال بازی کن می‌گفت که نه مگه من دخترم که بازی خونه بازی و... بازی کنم فقط فوتبال هرررررچی بهش میگفتم اصلا انگار نه انگار بااین بودیم مثلا پسرم می‌گفت من رنگ آبی رودوس دارم برادرشوهرم چون پرسپولیسی هس میگفتم برو بابا توهم مثل دخترا فقط آبی آبی می‌کنی برو بابا دیگه نزدیک من میشی و... پسرمم هی غر میزد مگه من دخترم وچراعمو اینجوری میگه و.... هرچی همسرمو گفتم تو یه چی به داداشت بگو می‌گفت ولش کن بچس اینم بگم همیشه پسرمو اینجوری اذیت می‌کنه پسرمم دیگه دیشب گریش گرفت و گفت این دستگاه کنه چراعمو بازی کنه ولی من نه و... دیگه اعصبانی شدم یکم صداموبردم بالا گفتم سریع دستگاه روجمعش کن

۱۰ پاسخ

اینجور فهمیدم مادرشوهرت از اونا نیست که طرف پسرشو بگیره
همون زنگ بزن بگو مامان پسرم خیلی ناراحته دستکاهم بیارین
دگ جمع کن
یه مدت بعد وقتی میدونی پسرت تنهاست بیار بازی کنه

کاش یکی ازمارومیبرد،😕

دستگاه بگیر قایم کن بگو خراب شده
اصلا دیگه نزار ببرن بازی کنن

خیلی طاقت اوردی یه هفته چیزی نگفتی والا.اونم بچه نیس بزرگه دیگه باید درک کنه دستگاه واسه اون نیس.بگو خراب شده ک دیگه نبره .من باشم به مادرشوهرمم میگم ببخشید مامان پسرم خیلی بهانه وسیلشو میگیره مجبور شدم بگم خراب شده

عزیزم برادر شوهرت کوچیک نیست وقتی حاَضر نیست حداقل یکم بهونه بچه‌ رو ببره دستگاه رو بگیر.گاهی خودت باهاش تو خونه بازی کن.یا کلا قایمش کن بگو خرابه شده که شوهرت هم تو رودروایسی قرار نگیره

هیچی یه روز پیشش بمونه بعد به شوهرت بگو بره بگیره ،اگه شوهرت نرفتم به مادرشوهرت زنگ بزن بگو پسر من داره گریه میکنه چند روزه لطفا دستگاه برامون بیارین ،

بنظرم یه مدت جمش کن
فقط موقعی که کسی خونتون نیست بده پسرت بازی کنه
به پسرت هم بگو به هیچکس چیزی نگه

امروز ک پس گرفتین برای دفعه بعدی بگین که خراب شده دوباره

اینم اخرش

تصویر

ادامش

تصویر

سوال های مرتبط

مامان celine مامان celine ۵ سالگی
فرزند پروری شیرخشک شیر محلی شیر مادر تغذیه کودک
بیاین حرف بزنیم دلم گرفته.....کسی هم نیست بهش بگم...از دیروز که تولد دخترم بود خونواده ی شوهرم با دایی شوهرم و خانومش اینا خونه ما بودن و تولد گرفتیم امروز صبح گفتن بریم بیرون ....رفتیم بیرون اونجا دخترم وسایل خواست گفتیم نه گریه کرد بعد راضیش کردم بریم بازی کنه گفت باشه مادر شوهرم هم هی می‌گفت یه کم بازی کن بریم با اونا بگردیم بسه بسه اینم گریه میکرد که نه بذار بازی کنم خلاصه از اونجا رفتیم جای دیگه و نمیدونم بهش چی گفت یهو جیغ زد سوار ون نمیشم گریه کرد ...یهو عموش برگشت گفت اونقدر بچه رو هیچ جا نمیبرن فقط گریه می‌کنه اینجوری می‌کنه...در حالی که همیشه همه جا بردیم منم زل زدم تو چشماش گفتم چرا اینجوری میگی این همه بیرون رفتیم حالا یه بار گریه کرده اینجوری می‌کنی ..منم ناراحت شدم چیز میز گرفت نمی‌خوردم چون اصلا انگار بغض داشتم ولی سعی میکردم معمولی نشون بدم خودمو ولی خیلی ناراحت شدم...همین که بچه گربه می‌کنه یه جوری گارد میگیرن رفتار میکنن که اه شروع کردی یاد گرفتی واسه همه چی گریه می‌کنی تورو نمیاریم ..واقعا ناراحت شدم
مامان celine مامان celine ۵ سالگی
فرزند پروری کودک پروری شیرخشک شیر محلی شیر مادر تغذیه کودک پروری

لطفا باهام حرف بزنین...کسی نیست بهش بگم و بفهمم چیکار کنم...
قبل دخترم رابطه ی منو شوهرم خوب بود ولی بعد دخترم که گریه می‌کنه همش میگه بسه کم گریه کن و میبینم عصبانی میشه ...بعد دخترمم بیشتر گریه می‌کنه میگه بابا عصبانی شد...نمیدونم شاید دختر منم زباد و زود گریه می‌کنه ...ولی خب چه میشه کرد؟؟؟همش بهش میگم اینجوری نکن با بچه...با هزارتا زبون بهش گفتم...با دعوا...با قهر....با آرامش...ولی انگار نه انگار...یه کم هم بیشتر شده عصبی شدنش...زود میگه اه این بچه هم همش گریه می‌کنه فقط ...حوصلمو برد و...منم اینور بچه آروم میکنم و سعی میکنم با آرامش باهاش حرف بزنم و حل میشه ..اون بچه س توجه میخواد بازی میخواد شوهرم هم شده یه مرد عصبانی بی حوصله ..😔باهاش مثلا بازی می‌کنه ولی حواسش پیش گوشی و تلویزیونه! احساس میکنم منم اونقدر سر دخترم بهش گفتم اینجوری کن اونجوری کن داره رو رابطه ی خودمونم تأثیر می‌ذاره و دیگه مثل قبل نیستیم،😔انگار وسط گیر کردم و دارم له میشم‌..