ینی جیگرم برا بچم کباب شد امشب







رفتیم خونه خاهرشوهرم سه تا دختر داره ینی جونشون و ب دلیار میدن انقدر دوستش دارن بر خلاف ننشون ک خیرسرش عمه بچه من میشه
ی دفتر بچم رفت با ذوق دختر خاهرشوهرم بهش داد با خودکار اومد نشست ی صفحشو باز کرد در خودکار و بازور باز کرد تا اومد بنویسه خاهرشوهرم عین کانگورو پرید از دستش کشید بچم ی هو ترسید زد زیر گریه دخترش گف مامان عیبی نداره مال منه گف نه بزار برای سال بعد مدرسه
بخدا بغض کردم دیدم بچم با ذوق میخاس نقاشی بکشه
چی میشد حالا ی صفحشو این خطخطی کنه مگ دفتر تو بود
بخدا من واسه بچه های داداشم جونمو میدم شوهرمم تا دید گف نترس ده تا میخرم میارم نگیر ازش
باز گرف برد تو اتاق قایم کرد

دلم میخاس جرش بدم گفتم حالا عیبی نداش ی صفحه می‌کشید دیگ میگ نه پریا جون گرونه





شیرخشک ببلاک استامینوفن بچه مای بیبی پوشک مولفیکس فرزندپروری شیرخشک ببلاک استامینوفن پاراکید شیر پستونک بچه نوزاد گهواره شیرخشک

تصویر
۲۷ پاسخ

چقد گداصفت😐

من جای تو باشم دیگه نمیرم خونش

چقدر بعضیا بد دلن واقعا مگه دفتر چیه بزار خط خطی کنه اینقدر ارزش داره دل بچرو بشکونه

این حسوده به بچه کوچیک شما حسادت میکنه چون چشمش نمیبینه برادرش یکی دیگه رو بخواد

میگفتی بدبخت با یه دفتر پولدار نمیشی ولی دل شکسته یه بچه فقیرت می‌کنه

چه سنگدلن بعضی‌ها واقعامتاسفم گناه داشت بچه

ووووووی

خاک تو سر هرچی خواهرشوهر مادر شوهر گرگ صفته

ای خاک بر سرش عوضی
چقد حرصم گرفت بخدا
بیکاری تو باهاشون رفت و آمد می‌کنی ؟
هزار بار خاک بر سرش گدا ندید بدید

بعضیا احساس میکنن فقط خودشون بچه دارن اشکال نداره می‌دونم ناراحت شدی درک میکنم

والا رفت و امدت قطع کن
عصاب خودت و بچت راحت

بخدا نمی دونم خیل بده من خودم چهار تا دختر خواهر شوهر دارم جونمو براشون میدم از بچه خودم بیشتر میخام

حالا خوبه شوهرت طرفدارته، واسه من اینجوری میکرد شوهرم هزارتا توجیه واسه کار خواهرش میاورد

از حرصم نیم کیلو وزن کم کردم 😠😠😠باز شما خیلی خوبی که بازم رفت امد میکنی منکه اینجوری کنن همون لحظه هرچی از دهنم دربیاد میگم بهشون

خوشبحالم از دست این گدا صفتا راحت شدم قطع ارتباط کردم

فدات بشم خاااااله که ذوقتو کور کرده .کاش پیشم بودی میاوردمت پیش گندم دوتا دفتر خوشگل داره باهم نقاشی میکردین کلی بازی میکردین.اعصابم خورد شد بخدا

عمه نیست
ح. ی. و. ن. ه

من برای بچه داداشم حاضرم جونمم بدم چه آدمای پیدا میشن

تقصیر خودت ک خونه همچین ادمی میری….🤦🏻‍♀️

همین اتفاق برای من پیش اومد خواهرم به آریانا یه دفتر و مداد داده بود اومد نشست بنویسه بابام با پرخاشگری ازش گرفت بزار برای سال بعد دفترت‌ نو هست چه میشد یه صفحه اش رو آریانا خط خطی کنه من اون موقع تو شرایط بدی بودم بچم بغلم کرد دوتایی گریه کردیم

من میبودم همون لحظه دفتر رو از دستش می‌کشیدم میدادم به بچم میگفتم بیا مامان نقاشی کن مشخصه ذات بچه هاش به خودش نرفته

واسه این حرفها و کارها ناراحت نشو...

توهیچی نگفتی خدایا بی شخصیت تشریف داشتند

واااااا چه آدم پستی بوده بخدا من بچه میاد خونمون ک اصلا نمیشناسم یا همسایمون همه چیزا رو میزارم جلوش میگم بهش خوش بگذره دوتا برادر زاده‌ دارم واااای اصلا بیان خونه رو ببرن فدا سرشون چرا این اینجوریه اصلا نرو سمتش حرصم گرفت بخدا ، فردا دفتر مداد بگیر برا دخترت بچه نمونه تو دلش واااای این دیگه چه آدمی بود

خاک توسرکداگشنش

گدای بدبخت منم اعصابم بهم ریخت از کارش

میگفتی سرت بخوره

سوال های مرتبط