اومدم یکم باهاتون درد و دل کنم گوش میدید به حرفام؟..
من ۲۰ سالمه و اولین بچمه هم درس میخونم هم همسرداری میکنم هم بچه داری کلی مسئولیت رو شونمه
از وقتی بچه دار شدم اخلاقام عوض شده این اخیر بدتر مثلا حوصله ی فامیلارو ندارم حوصله ی اینکه تو جمع باشم ندارم فقط دلم میخواد با بچمو و شوهرم و مادر پدرم باشم بی حوصله شدم خسته ام لاغر شدم اعتماد به نفسم اومده پایین
دلم نمی‌خواد برم مهمونی و تو جمع باشم چون بدم میاد از اینکه تو بچه داریم دخالت میکنن یا همش نظر میدن در مورد خودمو بچم خسته شدم از بس با دیگران جنگیدم و کل کل کردم که اینو به بچه ی من ندین بخوره اینجوری بغلش نکنین اینکار و نکنین یکی از دلایلی که بدم میاد تو جمع باشم همینه
عصبی شدم یعنی منتظرم یکی در مورد خودم و بچم یه نظری بده یا یه کاری برخلافم بکنه یا یه تیکه ای بهش بندازم یا پرخاش کنم
یعنی همه رو از دست خودم ناراحت میکنم حس میکنم از آدما خوشم نمیاد نه از عمم نه از خاله ها عموها نه خانواده ی شوهر و...
کلا دوست دارم از همه دور باشم
عین افسرده ها شدم فقط به فکر دخترمم‌و خودمو فراموش کردم از موقع زایمان که ۷۰ کیلو بودم الان رسیدم به ۵۸ کیلو و نابود شدم کلا ریزش موی شدید و شکمی که شل مونده و ترکاش و بواسیر و زیر چشماش سیاه شده و کلا نابود شدم .



نوزاد فرزندپروری کودک تغذیه غذای کمکی دردودل حرف مادرانه

۱۲ پاسخ

سلام عزیزمممم عیب ندارع ی مدت نرو جایی من الان کلا قید فامیل زدم جر پدر و مادرم با هیچکس رفت و آمد ندارم
حتی خانواده شوهرم کلا بچمو ندیدن از وقتی دنیا اومده
مهم اینه تو حالت خوب باشه ولکن بقیه رو
همه مادرا همینن پوست ترک خورده شکم شل و خستگی رنگ از صورت برده

سخته دیگه این همه مسئولیت
حق داری
ولی کلا کار درستی میکنه به بقیه اجازه نمیدی دخالت کنن و جوابشون میدی
من جواب نمیدادم ولی رفت و آمدم باهشون صفر کردم نه حرص خوردم نه بچم اذیت شد

دقیقا همه اینای که میگی منم دارم دقیقا مثل منی حتا شکم ترک خورده زیر چشمای گود و همورویید تک تنهااا حس میکنم پیر شدم😕

چیزی نشده عزیزم
اینا طبیعیه کاملا
مورادی که برای جسمت گفتی.. راحت میتونی دوباره وزن خودتو برگردونی تازه این دفعه میتونی اندامی تر و قشنگ تر بشی

درمورد پرخاش و اینا، اینا هم طبیعیه
کافیه یکم خودتو بزنی به بیخیالی
چون بقیه ای که بچتو بغل میگیرن، خودشونم بچه بزرگ کردن
ولی برای تربیتی که گفتی یکم مراقب باش، ولی بازم الان خیلی وقت تربیت نیست میدونی چی میگم؟ یعنی هنوز سنش پایینه چیزی متوجه نمیشه که بخواد عادتش بشه یا یاد بگیره
یکم صبور تر، سنگین تر با‌ش
اینا حالات روحی بعد زایمانه، به خودت برس مطمئنم اعتماد به نفس زیبات برمیگرده، فقط یکم باید بهش ایمان داشته باشی 😉💃😁

کسی که میدونه وجودش با ارزشه و بهش ایمان قلبی داشته باشه با وزن 58 کیلو هم خودشو دوست داره
کاملا از دغدغه هات آگاهم، چون دغدغه های همه ی ماست عزیزدلم
یکم خودتو شل کن و خودتو قاطی کردم کن، یکم کوشولو👌🏾

منم همینم بواسیر داغونم کرده

طبیعیه،درکت میکنم

یه دکتر برو ویزیت کنه احتمالا کم خونی ایناهم داری قرصهای تقویتی میدن ریزش قطع بشه بدنت یکم بالابیاد وزنت بالا بره

فعلا جمع بیخیالشو تا وقتی حالت خوب بشه

انگار این منم این متن نوشتم منم همین حسارو دارم منم خسته ام از همه ریزش مو،شکم...دلم میخواد تنها باشم کسی نیاد حوصله هیچ کسو ندارم .ما توی ساختمونیم خیلی شلوغه خیلی رفت آمد خیلی حرف میزنن تیکه می‌پرونن ازهمشون بیزارم

منم همینجوری بودم و هرکی هرچی میگفت منم میگفتم مال زمان قدیمه الان بروز شده همچی با خنده میگفتم به تو ربطی نداره و اینا .
از افسردگی نگم برات الان ساعت چنده من حتی صبحانه هم نخوردم .ولی دارم کم کم به خودم میام بیشتر به خودت برس

خب عزیزم فشار زیادی روت هست منم تا چهار ماهگی بچم دانشجو بودم و علاوه بر این فشار و ها و اظهار نظر ها هم بودن دوست داشتم جر بدم هر کی رو سر راهم بود از تراپیست کمک بگیر اگه میتونی کاراتو سبک تر کن اگه هم نمیشه با همسرت از شرایطت صحبت کن بالاخره درست هم تموم میشه تا اون موقع کمی رفت و آمد ها کمتر بشه بتونی ریلکس باشی

سلام مادر فداکار. منم همینطور. البته من بچه ی دوممه و غیر از کارهایی که تو داری یه بچه دیگه هم دارم که مدام گشنس و حوصله اش سرمیره حتی سر اولی که دانشکاه میرفتم مادرم شهرستان بود تنها بودم بچمو میزاشتم مهد واقعا خسته شده بودم. ولی گذشت بچم بزرگ شده الان ۹سالشه خودمم چاق شدم و دو باره زاییدم🤣خواهر جون این روزا میگذره عزیزم به خدا ارزش نداره بعدا یادت میاد میگی چرااینجوری رفتار کردم

سوال های مرتبط