سلام مادرا
بلاخره منم زایمان کردم
یه دخمل نازه وجیگر آوردم
الان خوابیده پیشم
چندبار شیر خورده وپوشکش عوض شده
یکم بخیه هام تیر میکشه وگرنه خوبم
تنها پیشنهادم پمپ درده
اگه نباشه تحملش خیلی سخت میشه
پمپ درد اولش اثر نمیکه یکم بعدش عالیه
الان خیلی درد کمی دارم خیلی
یکی گفت من تا خود صبح درد داشتم نمیدونستم باید تو اتاق عمل میگفتی وقتی میای بیرون
ولی من زودتر گفتم
دردش قابل تحمله .من پرستارم بیشرف لج کرده بود دوبار اومده بود منو ببره بخش ولی سوزن پمپ درد رو پیدا نمیکردن معطل شده بود
وقتی اومد که بیحسیم خیلی کم مونده بود وقشنگ حسش میکردم .اومد شکممو فشار داد خیلی داد زدم وگریه کردم باید زودتر میومد
یه بار دیگه یک ساعت بعد اینکه اومدم بیرون فشار داد بازم درد شدید داشتم ولی یهلحظه بود نترسین
اتاق عمل اصلا دردی نداره ولی سوند وآنژوکت خیلی منو عذاب داد
سوزن بی حسی اصلا اصلا اصلا درد نداشت
نفهمیدم کی اصلا برام زدش
خلاصه بعدا تعریف میکنم کامل فعلا دراز کشیدم

تصویر
۴۰ پاسخ

خدا حفظش کنه عزیزم برا ماهم دعا کن

ویییی خدا چه نازهههه 🥺🎀

ماشالله چ نااازه🥹😍
خدا حفظش کنه انشالله

مبارکه عزیزم 💗

چقد خوشگله خودااا😍😍

مبارک عزیزم 🥹😍

ب سلامتی مبارکا باشه
خداروشکر که اذیت نشدی زیاد

من هر دو زایمانم دردم با شیاف اروم میشد خداروشکر
پمپ درد واااجب نیست ولی خب بد هم نیس وگرنه شیاف هم دردو اروم میکنه

هزار ماشاءالله مبارک باشه 😍

اخ خودا خودا بسلامتی انشالله

مبارکه عزیزم

ماشاالله چه جیگریه

چه نازه هزارماشاالله🧿🧿😍

بسلامتی عزیزم مبارک باشه گلم خیرشو ببینی. سزارین اختیاری بودی؟بچه اولته؟

مبارکه عزیزم بسلامتی قدمش پر خیر و برکت تو زندگیتون باشه، 😍💟💟💟

عزیزم خصوصی بودی یا دولتی؟
شیاف رو کی میزد برات🤔😅

ای ننه🥹🥹
چقد نازههههه خداحفظش کنه چشم بد دور باشه ازش
قندعسلهههه
منم میخوام نینی م بیاد پیشم بخوابهههه😫😫

مبارکه 😍😍😍
خوشبحالت راحت شدی
من که همش منتظرم‌ ببینم کی میخواد بیاد

خودااااا🥹 مبارکت باشه عزیزم چشمت روشن
برای ما هم دعا کن 🙏

مبارکه عزیزم چه دختر نازی🥰🥹برای منم دعا کن بچم به وقتش و سالم بیاد

مبارک باشه عزیز 😍😍

خداحفظش کنه مبارکه

ای جانم چه دختر گوگولی ماشالله بهش❤️😍 مبارک باشه عزیزم

اوخی کوچولو چه خوشگله ماشالله
ببخشید وزنش چقدر بود؟

چه نازه ماشاالله مبارکه عزیزم .

خدا حفظش بکنه عزیزم. ان شاء الله خیلی زود بهتر بشید عزیزم

بسلامتی عزیزم مبارک باشه

مبارک باشه گلم چه نی نی نازی ماشالله چن هفته بودی وزنش چقدر بود؟

چند کیلو بود نینی ؟
مبارکت باشه

ای خداخداحفظش کنه چشم بدازش دورباشه 😍

کی باید بگیم پمپ درد بزارن برامون ؟؟؟

ماشاالله عزیزم تبریک میگم قدمش مبارک

قدم نو رسیده مبارک عزیزم
زیر سایه پدر مادر بزرگ بشه😍😘

چ نازه خدا حفظش کنه مبارکاااااا
بیمارستان دولتی یا خصوصی بودی؟

عزززیززم بسلااامتی 😍😍

به سلامتی،مبارک باشه 😍

مبارک باشه عزیزمم پاقدمش پراز خیرو برکت باشه براتون
سوند مگه بعد بی حسی براتون نزاشتن

قدمش مبارکه

سوند مضخرف ترین اختراع بشر

ماشاالله قدمش خیر باشه التماس دعا

سوال های مرتبط

صاحل صاحل قصد بارداری
پارت ۳
بعد منو دادن ریکاوری اونجا همه مریضا داد و بیداد میکردن منم پمپ درد داشتم همس فشار میدادم نگران بودم درد شروع شه بعد از بیست دقیقه کم کم درد شروع شد ولی قابل تحمل بود همراه با یکمی سر درد ک اونم قابل تحمل بود و من از اتاق عمل وقتی بی حس بودم گفتم ماساژ رحمی برام انجام بدن ولی پرستار اومد ریکاوری یکبار دیگه برام فشار داد دردش وحشتناک نبود ولی خب طبیعیه آدم بترسه چون به هر حال شکمتو تازه بخیه زدن
دیگه بعد از چند ساعت بالاخره ساعت سه منو فرستادن بخش و اونجا پمپ درد همرام بود تند تند میزدم فک کنم دلیل اینکه زیاد اذیت نشدم همون پمپ درد بود بعدش توی بخش سریع اومدن ماساژ رحمی یکبار دیگه میگفتن نیازه و اونجا درد داشتم چون سری نود درصدش رفته بود و دیگه برام شورت انداختن و نوار بهداشتی بزرگ دیگه خون ریزیم روز اول خیلی خیلی زیاد بود ولی روز دوم خیلی خیلی کم شد دیگه خانواده اومدن روی سرم نی نی رو دادن بهم خداروشکر همه چیش خوب بود...درد داشتم همزمان ولی نه درد خیلی وحشتناک ی درد قابل تحمل بود و به محض اینکه شیاف برام گذاشتن درد خیلی کم شد و دیگه عالی بود ولی گرسنه بودم خیلی دلم میخواست یچیزی بخورم ک اجازه نداشتم تا روز بعد چیزی بخورم فقط سرم می‌گرفتم روز بعد هم راه رفتن بعد زایمان یخورده برام اذیت کننده بود ولی نکران نباشید وند قدم که بردارید کاملا عادی میشه براتون
خلاصه من راضی بودم شماهم نگران نباشید انشالله خوب‌و راحت پیش می‌ره براتون
مامان شهریار مامان شهریار روزهای ابتدایی تولد
سلااام طبق قولی که دادم اومدم تجربمو از زایمان و سزارین بگم ....
من اکروز ساعت ۷ صبح اومدم بیمارستان بستری شدم برا عمل بیمارستانی که اومدم خیلی پرستارا مهربون و مودب و پیگیر بودن که یکم از استرسم کم شد...
بعدش دکترم ساعت ۹ و نیم اومد و بیهوش کامل شدم و چشامو بستم ۱۱ بیدار شدم که این تیکش خداییش سخت ترین قسمتش بود اها نگفتم سوندم اصلا درد نداشت و اصلا اذیت نشدم همون ساعت ۹ و نیم وصل کردن و بردنم اتاق عمل
خلاصه ۱۱ بیدار شدم دیدم دونفر بالا سرمن هی گفتم بچم‌کو ببینمش سالمع یا نه
بچمو اوردن نشونم دادن ولی خیلی خیلی درد داشتم نمیتونسم ببینمش پمپ دردم بهم وصل بود ولی اولش خیلی درد داشت
دوبارم اومدن رحممو ماساژ دادن اینجاااش واقعا وحشتناک بود برای من چون یکم لوسم جیغ و داد و اینا ک همون دوبار بود و تموم شد
در کل اصلا از سزارین پشیمون نیستم و پمپ دردم همون ۴ اینا تموم شد و الان با شیاف درد خاصی ندارم و قراره ۶ صبح راه برمو بعدش ازونم میام میگم🥹👐
مامان کنجد مامان کنجد ۱۷ ماهگی
# تجربه زایمان سزارین
من خیلی خیلی ترس داشتم
ولی خب به دکترم اعتماد کردم
توی سزارین دکتر خیییلی مهمه
درد هایی که طبیعی قراره بکشید و خورد خورد پاس میکنید و این برای من بهتر بود
با پمپ درد و شیاف درد ها قابل کنترله اصلا نگران نباشید
سوند و برای من بعد بیحسی وصل کردن ( دکترم اجازه نمیداد وقتی بی حس نیستی سوند وصل کنن بهت )
فشار شکمی تو بی حسی ها بود
تنها چیزی که هنوووز دردش یادمه اولین راه رفتنه
خیلی دردناک بود ولی برای نیم ساعت کلا کم کم بهتر میشید
من ۲۴ ساعت بعد عمل مرخص شدم
۴ ساعت بعد عمل گفتن پاشم راه برم که خیلی زود بود
۴ ساعت ناشتا نگهم داشتن که اینش خوب بود من گشنم بود🤣
اتاق عمل :
هیچ دردی حس نمیکنید سوزن بی حسی اندازه امپول ساده درد داره
من داروی بی حسی تو اتاق عمل خیلی برام عوارض داشت حالم بد شده بود ولی تکنسین بیهوشی مدام بهم دارو میزد باهام حرف میزد و خیلی خوب بود اوکی میشدم
وقتی بچه رو از شکم میکشن بیرون احساس فشار میکنید که اصلا درد نداره ولی به شددددت دل تنگی داره انگار همه ی بدن غصه ی نبود بچه رو میگیره
بچه رو میذارن رو سینه خیییلی حس قشنگیه
مامان حامی مامان حامی ۹ ماهگی
پارت ۳ زلیمان
خلاصه دوتا دانشجو نابلد اومدن سوند بزارن منم از درد نمیتونستم دراز بکشم ایناهم هی میکردن تو در میاوردن تا اینکه سرشون داد زدم و نزاشتم ادامه بدن تا یه ماما اوند انجام داد سوند درد زیادی نداره ولی چون من خیلی درد داشتم برام عذاب اور بود...خلاصه گذاشتنم رو تخت و صدای داد من بود که کل بیمارستان و گرفته بود ماما ها بهم میگفتن خدا رحمش کنه رحمش داره میترکه...و بردنم اتاق عمل رو تخت عمل نشستم خم شدم که امپول بی حسی بزنه تا خم شدم کیسه ابم ترکید و خون اب بود که همینجور میرفت منم لرز کردم فشارمو گرفتن ۱۷ بود امپول بی حسی اصلا اصلا درد نداشت هیچی متوجه نشدم دراز کشیدم پاهام یخ کردن ولی هنوز هم تکون میدادمشون هم حس میکردم بتادین زدن و پرده رو کشیدن من میگفتم خانم من حس دارم هنوزا گف صبر میکنم یهو یکی از پرسنل اتاق عمل گف دکتر بچه داره از دست میره که تیغو کشید... همه ی دردشو فهمیدم جیغم رفت هوا درد وحشتناکی بود که دکتر گفت مخدر بزنین تا زدن من دیگه خوابم برد بیدار شدم داشتن ماساژ رحمی میدادن تو اتاق عمل و من گفتم بچم کجاست گفتن توی کانال زایمان گیر کرده بوده و اصلا تنفسش خوب نیست دیگه بردیمش دستگاه و تو ی ریکاوری هم شکممو ماساژ داد با اینکه بی حس بود پاهام خیلی دردم گرفت و بردنم بخش تا شب هی شیاف و مسکن زدن که دردام قابل تحمل بود تا امروز ساعت ۱۰ که گفتن راه برو خیلی سخت بود ولی به خاطر بچم بلند شدم و راه رفتم و رفتم شیر دوشیدم فقط ۲ سیسی شد کل شیرم بردم برا بچم دیدمش ولی هنوز حس نمیکنم که مال منه ....خلاصه اگه برمیگشتم عقب فقط فقط سزارین رو انتخاب میکذدم چون دردای بعدش با مسکن قابل تحمله ولی زایمان طبیعی خیلی سخته خیلی....
مامان ارسلان🧿👶🏻 مامان ارسلان🧿👶🏻 ۳ ماهگی
تجربه من از سزارین
اونقدر استرس داشتم حتی تو تاپیک هام گذاشته بودم ولی واقعا بیهوده بود
اولین مرحله انژوکت بود اصلا درد نداشت واقعا عالی بود
دومین مرحله سوند بود اصلا در حد ده ثانیه هست اونم فقط فقط سوزش بود درد زیادی نداره
آمپول بی حسی کمی درد داشت ولی قابل تحمل بود
حین عمل واقعا چیزی نفهمیدم و بهترین انتخاب زندگیم سزارین ازطریق بی حسی بود
کمی ماساژ شکمی که داخل بخش انجام دادن درد داشت اونم قابل تحمل بود
پمپ درد داشتم که توصیه من به مامان های سزارینی اینه حتما حتما حتما پمپ درد داشته باشن واقعا تاثیر فوق العاده داشت
و در اخر اولین راه رفتن اونم بخاطر پمپ درد بدون شیاف خودم پاشدم و راه رفتم درسته درد داشت ولی اونقدر که میگفتن در اون‌حد عذاب نداشت
اگر برگردم عقب بازم سزارین انتخاب می‌کنم تنها تلخی که‌تو این مدت داشتم این بود که پسرم رفت ان ای سیو
امیدوارم دامن تموم چشم انتظارا سبز بشه و بزودی زود این حس قشنگ رو تجربه کنن💙