واسه اینکه مادر خوبی باشم نیاز دارم نصف روز مادر نباشم!

این یک جمله ی پر از معناست
شاید در دید اول مورد قضاوت قرار بگیره ولی اکثر مادرها تو این وضعیت قرار گرفتن
یک مادر از اول روز که بیدار میشه با مسایل زیادی روبرو میشه
غذا چی بپزم ؟
خونه رو مرتب کنم
تایم واکسنشه
نوبت دکتر بگیرم براش یا نه ؟
عذا چی بدم بخوره مفید باشه
چی رو با چی بدم که کمبود آهن نگیره
غذا نمیخوره ‌ کم میخوره
مسواک بزنه
دندوناش خراب نشه
تکالیف مدرسه
خواب روز و شبش
و ....‌‌
یه دقیقه نمیتونی تمرکز کنی بخاطر هجوم این افکار که به ذهنت میرسه
حالا فکرشو بکن یه نفر هم مدام صدات میزنه
مامان مامان
میخوای غذا بپزی . نذاره
میخوای ظرف بشوری . نذاره
بخوای بشینی . نذاره
بخوای با کسی حرف بزنی . نذاره
به یه جایی میرسی گه خیلی خسته ای دلت استراحت عمیق میخواد ولی خوابت نمیبره
دلت میخواد یه روز مرخصی بگیری ولی نمیشه که !
دوست داری تنها باشی مثل گذشته ها ولی نمیتونی میگی بچم چی؟

حالا به این حالات چی میگن ؟
Motherhood burnout
یعنی حالتی از فرسودگی مادرانه
خستگی عمیق جسمی . روانی و احساسی که وقتی مسئولیت مادری طولانی مدت و بدون وقفه و بدون حمایت کافی ادامه پیدا میکنه. اتفاق میفته

ادامه در کامنت اول
قبلش بهت بگم عزیزم خسته نباشی که آنقدررررر زحمت بچتو کشیدی و بزرگش کردی تا الان به اینجا رسیده❤️

#فرزند_پروری #پوشک #فرزند_پروری #فرزند_پروری

تصویر
۹ پاسخ

کامنت اول

حالا نشانه هاش چیه ؟
*خستگی که با خواب هم درست نمیشه
*زودرنجی . عصبانیت یا بی حسی احساسی
*احساس ( دیگه توان ندارم ) یا (دارم میشکنم )
*فاصله عاطفی با بچه یا شریک زندگی
*احساس گناه دایمی : هر کاری میکنی حس میکنی کافی نیست
*افت تمرکز . فراموشکاری
*لذت نبردن از چیزهایی که قبلا داشتی

برای مادرها شایعه
چون
مادری که ۲۴ ساعته بدون مرخصیه
فشار اجتماعی : مادر خوب همیشه صبوره
نداشتن زمان شخصی واقعی
قضاوت اطرافیان +مقایسه با اینستاگرام
شب بیداری : تغییر هورمونی . مسئولیت ذهنی دایم (mental load)
هجوم پستهای اینستاگرامی بعضی روانشناسان! اینکارو بکنی فلان ضربه رو به بچه زدی اون نکنی فلان ضربه رو زدی و ..
سوپر مادر بودن
و صد البته چرت و پرت های یه سری آشنایان درباره قد و وزن و خورد خوراک و ... بچه ات

کامنت دوم
مادری که با این همه هجوم فکری و مسئوليت و صدا زدنها و ... روبروعه انگار مغزش در حال سوختنه.
فرقش با افسردگی پس از زایمان
Burnout بیشتر به شرایط و فشار مزمن مربوطه نه اختلال خلقی . با استراحت . حمایت و تغییر شرایط قابل برگشت تره
(میتونه همزمان با افسردگی هم وجود داشته باشه)

چرا خطرناکه ؟
چون یواش میاد
نه با گریه بلکه خاموش شدن
مادری که فقط( کار میکنه ) نه زندگی
چی کمک میکنه ؟
واقعی نه شعاری
حتی ۱۵ دقیقه بدون مسئولیت در روز
خواب بهتر (نه کاملا فقط کمی بهتر )
گفتم الان نمیتونم . بدون توضیح دادن
کم کردن استانداردهای غیر واقعی
حرف زدن با کسی که قضاوت نمیکنه
کمک گرفتن از کسی
Burnout نشونه ی ضعف مادر نیست نشونه اینه که زیاد دادی کم گرفتی

آفرین دقیقو کامل بود و این وسط یک عده میان میگن ما برای بچمون تی وی روشن نمیکنیم وای ما فلان نمیکنیم د لامصب تو غذا نمیخای بپزی دستشویی حمام نمیخای بری خونه را کی تمیز میکنه این ادما اصولا یا مادرشون نزدیکشونه یا پولدارندو خدمتکار دارند یا شوهر خیلی کمکشونه در غیر این صورت نمیشه

عالی بود

سلام فداتشم ابجی حضرت زهرا بچتو حفظ کنه نیاز ندارین براتون ختم کل قران چله نادعلی برای راحتی زایمان. حجرات برای سلامتی جنین زیارت عاشورا حدیث کسا بخونم چهت هر نیتی خواستی میخوم به نیتتون هدیخ به روح اموات هم خواستی نماز روزه قضا هم میخونم خیلی و دست بالم خالیه اجرت با سید فاطمه زهرا مواظب بچت باشه خیلی منصفانه میگیرم به عنوان هدیه

آخ چقدر همش درسته

درسته

چرا باچیزایی که نوشتی دارم گریه میکنم😔🥺

عالی بود من دقیقا تو همچین وضعیم عزیزم البته با سه تا بچه

سوال های مرتبط

مامان علی مامان علی ۲ سالگی
سلام مامانا صبح پاییزیتون بخیر
یه سوال چند وقته بچه ها تون رو از پوشک گرفتین ؟
من پسرم رو ۲ ماهه که از پوشک گرفتم ، تقریبا فکر میکنم که ۲۰ روز هم طول کشید تا کامل بدون خطا یاد گرفت ، جوری بود که صبح از خواب بیدار میشد من خواب بودم خودش میرفت دستشویی بعد منو صدا میکرد که برم دست ایناشو بشورم ، یا مهمونی یو بیرون میرفتیم وقتی دستشوییش میگرفت سریع میگفت مامان جیش دارم میرفتیم دستشویی ، ولی الان یک هفتس که انگار دوباره برگشته به قبل دوباره دستشویشو نمیگه ، جیش میکنه شلوارش ، توی این یه هفته اینقد من خونه رو شستم که پدرم در اومد ، بعد از این زورم میاد که من وقتی پسرم رو کامل از پوشک گرفتم ، دیگه مطمین شدم بدون خطا میگه کلا خونه تکونی کردم همه چیمو شستم ، باز الان شروع شده
واقعا حالم بده نمیدونم چیکار کنم
با مهربونی گفتم ، با دعوا گفتم ، جایزه دادم ، ولی انگار دوباره برگشتیم سر خونه ی اول بعد از ۲ ماه که بدون خطا بود دوباره برگشتیم اول
به نظرتون مشکل کجاست چیکار کنم
شما این مشکل رو داشتین ؟
لطفا تجربیاتتون رو بگین در این باره 🥲
مامان مغزِ گردو 👧🏻🫧 مامان مغزِ گردو 👧🏻🫧 ۳ سالگی
دقیقا بعد از ۳۶ ساعت که با دختر جونم مشکل یبوست و گوارشی و گریه رو گذروندیم و نیاز به استراحت داشتم عموی دیانا (دوست همسرم )بهش اف خورد و امروز رسید و قراره چون بیکاره بیاد پیش ما اونم مثه ما کسیو نداره اینجا همکاره همسرمه منم که به جای خواب با وجود اینکه همسرم گفت اگه نمیتونی خسته ای غذا از بیرون میگیرم فاز ایرانی و خجالتی بودن و زشته و این حرفا برداشتم اول لباسهارو پهن کردم بعد تراسو شستم و بعد سرویس شستم و بعد ناهار گذاشتم فک نمیکردم یه روز از حالت رها بودن به این مرحله از زندگی برسم که اگه بچم دسشویی کنه خیالم راحت میشه همههه کار میکنم حتی اگه نخوابم
در حال حاضر یه ۱۰۰ عربیکا با شیر و یخ دارم میخورم تو ماگی که دوست مکزیکیم بهم داده بود هیع …و شروع میکنم به تمیزکاری مجدد بدون جارو برقی فعلا چون دختر خونه خوابه🥺 البته بچه ها من دیشب هم دردودل کردم هم میخواستم از تجربیاتتون استفاده کنم برای دیانا و هم اینکه تاپیکمو میزارم که خدایی نکرده شاید بچه ای یبوست داشت مامانش استفاده کنه از کامنت ها…مرسی که کمکم کردین و تجربه هاتونو در اختیارم گذاشتید روز تعطیلتون به جای منم پر از استراحت
خداروشکر که دختر جونم حالش بهتره امیدوارم هیچ بچه ای مریض نشه
شیرخشک
پوشک
ترک پوشک ترک همه چیز
فرزند پروری
گهواره گهواره!!
سلفری
انومالی
کولیک
رفلاکس
ازین حرفا…