تجربه سزارین ۲؛
پمپ درد واقعا معجزه میکنه،میتونم بگم ۹۵ درصد درد نداری،منو ۸ونیم از ریکاوری دادن بخش تا ساعت ۲ شب زیر سرم بالش نزاشتن،گفتن چیزیم نباید بخوری از ساعت ۲ ونیم میتونی آبمیوه طبیعی-نسکافه-چایی بخوری ک آبمیوه آناناس بهترین گزینه س
تا صبح بالش نزاشتن زیر سرم،خداروشکر هیچ سر دردی هم نیومد سراغم،با آبمیوه شروع کردم،بعد نسکافه خوردم با خرما و مغزیجات،بعدشم چایی
نوبت رسید ب اولین راه رفتن😫😫😫
بلندم کردن ک بشینم سرم گیج رف،ی لیوان آبمیوه خوردم،یکم بهتر شدم،ب سختیییییی از تخت اومدم پایین،سرم گیج رفت.دوباره،فشارم افتاد،چشمام سیاهی رف،نشستم دو لیوان آبمیوه خوردم بعد آروم آروم بلندم کردن راه رفتم،فقط قسمت اول راه رفتن خیلی سخته بعدش باید هی یکی دو قدم برداری تا بدنت حالش خوب شه
ولی نفس بچت،بوی بهشتیش،دوست نرمشو ک بغل دستت میبینی هر چی درد تو دنیاس فراموشت میشه
توصیه ای ک برا خانومای سزارینی دارم اینه؛ حتما حتما آبمیوه طبیعی،خرما،مغزیجات،نسکافه،چایی بخورین بعد عمل،حتما حتما بعد اولین راه رفتن دوباره با وجود کمک چند قدم بردارین،پمپ درد بشدت توصیه میکنم،پوشک زایمان ی بسته کامل با خودتون ببرین،برا بچه هم پوشک سعی کنین ی بسته ببرین
باز سوالی داشتین بپرسین

تصویر
۱۳ پاسخ

لباس برا خودت چی بردی آجی .
منم اولین بارمه میرم اتاق عمل ...

پوشک برای خودت چ مدلی بردی میشه راهنمایی کنید

عزیزم منم سزارین دومم میشه
پمپ درد چجوریه؟خوبه واقعا

منم سزارین خود خواسته هستش بيمارستان خصوصی خودشون دارن دیگه بنظرت

عزیزم یعنی من الان واسه بچه 15تاگذاشتم کمه؟

آمپول بی‌حسی دردداره براکسی که خیلی ترسوعه

آمپول بی حسی چجوری بود

پمپ درد بیمارستان خودشون دارن یا باید از بیرون بگیری واین که قیمتش چنده

دکترم میگه پمپ درد نمیخواد بنظرت من که خیلی لوسم و کم تحمل چکار کنم

سزارین اگ سخت نگیری خیلیم سخت نیس فقط بعدش باید سعی منی بیشتر راه بری تا بخوابی راه رفتن و شیاف دردو کم میکنه

به سلامنی عزیزم مبارک باشه قدمش.بچه چند کیلو بود پوشک چه سایزی اندازه ش بود من نمیدونم صفر ببرم یا یک

سلام گلم میگم سوند درد نداشت همه میگم درد داره

اب میوه طبیعی مثلا چی عزیزم میشه بگی؟ یعنی از مغازه نخریم

سوال های مرتبط

مامان کلوچه🍪 مامان کلوچه🍪 ۱ ماهگی
پارت5🍁
ولی متاسفانه نزاشتن ببینمش یعنی پیشم نیوردنش نمیدونم چرا، مستقیم بردنش🙁.
ساعت3:5دقیقه ظهر وارد اتاق عمل شدم ساعت3:10 دقیقه بچم بدنیا اومد و ساعت 4 از اتاق عمل بیرون اومدم ومنو بردن اتاق ریکاوری تا ساعت4:30 بعد منتقلم کردن به بخش.
بهم گفتن میتونی سرت رو تکون بدی ولی نباید تا ساعت2 شب بلندش کنی.
4ساعت بعد میتونی نسکافه، چای، قهوه بخوری، لبنیات نخور، آبمیوه فقط آبمیوه طبیعی وگرنه نفخ میاره.
ساعت 2 به بعد میتونی راه بری و از جات بلندشی هرچی بیشتر راه بری بیشتر بهبود پیدا میکنی.
غذا اول سوپ بخور بعد کم کم شروع کن به خوردن.
اینا نکاتی بودن ک بهم گفتم انجام بدم.
وقتی تو اتاق عمل بودم ماساژ رحمی انجام دادن و بعد از اینکه از اتاق ریکاوری بیرون اومدم هم انجام دادن ک هردوش چون بی‌حس بودم اصلا درد نداشت ولی بار سوم تو بخش خیلی درد داشت😩.
خانما سزارین خوبه بعدشم اونقدر درد نداری اگه شیاف یا مسکن برات بزنن، فقط اولین راه رفتن خیلی سخته من که بزور راه میرفتم حس میکردم بخیه‌هام دارن خونریزی میکنن از درد ولی هرچی بیشتر راه میرفتم بهتر میشدم.
مامان نورا مامان نورا ۶ ماهگی
پارت ۳
من قبل عمل درخواست پمپ درد داده بودم که همسرمو فرستادن بخره هزینه اش هم ۱میلیون ۸۰۰ شد
حتما قبل عمل بگید چون باید دکتر بی هوشی نصب کنه براتون
اگ بگم چ فوایدی داره خیلی درد رو کنترل میکنه خیلی کمک میکنه برا سرپا شدنتون حتما توصیه میکنم بگیرید
ساعت ۶ بهم اجازه خوردن مایعات دادن من چای و خرما خوردم شماهم حتما ابمیوه اناناس کمپوتش تاحد امکان ابمیوه طبیعی ببرید چون ابمیوه های کارخانه ای رو نمیذارن میگن نفخ اوره
بعد خوردن مایعات پرستاراومد کمک که ازتخت بیام پایین برای اولین بار سخته واقعا ولی حتما ب پرستارتون بگید قبل پایین اومد از تخت شیاف بزنه خیلی خیلی موثر درد رو درجا کنترل میکنه اگ اوناهم نزدن ب همراهتون بگید بهتون بزنه واقعا تاثیرش رو میبینید
خلاصه با کمک مامانم و پرستار اومدم پایین سخت ترین بخشش اینجا که اونم چن بار راه برید و حرکت کنید دیگ اوکی میشد هرچقدر بیشتر راه برید و تکون بخورید زودتر حالتون خوب میشه من از کسایی ک پیشم بودن بیشترحرکت میکردم جنب و جوش داشتم خداروشکر بعد ۲ روز سرپا شدم
راستی حتما وقتی بهتون اجازه خوردن مایعات دادن ی کوچولو قهوه فوری دم کنید بخورید من نخوردم ۴ روز از سردرد نمیتونستم سرمو تکون بدم ولی روز چهارم ۲ دفعه قهوه فوری خوردم دیگ سردردم اونجا موند
مامان فندق مامان فندق ۱۰ ماهگی
روزای بعدش درد داشتم و مامانم می‌گفت ببین درد اصلی چی بود که پمپ درد نزاشت بفهمی . خلاصه من اصلا دکمه پمپ دردم و تند تند نزدن تا فردا نزدیکای صبح برام موندش و عالی شد

شب ساعت ۸ اینا بود که گفتن مایعات شروع کن گفتم نسکافه بخورم گفتن نه با آبمیوه و چای کمرنگ شروع کن که همین کارو کردم و بعدش یدونه نسکافه خوردم بعد شام آوردن و گفتن شامتو بخور بعدش راه برو
شامو خوردم و آروم با کمک و همسرم و مامانم پاشدم تا راه برم انصافا هم درد داشت هم که میخواستم راه برم سرم گیج میرفت . دو بار نتونستم و نشستم دفعه سوم به خودم انرژی دادم و پاشدم دردش یکم بد بود ولی همین که پنج دقیقه دردناک راه رفتم دردش قابل تحمل تر شد برام و یه بیست دقیقه ای راه رفتم . راستی سوند رو هم قبل شامم اومدن در آوردن و یکم سوزش داشت فقط. یچیز هم بگم من خودم نمی‌دونستم از عمل که میای شلوار پات نمیکنن و زیر انداز میندازن زیرت و هی میان عوضش میکنن
ولی قبل شام که سوند در میارن پد میزارن با شورت یکبار مصرف و شلوار. تنت میکنن
مامان تک پسرم💙 مامان تک پسرم💙 ۴ ماهگی
اولین تجربه زایمان سزارین من خدمت مامانای عزیز
از اونجایی که هیچ مشکلی نداشتم دکتر بیهوشی گفت میتونم بی حست کنم ولی تصميم اینه بی هوش بشی برات بهتره..
بیهوش شدم ۲ ساعت بعد توی ریکاوری بهوش اومدم با صدای گرفته و درد شدید
چنتا مسکن برام زده بودن ولی بازم درد داشتم اومدم بخش برام شیاف و مسکن تزریقی دادن دردم فروکش کرد ولی بشدت جای زخمم می‌سوخت، یه عالمه خون‌ریزی دارم
افت هموگلوبین پیدا کردم
گفتن ۴ ساعت بعد باید پاشی راه بری، نتونستم از شدت درد و سرگیجه و سیاهی جلو چشم کل بدنم رفت زیر آب دوتای کمکی منو بزور برگردوندن‌ روی تخت خیلی خیلی خیلی درد داره فشار و درد روی کل شکمم هست جای زخمم مرتب میسوزه،
کلی آبمیوه و کمپوت و نسکافه خوردم دوباره امتحان کردم فقط تونستم بشینم روی تخت هنوز نتونستم بلندشم و راه برم
بشدت بدنم تحلیل رفته و ضعیف شدم اما خانومای دیگه خیلی راحت پاشدن و راه رفتن پس خودتون رو با هیچکس مقایسه نکنید و نترسید، ولی اولین راه رفتن و تکون خوردن بزرگترین دردیه که تجربه می‌کنید..

با آرزوی آسونی برای شما خانوم گل ها..
زایمان سزارین
مامان تـابـان🩷🌙 مامان تـابـان🩷🌙 روزهای ابتدایی تولد
بعد ساعت ۱۰ اینا گفتن ک یچیزی بخورم
اول ی نسکافه خوردم
بعد کمپوت اناناس داشتم اول از ابش خوردم یکم بعد کم کم سوپ خوردم خداروشکر بالا نیاوردم
بعد بلند شدم نشستم دوباره اب کمپوت خوردم ک فشارم نیوفته
چون چشمام سیاهی میرفت
قبلش هم سوند رو ازم جداکردن
دیگه بلند شدم راه برم
درد داشتم ولی باز دردش قابل تحمل تر بود ینی برای من اولین راه رفتن از اون چیزی ک همه میگفتن سخته و میترسوندن بهتر بود
ولی خیلی درد داشتم دیگه اروم اروم رفتم سمت سرویس

بعد با کمک پرستار رفتم سرویس اومد اب گرفت بهم یکم خودمو شستم بعد کمک کرد شورت و پوشک پوشیدم لباسامو عوض کردم
تختمم ک مرتب کرده بود دوباره با کمک خودش رفتم روی تخت دراز کشیدم
ولی خیییییلی احساس بهتری داشتم انگار سبک تر شده بودم
اما همچنان درد رو داشتم
بعد یکم سوپ خوردم سعی کردم یکم بخورم ک حالم بهتر شه
حدودا ی ساعت بعد دوباره بلند شدم رفتم دخترمو ببینم
چون یکم تنفسش مشکل داشت برده بودنش NICU
وقتی تو اون شرایط دیدمش داشتم میمردم خییییلی گریه کردم
دیگه پرستار گفت چون تازه بلند شدی نباید زیاد سرپا وایسی برو استراحت کن
دوباره رفتم اتاقم
چون درد داشتم همش بهم شیاف میزدن و مسکن
یکم اروم میشدم دوباره دردم شروع میشد
البته اینم بگم بدن من خییییلی در برابر داروها مقاومت میکنه ینی حالا حالاها اثر نمیکردن داروها
بعد شب تا صبح نتونستم بخوابم از درد
شب ساعت ۲ اومدن ی شربت دادن گفتن بخورم ک شکمم کار کنه
دیگه صبح یکم صبونه و چای خوردم دوباره سعی کردم از جام بلند شم
رفتم دخترمو دیدم یکم راه رفتم
ن میتونستم صاف شم ن میتونستم درست خم شم
ینی دولا دولا راه میرفتم
چون شکمم کار نکرده بود دوباره ی شربت دیگه دادن
اونم خوردم خیلی فرقی نکرد