جدیدا خیلی خسته شدم از بچه داری نه
از اینکه پنج ماهه ماشین تصادف کرده و نداریم درست کنیم
از اینکه خونه میساختیم و نداریم تموم کنیم
از اینکه پول نداریم بریم یجای دیگه این خونه رو بدیم اجاره و از دست این محله و ادم های معتاد و روانیش فرار کنیم
از اینکه مامان و بابام و همه خانوادم مثلا میان بچه ببینن تلوزیون و گوشی رو صداش میکنن اخر من با درد زانو و کمر و دست غذا درست کنم و ظرفا بشورم و …
از اینکه گوشیم رو میذارم رو حالت هواپیما همش بهم تشر میزنن که شاید ما مردیم تو باید جواب بدی 😐🫪
از اینکه کلی مکمل میخورم و ورزش میکنم ولی بدنم هنوز مثه قبل نشده و جون ندارم
از اینکه هرروز خونه مرتب کنم باز هم جام کوچیک باشه و دست و پاهام بخوره به در و دیوار کبود باشه
از همه چیز خسته شدم
دلم میخواد برم تو غار تنهایی خودم
فقط خودم و بچم باشیم
اصلا به خودشون نمیگن این دختر بچه شیر داره خسته میشه یکم ولش کنیم به حال خودش

۱۰ پاسخ

حرفات عمیقاااا ناراحتم کردم ایشالاا درست میشه صبر و توکل کن

عزیزم واقعا حق داری خسته بشی . به خودت افتخار کن که اینقد توانمندی تا اینجا اومدی .
حالا وقتشه سخت گیر بشی برای خودت وومراقب خودت باشی بقیه برات مهم نباشن تا یه جون تازه بگیری.
بدنتم برمیگرده تازه ۳ماه گذشته🥰

والا من دیروز سر اینکه یه ذره هم بچه. و نمیذارن پایین تا شاید یاد بگیره علت بزنه داستان داشتم مامانم برش میداره همش میچسبونه به صورتش بچه گریه اش درمیاد میگه بگیر شیرش بده میگم همین الان شیر خورده رفلاکس داره هر لحظه که نمیتونم شیرش بدم برا خودش بده قهر میکنن انگار ما باید اونارو درک کنیم

منم خستم و خیلییی خوابم میاد و کسی نمیگه بیار بچه تو سه چهارساعت نگه داریم بخوابی
همسرم نگه میداره ولی اونقدر که خوابم تامین بشه نه
شب تا صبحم که دوسه بار بیدارمیشم خواب با کیفیت نیست

چقد همه ما دلمون پره کاشکی بگذره این روزای مملکت جوونامون زندگی راحت رو تجربه کنن

وای منم از بعصی چیزا ناراحت میشم .همسر منم کارش کناف کاره الان با این وضعیت مملکت از عید تا الان دست به هیچ کاری نزده کلا کار نکرده درسته وضعمون خوبه ولی خوب با دوتا بچه با این همه گرونی با زایمان سختی که داشتم با بدن ناتوان با بدن مریض با بچه ای الان همش سرجمع دوهفته است فقط شبا می‌خوابه. همش مهمون دارم هلک و ولک چی اومدیم بچه رو ببینیم اصلا شعور و درک ندارن که بابا این خودش مریضه حالو حوصله هیچی رو نداره شوهرش سرکار نمیره دم به دقیقه هی پول وسایل میدن .هیچی دیگه کلا همه خرن خر رررررررر .

پدر خودم اصلا بچه بغل کردن بلد نیست میاد نمیتونم بچه رو از چشمم بزارم عین بچه هاست تا میخوام پاشم بچه رو کج و کوله بغل میکنه هی میگم بابا بزارش زمین با بچه میخوای چیکار آخه بغلت هنوز گردن نگرفته داد داد که من خودم بچه گرفتن بلدم .واقعا خیلی ناراحتم میکنن ..از ته ته دلم تک تک حرفاتو درک کردم خواهر

امیدوارم زود زود انقدر دست بالتون باز بشه ک هم ماشین بخرید هم خونه رو تموم کنید‌ فشار مالی ک نباشه بقیش رو میشه تحمل کرد

کم کم انرژیت برمیگرده طبیعیه خسته باشی از وقتی بچه غذاخور بشه حالت بهتر میشه

هی خواهر کی بفکر خستگی ماست😔بخدا منم داغونم خیلی خستم خیلی بخدا من الان صبحونه و ناهارم خوردم وقت هیچی برای خودم ندارم ن استراحت ن آرایشگاه ن بیرون رفتن نه کارایی ک دوستدارم کنم.همش شده خونه داری آشپزی مرتب کردن و دوباره تکرار همه اینا.خیلی دلم میخواد ذهنم و فکرم آروم باشه به یه بیخیالی نیاز دارم

ای خدا چقدر سخته انشاالله همه چی درست بشه
واقعا منم اصلا دوست ندارم بچه داری و مهمون داری رو😑

سوال های مرتبط