دخترمو میبرم کلاس مادر و کودک اوایل خیلی خوب بود هم به خودش خوش میگذشت هم به من تو کلاس به حرفم‌گوش میداد کلی چیز جدید یاد‌گرفته بود
ولی بعدش با یه دختره دیگ که دو ماه بزرگتر از رستا هست به مشکل خوردن مثلا رستا میگفت من میخوام برم باشگاه اون دختره جیغ میزد که نه تو‌حق نداری بری و فلان رستا گریه میکرد
یا مثلا دیدم آخر کلاس که می‌خواستیم بریم برگشته بود میگفت به رستا میزنم میمیری رستاام با اینکه تو خونه هرچی بگیم جواب میده همینطوری مات و ناراحت نگا میکرد مامانشم‌می‌خندید که عب نداره همین یه حرفو بلده بزار بگه رستاام تا یه هفته میگفت چرا اون دختره به من اونطوری میگفت
دوباره سر سرسره دعواشون شد که بعد کلاس تو حیاطش بازی میکنن اون دختره اومد از کمر رستا با پاش زد هولش داد اینم برگشت زد و مامان دختره همش میگفت رستا دخترمو زده با اینکه این کاری به اون نداشت اون اول اومد زد
بعد اون دیگ اصلا تو کلاس بازیارو درست انجام نمیده به حرفم زیاد گوش نمیده
به نظرتون تاثییر دعواش با همون بچه اس؟؟؟
انقدی که اذیت میشم وقتی میریم تصمیم گرفتم دیگه نبرمش
همچین مشکلی داشتین شما؟؟؟
فرزند پروری کودک
پوشک

تصویر
۹ پاسخ

من خیلی از این بچه ها دیدم من خودم به بچه تذکر میدم مثلا یه بچه تو پارک جلو سرسره و گرفته بود نمیذاشت پسرم بره من جدی و محکم گفتم بچه برو کنار دیگ طرف بچه من نیومد رفته بود همین رفتار زشت و با بچه ی دیگ میکرد

تا یه حدی اجازه بده خودش مشکلشو حل کنه و حقشو بگیره ولی اگه دیدی داره اسیب میبینه خودت ورود کن شیفتشو عوض کن یا به مامان دختره تذکر بده

عزیزم میشه جای دیگه ای ببریش
واقعاً متأسفم برا اون خانم و تربیت نادرست بچش

بله دلیلش همینه من مثلا دخترم پارک خیلی دوس داره رفتیم پارک یک بچه زدش تو لوله های سرسره بود من ندیدم فقط اومد پایین گریه میکرد که نی نی منو دق کرد همونجا گفت دیگه نمیخوام برگردیم خونه بچه ها خیلی روحیاتشون حساسه

انقد بدم میاد از مادرای بیشعوری که همچین بچه ای تحویل جامعه میدن تا باعث آزار بقیه بچه ها بشن ...

خب تو باید از دخترت دفاع میکردی عزیزم
با باهاش حرف میزدی میگفتی اذیتت میکنه دیگه نرو سمتش
با به مادرش خیلی جدی میگفتی
واقعا نمیدونم جرا بعضی مامانا انقدر بیخیالن بچه هاشونو کنترل نمیکنن حالا اگه ما باشیم


قطعا روش تاثیر گذاشته عزیزم اعصابشو خراب کرده

من باشم عوض میکنم میبرم یه جای دیگه حالا نظر روانشناسان عزیزم گوش میکنیم ببینیم چی میگن😁

منم میخوام تازه شروع کنم ببرم
احتمالا بخاطر همینه سرد شده انگار زده شده از کلاس یا جای دیگه ببر یا یه مدت نبر از سرش بیفته

عزیزم اول به دخترت یاد بده از کسی نترسه بگو نگران نباش من پیشتم بعد از اون حتما به مادرش تذکر بده بگو دخترم اذیته

سوال های مرتبط

مامان 🤍رستا🤍 مامان 🤍رستا🤍 ۲ سالگی
بچه هاتون واسه هرچیزی گریه کنن اونم با صدای بلند به حرفشون گوش میدین؟؟
من متاسفانه گوش دادم ولی دیگ کم آوردم و نمیدونم باید چیکار کنم
امروز کلاس مادر و کودک داشت قبل کلاس نیم ساعت گریه کرده که من باید دمپایی‌ بپوشم اونم واسه دختر عمه اش که کهنه ام بود تو کلاسم اصلا بازیارو خوب انجام ندادو به حرفم گوش نکرد بعد کلاس گریه که بریم پارک منم گفتم چون امروز دختر خوبی نبودی و اینکه همش گریه میکنی نمیبرم(از طرفی ام هوا تاریک شده بود ) دوباره این گریه شدید طوری که هرکی رد میشد نگامون میکرد دوباره گریه که خوراکی میخوام گفتم باشه آروم شو بریم بخریم ولی همچنان شدید گریه میکرد منم گفتم نمیخرم چون حرفمو گوش نمیدی و واسه هرچیزی گریه میکنی
خلاصه تا خونه گریه کرد نمیدونم کارم درست بود یا نه
ولی رستا اینو یاد گرفته که واسه هر چیز کوچیکی گریه میکنه خیلی اذیت میشم بااین اخلاقش هم تو خونه و هم وقتی که بیرون میریم
با اینکه خودم سخت گیر نیستم هر بار میریم بیرون میبرم بستنی میخوره واسش اسباب بازی یا کتاب داستان میگیرم برگشتنی دوباره خوراکی میخره ولی اینبار نگرفتم گفتم شاید من اشتباه میکردم نباید در این حد به حرفش گوش میدادم هفته ای چند بار شهربازی و پارک میبرمش ولی باز هر بار که از کنار پارک رد میشیم گریه شدید میکنه
انقد اذیتم کرده که با گریه دارم اینارو مینویسم بعضی وقتا از اینکه بچه دار شدم خیلی پشیمون میشم😔
فرزند پروری
کودک
پوشک
مامان جانم🩷 مامان جانم🩷 ۳ سالگی
امروز رفتیم یه دریاچه که یک و نیم ساعت با خونمون فاصله داشت. من دیسک کمر دارم به خاطر همین همیشه کمرم درد میکنه. موقع رفتن تو ماشین دختر دوسال و‌نیمم رو‌بغل کردم و اونم راحت خوابید. خواستم اونجا سرحال باشه. کمرم داشت منفجر میشد. از ماشین که پیاده شدم یه درد بدی زیر شکمم حس کردم. رفتم دستشویی و دیدم که بعله. پریودشدم. در حالی که ۱۰ روز به موعدم مونده بود. یه مسکن خوردم چون فقط میخواستم به دخترم خوش بگذره. بردمش داخل آب، کلی آب بازی کردیم. چند بار لباساشو عوض کردم. (از صبح تا عصر ۱۰ بار رفتیم داخل آب) ناهار پختم خوردیم. چند بار رفتیم تاب بازی و سرسره بازی. از بوفه خوراکی خریدیم و خوردیم. چون همسرم میترسید، دوتایی با دخترم رفتیم سوار قایق موتوری شدیم چون خیلی میگفت. البته که خواسته هاش تمومی نداشت. تا میومدم بشینم میگفت پاشو بریم آب، بریم تاب ، بریم سرسره. منم تا جای ممکن به حرفش گوش میدادم چون میگفتم امروز آوردم براش خاطره بسازم. موقع برگشت به محض سوار شدن به ماشین خوابید تا دم در(با ترافیک دو ساعت طول کشید) اومدیم خونه بردمش حموم. شام گذاشتم خوردیم و الان دراز کشیدم.
یه چیزی نظرمو جلب کرد. اینکه دخترم اصلا راضی و‌قانع نمیشد. از ده تا درخواستش ۸ تاشو انجام میدادم اما برا اون ۲ تا که نمیتونستم بکنم یه قشرقی راه مینداخت. عصبانی میشد.
میگم نکنه بزرگ که بشه اون خوبیا و زحمتای من یادش نمونه و بگه من هرچی میخواستم مامانم میگفت نه!
مامان پسری مامان پسری ۲ سالگی
یه کلیپ دیدم بنظرم خیلی جالب بود
تو صف فروشگاهی یه آقا یا خانم و پسربچه اش و یه خانم مسن پشت سر هم قرار گرفتن،و منتظر حساب سبد خرید بودن،پسر بچه هی مرد رو اذیت میکنه و مرد هرچی با نگاه به بچه و مادر تذکر میده بچه که هم میخنده و مادر هم یه نیش خند و سکوت یا خودشو به اون راه میزنه،دیگه بجایی میرسه که بچه پاکت شیرشو رو نرده خالی میکنه مرد با نگاهی عصبانی به مادر نگاه میکنه ولی باز مادر خودشو به اون راه میزنه که انگار پسرش کاری نکرده!!یهو پیرزن یه لیوان آبمیوه که دستش رو سر زن خالی میکنه زن با عصبانیت برمیگرده سمت پیرزن،پیرزن میگه کاری نکردم همون کاری که پسرت کرد و فقط انجام دادم همین...زن هم با عصبانیت تمام دست پسرشو میگیره و میره...
نکته میدونی چیه،نکته اینه بچه مقصر نیست مقصر نوع تربیت والدین!!گاهی باید به والدین گوش زد کرد حالا چطوری اگه بچه کاری کرد بچه رو تنبیه یا سرزنش نکنید برید سراغ والدین بچه اون اون بچه چیزی رو انجام میده که یاد گرفته و از نظر والدین مثبت به نظر میاد....