بچه هاتون واسه هرچیزی گریه کنن اونم با صدای بلند به حرفشون گوش میدین؟؟
من متاسفانه گوش دادم ولی دیگ کم آوردم و نمیدونم باید چیکار کنم
امروز کلاس مادر و کودک داشت قبل کلاس نیم ساعت گریه کرده که من باید دمپایی‌ بپوشم اونم واسه دختر عمه اش که کهنه ام بود تو کلاسم اصلا بازیارو خوب انجام ندادو به حرفم گوش نکرد بعد کلاس گریه که بریم پارک منم گفتم چون امروز دختر خوبی نبودی و اینکه همش گریه میکنی نمیبرم(از طرفی ام هوا تاریک شده بود ) دوباره این گریه شدید طوری که هرکی رد میشد نگامون میکرد دوباره گریه که خوراکی میخوام گفتم باشه آروم شو بریم بخریم ولی همچنان شدید گریه میکرد منم گفتم نمیخرم چون حرفمو گوش نمیدی و واسه هرچیزی گریه میکنی
خلاصه تا خونه گریه کرد نمیدونم کارم درست بود یا نه
ولی رستا اینو یاد گرفته که واسه هر چیز کوچیکی گریه میکنه خیلی اذیت میشم بااین اخلاقش هم تو خونه و هم وقتی که بیرون میریم
با اینکه خودم سخت گیر نیستم هر بار میریم بیرون میبرم بستنی میخوره واسش اسباب بازی یا کتاب داستان میگیرم برگشتنی دوباره خوراکی میخره ولی اینبار نگرفتم گفتم شاید من اشتباه میکردم نباید در این حد به حرفش گوش میدادم هفته ای چند بار شهربازی و پارک میبرمش ولی باز هر بار که از کنار پارک رد میشیم گریه شدید میکنه
انقد اذیتم کرده که با گریه دارم اینارو مینویسم بعضی وقتا از اینکه بچه دار شدم خیلی پشیمون میشم😔
فرزند پروری
کودک
پوشک

تصویر
۱۲ پاسخ

کارت کاملا درسته مقاومت کن تا از سرش بیفته

چندتا نکته میگم رعایت کن

اولیش ​عدم تسلیم در برابر گریه: تسلیم شدن در برابر گریه شدید، این پیام رو به بچه میده که گریه ابزاری کارآمد برای رسیدن به خواستشه وقتی «نه» می‌گی، با آرامش و ثبات روی اون بمون.

​پرهیز از برچسب‌زدن و شرطی‌سازی عاطفی: جملاتی مثل «دختر خوبی نبودی» یا محروم کردن از پارک به دلیل رفتارهای قبلی، برای بچه تو این سن قابل درک نیست و فقط احساس ناامنی و لجبازی بیشتر ایجاد می‌کنه.

​تأیید و نام‌گذاری احساسات: به جای دعوا یا معامله، احساس او را بازگو کن؛ مثلاً: «می‌دونم دلت می‌خواست بری پارک و الان ناراحتی/عصبانی هستی، اما الان هوا تاریک شده و باید بریم خانه.»

​پیش‌بینی و توافق قبلی: قبل از خروج از منزل یا رفتن به فروشگاه، قوانین را شفاف و کوتاه بگو (مثلاً: «امروز فقط میریم مغازه یک خورا‌کی برمی‌داریم و برمی‌گردیم»).

​عدم استفاده از خوراکی به عنوان باج: پیشنهاد خرید خوراکی برای ساکت کردن کودک (باج‌دهی) باعث تکرار این رفتار در رفت‌وآمدهای بعدی می‌شه.

اگه خواسته ش غیرمنطقی باشه هرچقدر گریه کنه محل نمیذارم.بچه جاریم با گریه به همه خواسته هاش میرسید با اینکه الان ۱۰ سالشه بازم این عادتو داره. منم به خودم قول دادم نذارم دخترم با گریه به هدفش برسه. گریه میکنه میبینه بی تفاوتم میاد پیشم گریه رو تموم میکنه

وقتی گریه میکنه نباید چیزی که میخواد رو بهش بدی یا قبل اینکه گریه کنه بهش بده یا اگه ندادی به خاطر گریش بهش نده
توی سه سال دوست دارن خودشون انتخاب کنن و کارا رو انجام بدن تا خطری تهدیدش نکرده این اجازه رو بهش بده
حالا با دمپایی میومد چی میشد؟دوستش بهش میگفت چقدر زشته یاد میگرفت این مناسب مهد نیست
بچه باید خودش تجربه کنه این ازادی رو ازش نگیر

انگار داری راجب دختر من حرف میزنی🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️
بخدا مام همین کارایی مه تو میکنیمو میکنیم براش ولی بازم همون آش و همون کاسه

پسر منم اونجوریه .. باباش سریع خاستشو انجام میده اما من گاهی رو حرفم وایمیسم ...
چند روز پیش ی وسیله میخاست ک من ندادم چند بار بهش گفتم نمیشه اما بازم گریه میکرد منم دیگه بی تفاوت شدم تا اینکه خابش برد ...
بنظرم باید ب همه خاسته هاشون پاسخ داده نشه چون در آینده اگر چیزی بر خلاف میلشون باشه ضربه میخورن از لحاظ روحی ...حتی گاهی هم که خودموضن صلاح میدونیشم انجام بدیم هم ,، بهشون بگیم مثلا فردا برات می‌خریم ک اینجوری صبر کردن رو یاد بگیرن

و منی ک گوش نمی‌دم اونقدر گریه می‌کنه بدنش عرق سرد می‌کنه قندش میفته،🥺

اگه هر وقت گریه کرد خواسته هاش رو براورده کردی دیگه کارت ساخته هست من دخترم همین جور بود تا گریه میکرد هرچی میخواست براش فراهم میکرد الان نزدیک 11سالشه هنوزم یه چیزی بخواد بگی نه باگریه کارخودش رو میکنه😕

شاید خوابش میاد یا گرسنشه یا پوشکش خیسه بهونه میگیره.

دقیقا این درسته که میگی اشتباه کردی اینقدر گوش دادی بهش درسته بچه اس درسته ما در قبالشون مسئولیم درسته مادریم ولی دیگه چقدر از خود گذشتگی باید تا حدی گوش داد وقتی رو تربیت اش اینقدر تاثیر میزاره پس اشتباه منم دخترم یه مدت همینطوری شده بود ولی هر کدوم که با عقل جور بیاد و قبول می کنم الان میدونه گریه هم کنه از قبول کردن خبری نیس با حرف زدن راضی میشه

سخته حق داری منم دخترمو باباش لوس میکنه من ن و الان یاد گرفته میدونه منو با گریه نمیتونه قانع کنه متاسفانه باباش فوری خام گریه هاش نیشه

چ قد تو منی، انقد خسته روحیم، اخه چشونه اینا، دختر منم همش گریه
کی درست میشه خدااااجونم این دیکه

سوال های مرتبط

مامان زهرا🐣🐥 مامان زهرا🐣🐥 ۳ سالگی
خانما دخترم خیلی گریه میکنه الکی خیلی ها یعنی از صبح تا شب دق میده منو
برای هرچی میکنه باهاش بازی میکنم گریه میکنه نمیکنم گریه میکنه
دفتر شو میاره نقاشی بکشم براش میکشم گریه میکنه نمیکشم گریه میکنه
آب میخواد با گریه میخواد
یعنی هرچیزی که فکر این گریه میکنه حالم بهم میخوره از همچی
از صبح ساعت ۷ونیم ۸ بیدار تا ۱۰ شب فقط قر میزنه
هیجا باهاش نمیتونم برم نه بازار نه پارک تو پارک تو نوبت واینمیسته برای تاب همش گریه میکنه تو خونه هم تاب داره هم سرسره
توی مغازه واینمیسته برای خرید همش میره بیرون
دیگه دارم شک میکنم مشکلی باشه
تاخیر هم داره دخترم تو همه چی راه رفتن و حرف زدنش همه کاری
قبلا مغز و اعصاب برده بودم برای تاخیر حرکتیش تاخیر ش بهتر شده همش باهاش کار میکنم توی خونه
فقط گریه هاش روی مخمه
الانم میخام ببرم ولی باز میترسم ببندم به دارو های مغز اعصابی که برای گریه هاش باشه میگن بده
نمیدونم چیکارکنم شایدم ببرم پیش روانشناس بگه چشه
بدنم دیگ نمی‌کشه
به نظرتون عادی الکی گریه کردن؟ بچه ای دیدین اینجوری توی چه سنی خوب میشن؟
کامل حرف نمیزنه ولی خب بازم منظور می‌فهمونه
توی فامیل داریم بچه ۳سال نیم که اصلا حرف نمیزنه به جز ماما و بابا ولی خیلی آروم اصلا گریه نمیکنه حرف گوش کنه
من واقعا نمیدونم چیکارکنم خستم😔😔
مامان 🤍رستا🤍 مامان 🤍رستا🤍 ۲ سالگی
دخترمو میبرم کلاس مادر و کودک اوایل خیلی خوب بود هم به خودش خوش میگذشت هم به من تو کلاس به حرفم‌گوش میداد کلی چیز جدید یاد‌گرفته بود
ولی بعدش با یه دختره دیگ که دو ماه بزرگتر از رستا هست به مشکل خوردن مثلا رستا میگفت من میخوام برم باشگاه اون دختره جیغ میزد که نه تو‌حق نداری بری و فلان رستا گریه میکرد
یا مثلا دیدم آخر کلاس که می‌خواستیم بریم برگشته بود میگفت به رستا میزنم میمیری رستاام با اینکه تو خونه هرچی بگیم جواب میده همینطوری مات و ناراحت نگا میکرد مامانشم‌می‌خندید که عب نداره همین یه حرفو بلده بزار بگه رستاام تا یه هفته میگفت چرا اون دختره به من اونطوری میگفت
دوباره سر سرسره دعواشون شد که بعد کلاس تو حیاطش بازی میکنن اون دختره اومد از کمر رستا با پاش زد هولش داد اینم برگشت زد و مامان دختره همش میگفت رستا دخترمو زده با اینکه این کاری به اون نداشت اون اول اومد زد
بعد اون دیگ اصلا تو کلاس بازیارو درست انجام نمیده به حرفم زیاد گوش نمیده
به نظرتون تاثییر دعواش با همون بچه اس؟؟؟
انقدی که اذیت میشم وقتی میریم تصمیم گرفتم دیگه نبرمش
همچین مشکلی داشتین شما؟؟؟
فرزند پروری کودک
پوشک
مامان نبات🍭 مامان نبات🍭 ۳ سالگی
دخترم خابش خیلی بدشده
اگه ظهرا حتی نیم ساعت بخابه تا۳شب بیداره
نخابه ظهرا تا۱بزور میخابه
مثلا دیروز۵تا۶خابید
شب ساعت۳خابید
از ساعت۱تا۲هم گریه میکرد
گریه ک چه عرض کنم ی جوری جیغ میزد و گریه میکرد از ته دل ک نگم
تو خیابون سه چرخه پسرهمسایه رو دید گفت میخامش انقد گریه کرد ک از حال رفت
با هیچی اروم نمیشد
۱ونیم هم گیر داد باباش باهاش بازی کنه
بازی کرد دخترم ول کن نبود
بازم یه دور خیلی بد واسه باباش گریه کرد
اصلا نمیدونم چیکارکنم
دیشب دیگه خودمم نشستم باهاش گریه کردم
الان هنوز خابه گفتم بزارم خودش بیداربشه
ک دیگه ظهر نخابه ببینم امشب حداقل۱۲میخابه
از صبح ک بیدارمیشه گریه گریه تا خود۳شب
بیرون هم میره
منو باباشم ک کلا تو خونه باشیم درحال بازی کردن باهاشیم
نمیزاره۵دیقه بشینیم
دیگه نمیدونم چیکارکنم
میدونم بخاطر سنشه ولی دیگه رد دادم
اینکه همه کارکنی براش
ببری بیرون
خریدکنی براش
بازی کنی باهاش
وقت بزاری براش
بخای بهترین مادر باشی واسه بچت
ولی باز از صبح تا شب گریه کنه
جیغ بزنه
و من خودمو مقصر میدونم😔😔😔
مامان هانا🧚🏻‍♀️ مامان هانا🧚🏻‍♀️ ۳ سالگی
الان که تاپیکا رو میخوندم دلم خواست یه چیز از تجربه خودم بگم به مامانایی که دارن بچشون رو از پوشک میگیرن.
من خیلی خوب دخترم رو از پوشک گرفتم در کمتر از یک هفته کاملا همکاری کرد. اما نکته اش این بود که اصلا دعواش نکردم. اصلا استرس بهش ندادم. حتی وقتی خونه رو چند بار کثیف کرد و می‌خواست گریه کنه آرومش کردم گفتم اشکال نداره عزیزم الان تمیزش میکنیم و با ارامش بهش گفتم خونه جای جیش نیست جیش باید بره توی دسشویی.
آنقدر خوب یاد گرفت که حتی شبا هم خودش بیدارم میکنه میگه خیلی جیش دارم مامان.
اما.... چند روز پیش که قرص اورژانسی خورده بودم و خیلی عصبی بودم و غذام هم رو گاز بود وقتی هانا رو بردم دسشویی و هی بازی گوشی کرد و من با حرص گفتم نمیخواد دسشویی کنی بیا بریم و گریه کرد و محلش نذاشتم. و چون هورمونهام به ام ریخته بود چند روز بی حوصله بودم. بخاطر این قضیه دوبار پشت سر هم تو خونه جیش کرد. چون دیگه دلش نمی‌خواست بره دسشویی و نمی‌گفت. فقط بخاطر یه بار دعوا کردن و بی‌حوصلگیم بعد از اینکه کامل یاد گرفته بود.
اینهمه تایپ کردم که فقط بهتون برسونم که چقدر بچه حساسه و چقدر باید حواسمون باشه به رفتارمون.