۷ پاسخ

این بازی عالیه.
برای ترک پوشک خیلی توصیه میشه

این بازی پاچین
برای هماهنگی بین دو نیمکره خوبه
هماهنگی دست و پا
خیلی خوبه ما هم انجام میدیم
البته بدون آب
روی زمین هم میشه انجام داد
یه حلقه درست کن و توپ رو توش بزار بعد از کودک بخواهیم با پا توپها رو از اون حلقه به حلقه دیگه بریزن

عزیززززززم
منم خوشحالم از آشنایی با شما عزیزم

چه ایده خوبیه ممنونم عزیزم

عالی بود امتحان میکنم ممنون

خییلیم خوب ..👍

سلام مامان فائزه مهربون ❤️
خدا رو شکر که آبان جان دوست داشتن❣️
ولی پسر من اینکار رو انجام بدم فکر میکنه میخوام حمومش کنم🥴 و دارم گولش میزنم😶‍🌫️
برای همین ترجیح میده کلا به اون لگن آب نزدیکم نشه🙄☹️

سوال های مرتبط

مامان آبان مامان آبان ۲ سالگی
سلام مامان‌های زیبا
من و آبان امروز یکی دو ساعتی با کلاژ و رنگ‌آمیزی سرگرم بودیم. قبلا همیشه بازی‌های اینطوری رو از قبل آماده می‌کردم، یعنی وقتی آبان نبود یا خواب بود دست به چسب و قیچی میشدم و بعد نتیجه رو می‌آوردم بهش نشون میدادم و می‌گفتم حالا بیا این کار رو کنیم. مثلا اینو رنگ کنیم یا این گوش پاک‌کن رو از اینجا رد کنیم. آبان هم نه تنها کاری که ازش خواسته بودم رو نمی‌کرد بلکه در کسری از ثانیه شاهکار مادرانه‌ام رو می‌ترکوند. این شدکه یه مدت از سرناامیدی کاردستی رو رها کردم. حالا چن روز پیش رفتم یه سری وسایل نسبتا امن برای کاردستی خریدم (قیچی پلاستیکی، چسب ماتیکی و...) و امروز نشستیم با هم صفر تا صد همه چیز رو درست کردیم. و شگفتا که این بار هیچی رو نیست و نابود نکرد و حسابی دل داد به کار. و من خوشحال‌ترین بودم و حس می‌کردم اونم حسش همینطوره.
البته ظاهر کاردستی‌هامون اصلا به باسلیقگی اون کارهایی که خودم از قبل درست می‌کردم نشد ولی چه اهمیتی داره :)
چن‌تا عکس دیگه هم براتون تو کامنت‌ها میذارم.
مامان بچه‌ک مامان بچه‌ک ۴ سالگی
جمعه نوبت چکاپ بچه‌ک و ویزیت با هماتولوژیستش بود. توی فاصله‌ی ده‌دقیقه‌ای بیمارستان هم ایکیاست و برنامه‌مون این بود که بعد از بیمارستان بریم ایکیا. متاسفانه یادم رفته بود پاتی پرتابل بخرم و مجبور شدم پوشکش کنم. اما در کمال ناباوری توی بیمارستان هر بار که دستشویی داشت می‌گفت و میم می‌بردش دستشویی و چون از سرپا شدن خوشش نمی‌اومد، نهایتا توی پوشک کارش رو می‌کرد. اما همین تجربه خیلی به‌مون کمک کرد. شب که اومدیم خونه موقع سفارش پاتی پرتابل ازش خواستم بیاد پیشم و خودش طرحش رو انتخاب کنه. چون عاشق پاندائه، یه دونه با طرح پاندا انتخاب کرد و خیلی ذوق رسیدنش رو داشت. شنبه که سفارشمون رسید با ذوق و شوق خودش رفت روش نشست و وقتی میم به‌ش گفت همون‌جوری که تو ایکیا و بیمارستان جیش کردی، جیش کن، سریع کارش رو کرد. امروز هم دو ساعت برای خرید بیرون بودیم و خودش گفت احساس جیش داره و با میم رفتن دستشویی مرکز خرید و روی پاتی پاندایی‌ش نشست. به نظر می‌آد پروژه‌ی ترک پوشک داره با موفقیت انجام می‌شه 🥲
مامان بچه‌ک مامان بچه‌ک ۴ سالگی
روز دوم ترک پوشک هم آسون نگذشت. از صبح تا عصر یه بار خطا و یه بار جیش توی پاتی داشتیم و خبری از پی‌پی نبود. واضح بود که بچه داره خودش رو نگه می‌داره و تحت فشاره. عصر به ناچار پوشکش کردم و رفتیم بیرون و شب رو هم با پوشک خوابید.
از اون عجیب‌تر و دردناک‌تر اما تجربه‌ی روز سوم (دیروز) بود. از ساعت هفت صبح تا ۵ بعدازظهر بچه‌ک خودش رو نگه داشت و حاضر نشد جیش یا پی‌پی کنه. به‌ش آب‌پرتقال دادم که عاشقشه اما لب نزد. انگورهایی رو که براش گذاشته بودم از بشقاب برمی‌داشت، برای این‌که طعمش رو حس کنه یه گاز می‌زد و زود تف می‌کرد و از دهنش می‌داد بیرون. واقعا حیرت کرده بودم. انتظار نداشتم بدونه خوردن باعث می‌شه دستشویی‌ش بگیره و بخواد تا این حد پا روی خواسته‌هاش بذاره و خودش رو کنترل کنه. ساعت پنج دیگه از شدت فشاری که روش بود به گریه افتاده بود و منم سریع پوشک رو پاش کردم. جیش و پی‌پی رو توی پوشک کرد و با خیال راحت آب‌پرتقال و انگورهاش رو خورد (ادامه در کامنت)
مامان فندق و گردو مامان فندق و گردو ۳ سالگی
خانما میشه خواهش کنم راهنماییم کنید .الان وقت کردم بنویسم پسرم اصلا اصلا از من جدا نمیشه فقط از من بازی میخاد توروخدا نیاید بنویسید خب بچته پیش تو نره پیش کی بره از صبح که چشم باز میکنه میگه بیا تفنگ بازی بیا توپ بازی بیا این بازی بیا اون بازی هر چقدر هم باهاش بازی کنه بازم میخاد یعنی ازت میخاد که تو باهاش بازی کنی اصلا تنهایی بازی نمیکنه تنهایی تو اتاق نمیره فقط چسبیده به من خیلی کلافه میشم ولی موضوع این نیست من همش نگرانم در آینده از این بچه ها بشه که هیچ کاری ازشون برنمیاد فقط محتاج پدرومادر هستن واس هر کاری هر چقدرم بهش توضیح بدم که الان کار دارم اصلا انگار نه انگار مثلا امشب پسر کوچیکم داشت زار میزد از دل‌درد خودم داشتم دیونه میشدم اونم چسبیده بود بهم که بیا توپ بازی کنیم هی بهش میگفتم ببین داداش بغلمه اصلا انگار نه انگار ولی به اون ربطی نداره اونم که خاب باشه باز دست از سر من برنمیداره اصلا از خدامه بره تو اتاقا خرابکاری کنه کشو بریزه بیرون بپاشه ولی اگه من برم تو اتاق دنبال من میاد با منم برمیگرده واااااااااااااااااااااای خستم سرم رو محکم با روسری بستم