۸ پاسخ

من همیشه کاور پیشم دارم چاره ایی نیست پای من شکستگی داشته و ۴ بار عمل شده اصلا نمیتونم از توالت ایرانی استفاده کنم

من خونه خودم فرنگی شخصی توحمام دارم شوهرم ایرانی استفاده میکرد بارداری مشکل نداشتم بیمارستانم ک بعد زایمان دستمال گذاشتم چون محبوربودم دسشویی کنم تاترخیصم کنن

من از وقتی باردار شدم و فرنگی استفاده کردم الان دسشویی ایرانی نمیتونم استفاده کنم فکرمیکنم حتما باید صندلی مانند زیرم باشه که دسشویی کنم وگرنه نمیاد🤦🏻‍♀️ من شانسی که آوردم خونه خودم که فرنگی فقط مخصوص خودم بودم شوهرم نگاشم نمی‌کرد، خونه بابامم فرنگی شون تو حموم بود هیچکی جزمن نمیرفت الانم فقط همونجا میرم ایرانی نمیتونم متاسفانه..ولی جاهای عمومی خیلی چندشه فرنگی

خیلی‌ بده واقعا تو وقتی برا زایمان رفتم مجبور بودم فرنگی استفاده کنم دقیق همی فکر شما رو داشتم وقتی اومدم خونه فرنگی بود مال اطرافم بگیرم چند روز استفاده کنم ولی چندشم میشد بعد شوهرم خرید برام و الا همش میترسم کسی نیاز داشته باشع بپرسه مجبور شم بدم بهش اصلأ دوس ندارم اینکارو کنم حتی خانواده خودم باشن هم🤦

🤮🤮🤮🤮منم تو بارداریم استفاده نمیکردم بهم میگفتن برو فرنگی منم میگفتم ایرانی بهتره ..موقع زایمان کردم مجبور شدم استفاده کنم تا مرخص شدم تندی رفتم حمام

ع من بااینکه بیمارستان خصوصی بود رفتم قبل عمل سوندمیخاستن بزنن رفتم سرویس دیدم فرنگی هس دور توالت دستمال کاغذی چیدم نشستم وگرنه چندشم میشه مجبور بودم

بنظرم سخت گرفتی.. کاور توالت فرنگی همه جا میفروشن. منم از فرنگی زیاد خوشم نمیاد ولی واسه بعد زایمان بااااید فرنگی استفاده کرد..اگرم دیگه اصلا نمیتونی کنار بیای بیمارستان هم نهایت یکی دو روزه دیگه ادم باید تحمل کنه

اه اه خیلی بده😫😫😫
من که زایمانم کردم میرفتم توالت ایرانی😶😶

سوال های مرتبط

مامان قرص قمر🌜 مامان قرص قمر🌜 ۶ ماهگی
فدات بشم جان مادر
پارسال دقیقا همین اول شهریور بود ک با کلی استرس رفتم سونی ضربان قلب و دکتر گفت ضربانش عالیه و من خوشحالی اشکم بند نمیومد آخه یک هفته قبلش درست ۲۵ مرداد دکتر اول گفت ضربان نمی‌بینم احتمالا پوچه ابن جمله رو کاملا با بی رحمی و بی تفاوتی گفت و هیچ وقت نفهمید چ خنجری ب قلبم کشید با این حرفش با وحشت گفتم یعنی چی حالا چی کنم خانوم دکتر گفت میخای شلوارتو دربیار واژینال بزنم ببینم دیگ بعدشم با نا امیدیه تمام گفت خیلی ضعیفه ضربان خونه ی دیگ بیا انشالله ک بالا بره خیلی اون یک هفته گریه کردم دعا کردم طفلک شوهرم چقدر داریم داد ک بابا تو فقط هفته ت کمه اینا نون ب هم قرض میدن قول بهت میدم هفته ی دیگ بری همه چی خوبه . یعنی اصلشم دکتر زنان تاریخ برام زد ک ۱ شهریور برم سونو ولی من از ذوقم تاریخ رو ندیدم و فکر کردم باید همون روز برم سونو رفتم یادمه ۶ هفته بودم ک این داستانها پیش اومد اینقدر دکتر سونو خودش و منشیش نامرد بودن ک یک کلمه نگفتن بابا تو زود رفتی تاریخ هفته ی بعده باز سونو رو سریع بردم دکتر زنان هم دکتر زنان هم منشیه خرش باز اونام نگفتن بابا برای یک هفته ی دیگ برات نوشتیم اینه ۴ نفرشون تاریخ رو دیدن و ب منی ک هول بودم و تاریخ رو ندیده بودم نگفتن بعده یک هفته ک رفتم و گفتن همه چی عالیه اومدیم خونه و شوهرم هایت فاکتورشو داخل بیمه بزنه تازه اون روز دیدیم تاریخ مال همین امروز بوده ما زود رفتیم 😐😐چقدر شوهرم واسه گریه هام خندید 😅😂خداخیرشون نده
و امسال همون ۱ شهریور و پسرم ۴ ماه ونیمشه و چقدر شیرین و دوست داشتنی کنارم خوابیده
خدایا ازت میخام همونجور ک منو ما امید نکردی حواست به چشم انتظاراباشه دلشون ب زندگی خوش کن ازاین میوه ی بهشتی قسمت همه بکن الهی آمبن🥰🤲