خصوصی )) اگر حوصله نداری نخون و رد شو🙏🫶😘❤️🙏🙏🙏🫴🫴
..
در این روزگارِ پرهیاهو و پر از تلاطم، من در میانه‌ی نوجوانیِ بیست و چهار ساله‌ام، خود را در میانه‌ی طوفانی از مسئولیت‌ها یافته‌ام. دخترم، زیباترین و در عین حال سنگین‌ترین میراث زندگی من است؛ موجودی کوچک که تمام جهانِ من را به حصارِ قدم‌های کوتاه و چرخِ کالسکه محدود کرده است.
هر روز، از سپیده‌دم تا سیاهیِ شب، در پیِ تلاشی بی‌وقفه هستم؛ میانِ خانه‌ای که مِهر و نظم می‌طلبد و کودکی که تمامِ توان و زمانم را به طلب، می‌کشد. گاه، در سکوتِ شبانه‌ی ساعت دوازده، در میانه‌ی تنهاییِ عمیق خود، به جست‌وجوی «منِ» پیشین می‌پردازم. منِ سابق را که آزاد بود و گام‌هایش بی‌هیچ مِعیاری بر زمین فرود می‌آمد؛ منِ سابق را که از سنگینیِ مسئولیت، هراسی نداشت.
اگرچه شکرگزارِ نعمت‌های بی‌شمارم، اما نمی‌توان چشم بر این فرسودگی بست. در میانه‌ی این همه شکرگزاری، رگه‌هایی از اندوه و سنگینیِ روح، در جانم نفوذ کرده است. من در میانه‌ی دو دنیای "تکلیف" و "آزادی" ایستاده‌ام؛ دنیایی که در آن، عشق به فرزندم، با دلتنگی برای خویشتن، در هم آمیخته است. این‌ها، روزهایِ گذشتِ من است؛ روزهایی که با اشک و خستگی و عشق، در دفترِ عمرم رقم می‌خورند.....
شماهم؟؟؟؟
پوشک زایمان سیسمونی بارداری شیرخشک مولتی اهن واکسن بیمارستان سرماخوردگی افسردگی بعد زایمان فرزندپروری رفلاکس یبوست دلدرد سرماخوردگی الرژی تنفسی دختر جنسیت ابی صورتی پسر

تصویر
۱۰ پاسخ

واقعا زیبا نوشتی...
همه مادران سرزمینم همین مدلی هستن از وقتی که باردار میشی واقعا خودتو فراموش می‌کنی و همه فکر و خیالت میشه فرزندت...
شاید این روند خوب نباشه باید به خودمون هم برسیم اما وقتی هم برای چند ساعت یه جای امن میزاریمشون که کمی تنها باشیم به خودمون برسیم یه استراحتی بکنیم و انرژی به دست بیاریم باز هم ناخودآگاه ذهنمون پر می‌کشه سمتشون،حالش خوبه،غذا خورده،بهانه نمیگیره....

واقعا من وقت ازدواجم نبود😶🫡

خونه خودته یا عکس تزیینی

هممون هممون همینیم

باریکلا به قلمت

چ زیباو حقیقی ...
اره متاسفانه همه ی ما بیستو چند ساله هایی خیلی خسته و دل پیر هستیم
هرچند من زندگیم بد نیست منتهی شوهرم اصلا احساس نداره نمیدونه محبت چیه هرچقد بگم فایده نداره ...

بسیار زیبا..
خدا قوت ب همه ی مامانای خوشگل همه اینا درسته ولی یادمونم باشه خدا یه چیزی توی وجودمون دیده ک این فرشته های معصوم رو بهمون سپرده پس ما از پسش برمیایم

چقدر زیبا توصیف شده
زندگی همینه یادمه قدیمیا میگفتن یا زندگی کن یا مادری کن، یعنی واقعا مادری کردن ما رو از همه چیز جدا میکنه
بین ما و سلیقه های قبلی و علاقه های قبلی و آزادی و راحتی و پیشرفت فاصله میندازه... درگیر روزمرگی میشیم که گاهی وقتا خودمون رو فراموش می‌کنیم...خصوصا اونایی که مثل من دست تنهان و تو غربت حتی یک ساعت هم نتونستن براخودشون وقت بزارن....
اما خدارو هزاررررررررررررر مرتبه شکر به خاطر وجود پاکشون ، به خاطر معصومیتشون، بچه ها نعمتن، نعمت هایی متفاوت

👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻🥺

چ متن قشنگی
اره منم
و همه مادرا همینه اکثرا شرایطشون

سوال های مرتبط

مامان رستا مامان رستا ۲ سالگی
تولد ۲ سالگی قند عسل خونه🫶❤️🫠🎀
دو سال پیش، در چنین روزی، زمان در ساعت ۴ صبح ایستاد. سکوت خانه سنگین بود، اما در ذهن من، صدایی از هیجان و اضطراب، لرزشی از ترس و بی‌دانشی، مدام تکرار می‌شد. من، که هیچ پیش‌زمینه‌ای از این نبردِ بزرگ نداشتم، در آستانه‌ی ورود به قلمرویی بودم که تمام معادلات زندگی‌ام را تغییر می‌داد.
ساعت ۶ صبح، با خداحافظی از مادر و خواهرم، قدم در مسیری گذاشتم که از آن پس، دیگر هرگز به عقب بازگشت نداشت. بلوک زایمان، راهروهای سرد و پرونده‌ها؛ همه‌چیز در میانه‌ی تپش‌های وحشی قلبم گم شده بود. قلبم چنان با شدت می‌کوفت که می‌ترسیدم از این هیجان، از این مواجهه‌ی ناگهانی با سرنوشت، در همین لحظه بایستد.
در اتاق عمل، میانِ دعاها و توبه‌هایی که از سرِ ترس می‌گفتم، با بی‌حسیِ تدریجی آشنا شدم؛ از نوک پاهای سرد تا کمر، انگار بخشی از من داشت به خواب می‌رفت تا جایش را به یک زندگی جدید بدهد. و ناگهان، در ساعت ۸:۵، دنیا تغییر کرد. با اولین صدای گریه، من از مرزهای "خود" گذشتم و پا گذاشتم در دنیای مادرانه. یک فرشته‌ی سفیدپوش، با وزنِ ۳ کیلو و ۸۹۰ گرم، تمامِ هستیِ من شد.
پوشک زایمان واکسن شیرخشک مولتی ویتامین اهن سرماخوردگی
الرژی تنفسی تولد دوسالگی جشن جنسیت دندونی کادو بیمارستان سیسمونی
مامان 🍒حلما🍒 مامان 🍒حلما🍒 ۳ سالگی
چگونه فرزندم را تشویق کنم تا وسایلش را به دیگران بدهد؟

در پیام دیروز برای شما شرح دادیم که احساس مالکیت در کودکان کاملا طبیعی است. اما می توان برای تقویت حس بخشندگی و شریک شدن وسایل با سایر همسالان، کودک را تشویق کرد. به این صورت که:
• کودک را مجبور نکنید. به یاد داشته باشید که کودکان تا قبل از سه تا چهار سالگی فقط به نیازهای خودشان می اندیشند، دنیا را از دید او ببینید و هرگز با دعوا و تحقیر و مقایسه او را مجبور نکنید.
• حتی در سنین بالای 4 سال بعضی از وسایل بچه ها برای آنها حکم گنج را دارند، همانطور که شما حلقه ازدواجتان را به کسی نمی دهید، از او هم چنین انتظاری نداشته باشید.
• قبل از ورود مهمان ها، اسباب بازی هایی که فرزندتان روی آنها حساس است را جمع کرده و سایر مواردی که برای بازی مهمان ها مناسب است را بچینید.
• نوبت را در انواع بازی ها به کودک بیاموزید.
• از ساعت استفاده کنید، مثلا در استفاده از وسایل ساعت بگذارید که هر کس حدود دو دقیقه می تواند این وسیله را در دست داشته و با آن بازی کند.
• وقتی از تاکسی پیاده می شوید، به او نشان دهید که اکنون ما صندلی خود را به فرد دیگری می دهیم.
• وسایل شخصی همانند جوراب خود را در برابر چشمان کودک به یکدیگر قرض بدهید.