۷ پاسخ

میشه درخواست منو قبول کنید مرسی

چه بامزه است
ایلیا چندبار براش درست کردیم ثانیه اول پاره پوره کرذه بعدشم گفته ماشین شکست 😅

عالی
آفرین به تو
خوش بحالش ک مامان خوبی مثه تو‌داره

چه ایده خوبی😍

چه باحال😅

پنگوئنا چقد بامزن😁

عزیزم یه طرح رایگان گذاشتم اگه اموزش بخواید
با ثبت نام دوره قندسازی اموزش فتوشاپ(درست کردن عکسهای اتلیه ای)رایگان دریافت میکنید
اموزش قند و. نبات بیشتر از ۶۰ آیتم داره همه رو کامل توضیح دادم با پشتیبانی رایگان ۱۹۹ تومن از همه جا مناسب تر

سوال های مرتبط

مامان آبان مامان آبان ۲ سالگی
سلام مامان‌های زیبا
من و آبان امروز یکی دو ساعتی با کلاژ و رنگ‌آمیزی سرگرم بودیم. قبلا همیشه بازی‌های اینطوری رو از قبل آماده می‌کردم، یعنی وقتی آبان نبود یا خواب بود دست به چسب و قیچی میشدم و بعد نتیجه رو می‌آوردم بهش نشون میدادم و می‌گفتم حالا بیا این کار رو کنیم. مثلا اینو رنگ کنیم یا این گوش پاک‌کن رو از اینجا رد کنیم. آبان هم نه تنها کاری که ازش خواسته بودم رو نمی‌کرد بلکه در کسری از ثانیه شاهکار مادرانه‌ام رو می‌ترکوند. این شدکه یه مدت از سرناامیدی کاردستی رو رها کردم. حالا چن روز پیش رفتم یه سری وسایل نسبتا امن برای کاردستی خریدم (قیچی پلاستیکی، چسب ماتیکی و...) و امروز نشستیم با هم صفر تا صد همه چیز رو درست کردیم. و شگفتا که این بار هیچی رو نیست و نابود نکرد و حسابی دل داد به کار. و من خوشحال‌ترین بودم و حس می‌کردم اونم حسش همینطوره.
البته ظاهر کاردستی‌هامون اصلا به باسلیقگی اون کارهایی که خودم از قبل درست می‌کردم نشد ولی چه اهمیتی داره :)
چن‌تا عکس دیگه هم براتون تو کامنت‌ها میذارم.
مامان کامیار و لیانا مامان کامیار و لیانا ۲ سالگی
سلام بچه ها من تجربه از پوشک گرفتن کامیار رو براتون میذارم شما هم اگه انجام دادین و نتیجه گرفتین برای منم دعا کنید که مشکلاتم حل بشه چون این روزها برای کار همسرم خیلی مشکل درست شده و عصبی هست. من تو سه روز از پوشک گرفتم البته پی پی یکم طول کشید چون ازش میترسید و اونم بعد از یه هفته براش عادی شد و الان که دوماه گذشته دیگه راحت می‌ره دستشویی
خب برای شروع اول چند روز مبردمش دستشویی تا با محیطش آشنا بشه مثلاً شلنگ میدادم دستش میگفتم اب رو باز کن یا آفتابه رو پر کن و آب بریز و... حتی میتونید برچسب هم بچسبونید ولی من اینکار رو نکردم. خلاصه که خیلی خوشش اومد و براش تبدیل به بازی شد بعدش آخر هفته که دیگه میخواستم پوشک نکنم اول اومدم تموم قالی ها جمع کردم و روی مبل هم زیر انداز انداختم بعدش به شوهرم هم گفتم تا سه روز من نمیتونم غذا درست کنم چون باید مراقب بچه باشم. خلاصه روز از پوشک گرفتن دیگه جلو خودش گفتم ببین این آخرین پوشکیه که این جاست بقیه پوشک ها گفتن چون کامیار بزرگ شده ما میخواهیم بریم پیش بچه های دیگه. و بجاش این شورت خوشگل داریم که اونم از طرحش خیلی خوشش اومد و پوشید. برای مدت بچه ها شورت زیاد بخرید چون خیلی زود بزود باید عوض کنید. بعد از اینکه شورت پاس کردید دیگه همه اش باید حواستون باشه که بچه کی جیش می‌کنه به محض اینکه ادرار رو ببینید سریع بغلش کنید و بهش بگید که ما اینجا جیش میکنیم و بذارید که بقیه جیش رو تو دستشویی انجام بده. یکی دوبار اول ممکنه که گریه کنه چون پسر من تعجب کرده بود و می‌گفت این چیه که از من خارج میشه😂
ادامه تاپیک بعد
# فرزند پروری
# پوشک
مامان علی🐻 مامان علی🐻 ۲ سالگی
خدایی چطور بعضیا پشت سر هم مهمون دعوت میکنن؟ من از ترس پسرم نمیتونم کسی رو دعوت کنم چند وقت پیش عمه شوهرم رو دعوت کردم نمیدونید بچم چیکار کرد. میوه میزاشتم جلو عمه شوهرم بعد پرت میکرد روش یا بشقاب رو با پا شوت میکرد و با پا دوباره میرفت روشون له میکرد. موقع شام تو کاسه قورمه سبزی عمه شوهرم ترشی و برنج میریخت. بیچاره نفهمید چی خورد یا نوشابه میریخت رو قالی. دیگه دفعه بعد که باز دعوتش کردیم بهونه آورد گفت نمیتونم بیام🤣 الان میگید خب بچتو بگیر بخدا بغلش میکنم چون میدونم فضوله ولی با لگد مند میزنه موهامو میکشه گریه میکنه که بزارمش زمین. هر چی گوشی میدم سرگرم بشه اذیت نکنه بقیه رو ولی نمیخواد. حس میکنم برا جلب توجه اینجور میکنه اصلا کسی که میاد خوشحال میشه صدبرابر از قبلش فضولتر میشه بقیه هم هی میگن عیب نداره ولش کن. یعنی دفعه قبلی قالی هامو ر ی د توشون اینقد نوشابه ریخت و میوه با پاش له کرد و... الانم مامانمینا اومده بود که تولد خواهرمو پیش ما بگیرن باز هی سفره رو پاره میکرد دست میزد تو کیک، دلستر میریخت فک کنم اینا هم دیگه رفتن که رفتن
مامان نخودفرنگیا☁️💕 مامان نخودفرنگیا☁️💕 هفته سی‌وپنجم بارداری
سلام مامانا ممنون میشم خوندین جواب بدین خیلی ذهنم مشغوله

من دیروز صبح ابرارو بردم خانه بازی هتل با بچه ها بازی کرد وسیله هارو بهش میگفتم نوبتی ،نوبتی بازی میکرد
شب هم خیلی اصرار کرد بردمش
سر یه وسیله یکم با بچه ها درگیر بود یعنی نمیخواست بده بهشون جیغ میزد
من خودم مثلا بهش میگفتم یه بار دیگه برو دفعه بعد نی نی بره میگفت باشه
تا میومد اون یه بار رو بره مثلا بچه بیخیال میشد میرفت سراغ یه چیز دیگه
خب من دیگه پیادش نمیکردم
باز یکی دیگه میومد بهش میگفتم پیاده شو یکم بدقلقی میکرد ولی راضیش میکردم
از همشونم اونجا کوچیکتر بود
یه خانومه شروع کرد دوبار ابرارو دعوا کرد
سری اول گفتم خانوم خودم هستم دارم بهش میگم
گفت اخه جیغ میزنه گفتم خب بچس مگه تاحالا بچه ندیدی حالا جیغ بزنه
سری دوم دوباره دعواش کرد و شروع کرد بگه حق بقیه رو میخوره
منم سیمام قاطی کرد که به چه حقی جلو خودم الکی بچمو دعوا میکنه یکم باهاش بحثم شد ۴ تاام بارش کردم
حالا همش تو ذهنمه واقعا این حرکات ابرا اقتضای سنش نیست؟؟؟
اقتضای اینکه همش تنهاست اکثرا و همه چی در اختیارش بوده
نکنه خانومه راست میگفت جیغ ابرا غیر طبیعیه!؟
توروخدا جواب بدین اصن اعصابم 💩شده