۵ پاسخ

ببخشید دوست عزیز زیر پست شما و البته سوال شما تبلیغ میکنم واقعا راهی ندارم
امیدوارم منو ببخشید جسارت نمیکنم🤚🌹
✨ عکس‌های معمولی رو به خاطره‌های ماندگار تبدیل کن! ✨
با ادیت حرفه‌ای، عکس‌های عزیزانت رو به سبک آتلیه‌ای و رویایی تبدیل می‌کنیم. 💕
🎀 تعویض پس‌زمینه
👗 تغییر لباس و استایل
🎂 تم تولد، ماهگرد و مناسبت‌ها
🧸 دکورهای فانتزی و کودکانه
🌸 نورپردازی و روتوش طبیعی
فقط کافیه عکست رو برام بفرستی؛ بقیه‌ش با من! 📸💖
ثبت سفارش از طریق دایرکت ✨
09369456008. @Farhan14010603
مبلغ= دلخواه

اخی عزیزم مبارک باشه خسته نباشی دلاور

بسلامتی خداروشکر از 4تا 10زود طی کردی
جوری ک ماما همراهم گفت که معاینه خیلی خوبه هر چی معاینه بیشتر بکنن زود تر دهانه رحم باز میشه بهم گفت حتما همکاری کنم خودم شل کنم موقع زایمان امیدوارم ک بتونم

خدا حفظش کنه نی نی تو عزیزم
کلا از وقتی دردت شروع شد تا وقتی زایمان کردی چند ساعت طول کشید ؟

مگه نباید تاالان بخیه هات میفتاد؟؟؟

سوال های مرتبط

مامان امیر حسین🦉🦋🧸 مامان امیر حسین🦉🦋🧸 ۹ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت «۷»


تا اینجا زایمان تموم شد حالا موقع بخیه شد😵‍💫😵‍💫😵‍💫یک دفعه خونریزی شدید کردم واژنم به شدت ورم کرد که همینا بخیه زدن.رو سخت می‌کنه ماما هرچقدر سعی کرد بخیه تمیز بزنه نشد که دکتر روصدا کردن اومد از شدت خونریزی کردنم تعجب کرد فکر کردن هماتوم دارم هی چک میکردم آخرش معلوم نشد چیه دلیل این همه خونریزی و ورم دکتر از اول بخیه هام روباز کرد وبخیه زد تقریبا پنج بار هی باز میکردن بخیه هامو وباز بخیه میزدن چون خونریزی زیاد بود نمیدیدن درست تقریبا یک ساعت و نیم فقد درگیر بخیه زدن بودن وتمام .
میشه گفت جمعا تواون یکی اتاق نزدیک ربع ساعت کمتر طول کشید زایمان کنم ولی بخیه زدن خیلی طول کشید
و اینکه از بعدش بخوام بگم اینکه میگن زایمان کنی راحتی میتونی راحت راه بری واین حرفا همش چرت وپرته نمی‌دونم شاید من چون خیلی زیاد بخیه خوردم وهی بخیه هامو باز میکردن اذیت شدم ولی درکل من بعد زایمان خیلی اذیت شدم به زور از جام پامیشدم ربع ساعت طول می‌کشه تا انجام بلند بشم🔴🔴 البته فقد من اینجوری بودم کسایی که با من زایمان طبیعی کردن اینجوری نبودن🔴 نشستن برام خیلی سخته وبدترین کاری که درحق خودم کردم این بود زیاد از بخیه هام مراقبت نکردم عفونت خفیف گرفتم و بخیه های بیرونی باز شدن🥲باز دوشنبه باید برم بخیه بزنن برام🤕😮‍💨
حتما اگه زایمانتون طبیعیه از بالشت دوناتی استفاده کنین موقع نشستن که به بخیه هاتون فشار نیاد موقع عطسه یا سرفه بین واژنتون روبادست بگیرید که باز نشن بخیه ها قدم هاتون رو اروم آروم پردازیم با شامپو بچه بشورید هر موقع رفتین دستشویی حتما خشک کنید خودتون رو
مامان کایرا✨️ مامان کایرا✨️ ۱۰ ماهگی
سونیا🌱 سونیا🌱 قصد بارداری
پارت ۳ از تجربه زایمان طبیعی بیمارستان تخت جمشید
به واژنم آمپول زدن و بعدش بین واژن تا مقعد منو برش زدن من اصلا این برش رو احساس نکردم وقتی دکتر و پرستار ها شگم‌منو فشار میدادن خیلی درد زیادی بود وقتی دیدن من همکاری نمیکنم و زور نمیزنم ۲ نفر با دست هاشون خیلی محکم شکم منو فشار میدادن دیگه زورشون نرسید و دکتر بی هوشی که مرد بود اومد و با همکاری یکی از ماماها چند بار خیلی خیلی محکم شکم منو فشار دادن و نی نی کوچولو به دنیا اومد وقتی بچم به دنیا اومد و ساعت ۲۳:۱۵ دقیقه یود که زایمان کردم دیگه هیچ دردی نداشتم کلا درد هام رفته بود حتی وقتی دکترم داشت بخیه میزد نگاه میکردم اما بی حس بودم و اصلا احساس نمیکردم بعد از اینکه بخیه زدن تموم شد نی نی کوچولومو دادن بغلم تا بهش شیر بدم و بعدش بهم شام دادن آبمیوه دادن که بخورم خوردم بعد که منو بلند کردن لباسمو عوض کنم یه سرگیجه خیلی بدی داشتم که اصلا رو پاهام‌نمیتونستم وایسم دوباره بهم آبمیوه دادن و منو با ویلچر بردن بخش
مامان محمد مامان محمد ۱۲ ماهگی
پارت ۴زایمان طبیعی
جفت که اومد بیرون چون من پلاکت خونم یکم پایین بود بخاطر بارداری خونریزی داشتم سخت جلوشو میگرفتن و چون برش زیاد زده بودن بخیه زیاد خوردم خیلی خوب برام بخیه زد دکترم خدا خیرش بده ولی سخت ترین قسمتش به نظر من بخیه و آمپول فشار بود
بی حسی میزنن موقع زدن بخیه ولی بعدش من کلی درد داشتم تا یک هفته حتی نمیتونستم بشینم خیلی خیلی برام سخت بود انقدر سخت که من درد زایمانم به کل یادم رفته بود و فقط از درد بخیه ها میگم، درکل بخوام بگم اگه بخیه رو فاکتور بگیرم زایمانم خیلی خوب بود راضی بودم ازش و به خودمو امثال خودم که خانم هستن میبالم که انقدر قوی هستیم و دعا میکنم همه چشم انتظار ها این درد سخت و در عین حال به شدت شیرین رو تجربه کنن، درد زایمان در مقابل درد چشم انتظاری خیلی خیلی ناچیزه
نکات کوچیکی که شاید براتون سوال باشه پسر من ۳۳۰۰وزنش بود تو ۳۹هفته ۵روز دردم گرفت و بخاطر ورزشا پروسه زایمانم چهار پنج ساعت بیشتر نکشید خوده دکترای اونجا هم خیلی راضی بودن از زایمانم چون خانومایی اونجا بودن که بچه دوم سومشون بود ولی از شب های قبلش تو بیمارستان بستری بودن ولی من شکم اولی بودم و تو ۴،۵ساعت زاییدم
پسرم ساعت ۱۱:۱۰ظهر در روز ۱۴مرداد به دنیا اومد🩵🥹