۵ پاسخ

من به سرکارم برگشتم یکم از روتین تکراری خونه و بچه داری دور بشم برا روحیه م خیلی خوب بود

متاسفم عزیزم💔 دختر منم سه ماهشه و می‌فهمم چی می‌گی. شاید یکی از چیز‌هایی که می‌ذاره ادامه بدم اینه که هر چقدر هم سخت این روزگار هم موقته و می‌گذره. واقعا بزرگ کردن بچه کار یک نفر نیست و متاسفم که این حس رو به همسرت داری. سعی کن باهاش حرف بزنی و ازش کمک بخوای و اگر تو اطرافیان کسی هست که بتونه کمکت کنه، ازشون بخواه. حتی دو ساعت خواب اضافه می‌تونه کلی روحیه‌ات رو عوض کنه؛ بخش عظیمی از احساسات عجیب غریبی که تجربه می‌کنیم به خاطر به هم ریختن خواب و روتین زندگیمونه‌. هیچ کدوم از ما سوپروومن نیستیم و به کمک و همکاری احتیاج داریم❤️

واقعا ما خانما چقدر خسته ایم

منم خیلی خسته هستم
با سه تا بچه پسر که دومی نزدیک سه سالشه
با شوهری که هیچ وقت خونه نیست و سرکار
با بچه نوزاد دو ماهی ای که صبح تا شب فقط گریه و بغل
و منی که باید هوای هر سه تا بچه داشته باشم و به کارای زندگی برسم
واقعا خستم
خیلی خستم
حس میکنم از خودم دیگه چیزی نمونده

اینجاهم هواخیلی گرمه همش توخونه خسته شدم حوصلمون ترکید😒

سوال های مرتبط