۶ پاسخ

چقد خوب حتی تصورشم بهم ارامش داد
نصیب همه مامانای زحمت کش❤

وای ارهههه برامنم خیلی کم‌پیش اومده اما حسابی چسبیده😂

لحظه های جالبیه انگار یهو یه تلنگر به روحت میخوره
دور و برتو نگاه میکنی و غرق در ارامش لحظه ها میشی…

به شدت گیج و منگ😅😅😅😅

چقد لحظه های شیرینیه🫠🥹🥰منم انگار اومدم تو حس و حال خونتون

فاطمه یه سوال ، بعد رز ، هنوزم تمرکز گذشتتو داری؟ یا حتی نصفشو؟ من حس میکنم که اصلا وقتی این بچه هست هیچ کار تمرکزی و یادگیری نمیتونم انجام بدم حس فلجی دارم

سوال های مرتبط

مامان هانا مامان هانا ۲ سالگی
مامان نورا مامان نورا ۲ سالگی
سلام سلام
امروز میخوام درمورد اینکه چجوری رنگ آمیزی دخترم هدفمندتر شد باهاتون صحبت کنم
از بعد یکسالگی مداد رنگی و مداد شمعی رو به بازیهامون اضافه کردیم
اوایل فقط نقطه ها و خطهای بی هدف
گاهی کمرنگ و گاهی پررنگ
من بیشتر میکشیدم و نورا از بوجود اومدن یه تصویر ذوق میکرد
هر رنگی که استفاده میکردم و با صدای بلند اعلام میکردم
مثلا موز و با زرد میکشیم
رنگ انار قرمزه
درخت و برگ سبزه
اینجوری کم کم رنگها رو یاد گرفت
و وقتایی که میخواستیم بازی بی تحرک انجام بدیم پیشنهادش نقاشی کردن بود
دو تا دفتر ۴۰ برگ و فقط با خط خطی کردن و شناخت رنگها و گاهی نقاشیهای ساده ی من پر کرد
من شکلهای ساده براش میکشیدم و نورا اونا رو رنگ میزد
بعد از اون کتاب رنگ آمیزی با برچسب گرفتیم
اول برچسب ها رو میچسبوندیم
بعد خودش پیشنهاد داد رنگ کنیم و الان توی دو سال و پنج ماهگی رنگ آمیزیش خیلی پیشرفت کرده و تلاش میکنه از خط بیرون نزنه

همه ی بچه ها به نقاشی علاقمند نیستن و هر بچه ای توی یه زمینه بهتره و فقط باید از مقایسه کردن دست برداریم و کاری که کودکمون و شاد میکنه انجام بدیم و در کنارش استعدادهاش و کشف کنیم

#فرزند_پروری #پوشک #شیر_مادر #بازی
مامان ارتین مامان ارتین ۲ سالگی
خیلی دلم میخاد بهدخود قبل بچه داشتنم برگردم
من قدیم بشدت کتاب خون بودم عاشق کتاب بودم ،، اهنگ‌ گوش میدادم ،، رنگ امیزی میکردم،، فیلم که نگم براتون ایرانی خارجی ینی بشدت علاقه داشتم ،، به خودم میرسیدم عاشق ارایش کردن و تیپ زدن بودم ولی نگن براتون الان چقد دور شدم از خودم
میام کتاب شروع کنم ده صفه میخونم حوصلم نمیکشه دو قسمت فیلم میبینم وقت نمیکنم انقد نمیرم سراغش که از شوق میفتم ارایش و تیپ زدن که اصلاااا در بدترین وضعیت میرم بیرون هنر کنم موهامو شونه کنم ، انقد ابجیم دعوام میکنه میریم بیرون میگ ارایش کن به خودت برس
روزا که اصلا با بچه وقت نمیکنم یا نمیزاره فیلم و کتاب رو شبام میگم یکم بیام با خودم خلوت کنم میبینم انقدددد خستم بخابم بیشتر به خودم لطف کردم
به خودم رسیدنم که اصلا نمیدونم چم شده اصلا انگیزه ندارم دیگ مامانای خوشگل و خوشتبپ و میبینم انقد حسرت میخورررم،، باورم نمیشه این منی ام که یه دنیا ماسک و روتین پوستی داشتم الان یه ابرسان و یه روز میزنم ده روز نمیزنم
خیلی دلم میگیره خیلی... شاید همش بخاطر اینه که تمام این دوسال و نیم ۲۴ ساعتشو خودم تو بچه داری تنها بودم تو شهر غریب کسی و نداشتم شوهرمم همش سرکار بوده و فرسودگی باعث این عوض شدنمه...
تو این عکسم عید مامانم اینا خونمون بودن بچمو گذاشتم پیشش به اصراذ ابجیم پاشدم بعد مدت ها به خودم رسیدم رفتیم کافه...
#فرزندپروری#پوشک#جیش#اسهال#مای بیبی#پی پی#استامینوفن
مامان لنا مامان لنا ۲ سالگی
از پوشک گرفتن از اون چیزی که فکرش رو میکردم و غولی که ساخته بودم خیلی بهتر پیش رفت
الان حدود بیست روزی میشه
قبل از شروع کردن مدت ها قصه و شعر و بازی با عروسک ها و اماده سازی داشتیم
یه لگن شکل جوجه هم خودش دوست داره براش گرفته بودم
خودمم امادگی‌کامل داشتم یه سفر رفتیم و باانرژی اومدیم شروع کردیم
روز اول بهش گفتم میخوایم یه بازی کنیم به اسم پوشک بی پوشک
صبح ها که بیدار میشیم پوشک رو بیرون میاریم
و هر نیم ساعت میبردمش دستشویی
روزای اول خیلی خطا داشت یه روز خوب پیش میرفت یه روز نه
که تاپیک های اونا هم گذاشتم قبلا
ولی ظرف ۶ روز قشنگ یاد گرفت و راه افتاد
روزای اول تازه فهمیده بود که میتونه جیششو نگه داره و این بود که ساعت ها نگه میداشت و یهو ازش میریخت
ولی بعدش یاد گرفت و به موقع میرفتیم دستشویی
بعد کم کم تایم رفتن به دستشویی رو بافاصله تر کردیم
خلاصه ظرف شش روز یاد گرفت و توی هفته بعدشم دیگه خودش میگفت جیش و پی پی دارم
از روز اول هم بیرون میرفتیم با شورت اموزشی
ولی شاید اگه نمیرفتیم زودتر یاد میگرفت
این مرحله خیلی برام سخت بود ولی خداروشکر خوب گذشت❤️
فکر کنم من جزو نفرات اخر بودم که پوشک گرفتم😅
شما گرفتین یا نه هنوز