وای زایمانت چقدر شبیه زایمان من بود منم نمیتونسم زور بزنم با ماساژ شکم بزور بچه در آوردن بعدش که اومدم رو تخت خونریزی داشتم ساعت یازده شب تا شیش صبح منو تو زایشگاه نگه داشتن که دکتر بیاد ببینه تو این چند ساعت بعد زایمان هی میومدن معاینه واقعا خیلی دردناک بود به حال خودم گریه میکردم خدا خدا میکردم دکتر بیاد نگه دوباره میخوایم بخیه بزنیم 🥲🥲
واقعا سخته این معاینه ها و... روحی کامل ادمو میریزه به هم من ۹ ساعت درد کشیدم با آمپول فشار و پاره کردن خورد خورد کیسه آب و .... کلی معاینه دم به دقیقه آخرا دکتر و ماما دقیقه به دقیقه معاینه میکردن و... آخر سوند زدن مثانه خالی کردن گفت ی سانت دیگه باز شد ۸ سانت دهانه رحم باز شده بود که گفتن بند ناف نمیذاره بچه بیاد پایین و سزارین اورژانسی شدم ضربان قلبش با آمپول فشار میرفت بالا اخرا اومد پایین و...
ولی میگذره حالت بده گریه کن مفصل برای تمام درد ها و اذیت هایی که شدی همه بریزه بیرون هر روز حالت بهتر میشه هفته اول خیلی سخت میگذره اما جالبه فکرمیکنی حالت خوب نمیشه اما بهتر میشی بخودت حق بده و افتخار کن ...
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.