۳ پاسخ

مگه هر روز جیغ نمیزنین؟برا من جیغ. دیگه خیلی عادیه خخخخخ

درک میکنم حس بدی که داری رو
منم چند بار پیش اومده جوری جیغ زدم بچه ام بدجور ترسیده بعدش نشستم پابه‌پاش گریه کردم و کلی معذرت خواهی کردم
ما هم آدمیم بعضی وقتا واقعا کم میاریم🥲

منم طی این دو سال ی صحنه خیلی بدی رو هرگز از خودم فراموش نمیکنم ایشالا خدا منو ببخشه بچه طفل معصوم آخه چ گناهی داشت هیوقت یادم نمیره این داستان مال شیش ماه پیش هست ولی مغذمو جویده بعضی وقتا یادم میاد دلم میخواد بمیرم ی روزی بود خیلی خیلی هسته بودم باردارم هستم شیش ماه پیش کویچک تر بود نی نی ولی خوب خیلی خسته میشدم ی جوری خسته بودم جون تو تنم نبود همون موقع با شرهرمم ب بحث بدی کردم ک قشنگ روانی شدم بعد بچمم همش گریه زاری و جیغ زدمش 😞خدا منو لعنت کنه کاش همو موقع میمیردم

سوال های مرتبط

مامان دلـوین❤️ مامان دلـوین❤️ ۳ سالگی
قرار بود امروز دلوینو ببرم
رفتم تحویل دادمش اومدم خدایا چطور میتونم آخه چطور تونستم
واقعا عذابه میبرم بچه رو می‌زارم اونجا میام و یه هفته منتظر می‌شینم تا اومدنش
دارم دق میکنم از خدا فقط مرگ خودمو می‌خوام منی که یه لحظه از بچم دور نبودم الان یه هفته چطور تحمل میکنم اصلا نمیتونم آخر از غصه زیاد میمردم
کارم فقط شده گریه
دلم میخواد بمیرم فقط یعنی انگار تو خود جهنمم دارم عذاب میکشم خدایا گناه من چی بود منی که آزارم به یه مورچه نرسیده از ۱۶ سالگی دارم عذاب میکشم
دوری از بچه چی بود دیگه
نیم ساعت دیر برده بودمش مامان بزرگش چند بار پیام داده که بچه کجاس پس می‌دونم زیر سر اون عفریته اس همش اگه اون نبود شاید باباش میآورد میداد به خودم چون کسی نیس نگهش داره
خدایا کاش مجبور نبودم بچمو بدم بهشون خیلی سخته
خدایا این روزای خودمو برا هیچکس حتی دشمنمم نمی‌خوام
خیلی سخته یه چیزیو در اوج خواستن ول کنی خود عذابعع
کاش یه بار خدا جونمو بگیره راحتم کنه
بچم خیلی دپرس بود همش میگف نمیرم همش میگف منو با خودت ببر قلبم داره از درد پاره میشه وای خدایا کاش من وقتی بچه رو میدم به اونا جونمو بگیری
آورده بودمش چقدر خوشحال بود همش بغلم بود
کاش باباش بیاره بده به خودم💔