۳ پاسخ

ترجیح میدم که این شکلی جواب بدم بهش هم همدلی کرده باشم باهاش و درک کنم که ناراحته
هم بهش راهکار بدم
می‌دونم چه حس بدیه وقتی تو خوراکیت رو با دوستت تقسیم می‌کنی، ولی اون هیچ‌وقت خوراکیش رو با تو تقسیم نمی‌کنه
اما عزیزم، تو حق انتخاب داری. می‌تونی خوراکیت رو به دوستت بدی، می‌تونی هم ندی. مجبور نیستی چیزی رو که دوست داری با کسی تقسیم کنی.
اینکه دلت می‌خواد با دوستت مهربون باشی خیلی قشنگه
ولی همیشه مهربون بودن به این معنی نیست که از خواسته‌ی خودت بگذری.

خب پس چیکار کنیم🥴

خب تکلیف چیه

سوال های مرتبط

مامان دختر ملوس مامان دختر ملوس ۲ سالگی
بچه ها من ده ساله باشوهرم بحث و کل کل داریم آخرین بحثمون برمیگرده به اینکه من کل تعطیلات عید فقط اول فروردین دوساعت رفتم اونا هم سوم فروردین اومدن خونمون بعد ازون ۱۴ فروردین گفت بریم من خونه بابام بودم گفتم الان فردا بعد ناراحت شد منم دیگه اومدم تو راه گفتم امشب نمیومدیم شی میشد یکم سر این موضوع کش دادم و گفتم از سرش بیوفته هی میگه خونه بابام خونه بابام بعد کلی فحش داد که ۱۵ روزه نیومدی و اینا کلی بدوبی راه از دم ترخونشون برگشت بعد هانوادش زنگ زدن رفتیم اونجا گفتم ماجرا رو اونا هم میدونن که ما از اول باهم درگیریم سر نرفتن به خونشون بعد اونجا بیشتر طرف منو گرفتن اما خیلی جاها هم کفتن تو مقصری مثلا نمیزاری بچه رو بیاره اینجا تو مقصری بعد خواهر شوهرمم که چند روزیه خودش به مشکل خورده و با دوتا بچه راهنمایی و ابتدایی اونجا بود اونم داشت صحبت می‌کرد بین بحث ها به شوهرم گفتم الان که بچه تو اتاق داره با فامیل تو بازی میکنه چیزی نمیکی چرا خونه بابای من میگی برو اتاق ببین بچه چی شد؟ خواهرشوهرم بلند شد گفت اووو شما دارین لجبازی میکنین این چه رفتاریه تو میکنی مگه بچه ای گفت باند شین برین از خونه بیرون هیچی تو کلتون نمیره تو برین بیرون تو چرا تلافی میکنی این چه رفتاریه به من کفت همرو. بعد بماند که شوهرم شیر شد. من دیگه دهنمو بستم و انگار که ناراحت شدم جواب ندادم تا آخر بحث ساکت و غمگین نشستم بعدت گریه که شما دلتون به حال بچه نمیسوزه رفت دلستر آورد برام بیسکوییت باز کرد بهم داد اما نخوردم. به نظرتون باید جواب میدادم اون لخظه اعصابم خورده چرا گیجم و جواب ندادم
پوشک بچه شیر مادر شیرخشک شیر شب واکسن ۱۸ ماهگی زایمان بارداری پستونک
مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
یکنفر امروز نرفت دانشگاه که بره تک و تنها پیاده روی کنه تو پاییز و یه نفس عمیق بکشه تا بتونه آخر هفته حسابی برای پسرکش اوقت و انرژی بذاره.
آشپزخونه هم نامرتبه. اتاق ایلیا هم حسابی ریخت و پاش هست. پس فردا هم مهمون دارم ولی به شدت به این رها کردن ذهن خودم در طبیعت نیاز داشتم.
کار خونه در نهایت انجام میشه. درسای عقب مونده دانشگاه پیش میره اونی که اگه بهش رسیدگی نکنم هرروز فرتوت تر و خسته تر میشه روح و ذهنمه پس باید به دادش میرسیدم.
این فرصت رو به خودتون بدید. بچه داری کار آسونی نیست. یه روز بیخیال کار خونه بشید و یک ساعت رو صرفا برای خوتون باشید حتی شده تایم شب که بچه ها میخوابن.
اون ساعت ذهنتونو رها کنید. گوشی رو هم بذارید کنار خوندن مطالب توی اینترنت و سوشال مدیا بیشتر خسته میکنه ذهنو.
یکساعت یا فقط چشماتونو ببیندید و موزیک یا قرآن یا پادکست گوش بدید یا کتاب بخونین یا برید بیرون از خونه حتی شده توی حیاط یکم قدم بزنین.
روان انسان خیلی زود خسته میشه. برای اینکه مادر شادی باشیم باید به داد روانمون اول از همه برسیم.
مامان رستا🌸💞 مامان رستا🌸💞 ۱ سالگی
امروز رستا رو برده بودم پارک ، دو سه تا بچه تقریبا هم سن و سال رستا بودن به همراه پدر و مادراشون . یکی از بچه هارو پدر و مادرش با ترس و لرز میزاشتنش رو تاب و خیلی اروم هلش میدادن و یکیشون از پشت و یکیشون از جلو مواظبش بودن که نیوفته و سرسره هم که اصلا نبردنش و میگفتن خطر ناکه(در حالی که من تو پارک فقط مواظب رستا هستم و سعی میکنم خودش از پس بالا رفتن از سرسره و پایین اومدن ازش بربیاد و روی تاب هم محکم هلش میدم)(کلا تلاشم رو اینه که دخترم مستقل بار بیاد و از چیزای الکی نترسه،البته که خودم همیشه حواسم بهش هست) . یکی دیگه از بچه ها روی سرسره وایستاده بود و راه بقیه بچه ها رو بسته بود و بچه پشت سرش که هم سن بودن یکم سرش داد زد . مامان اون بچه که وایستاده بود اومد و با الفاظ خیلی رکیک به بچه ای که داد زد توهین کرد و بچشو برداشت و برد . (میخواستم بهش بگم اون بچه هم سن بچه خودته و این نوع فحش دادن بهش درست نیست) دارم به این فکر میکنم که چقدر سبک های تربیتی مختلفی وجود داره و در آیند ه قراره بچه ای که کلی روی تربیتش حساسیم با هر نوع بچه ای و از هر نوع خانواده ای هم کلاس بشه و احتمالا اکثر اون کارها رو یاد بگیره . به نظرتون از الان چیکار باید کرد که این جور بچه ها روی بچه های ما تاثیر نزارن ؟ من خیلی بچه هایی رو دیدم که واقعا هر نوع فحشی رو بلدن و از گفتنش خجالت نمیکشن.
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه پشت پرده لجبازی
حالا میریم سراغ اینکه چرا تکنیک هایی اینستا نشون میده یا تو کتاب میگه رو بعضی بچه ها جواب نمیده؟
مثلا بگید بچه من مشکلش جدیه اینا برای بچه های آروم و رو به راه هست
کلید این مشکل رسیدن به ذهنیت درمانگر هست
ما تو حل مشکلات بچه ها دو دسته راهکار داریم:
راهکار کوتاه مدت که در کوتاه مدت جواب میده
یکی هم بلند مدت
کوتاه مدت برای اینه که در لحظه جواب بده
مثل اینکه غذا داره میسوزه زیرش رو خاموش کنی ،این خاموش کردن به این نیست که دفعات بعدی دیگه خوب باشه و دیگه نسوزه
مثل اینه که شما میخواید آتیش خشم بچه رو خاموش کنید می‌آید همدلی میکنید بغلش میکنید از اون موقعیت دورش میکنید بعد دوباره فرداش هم انجام میده
میگید اااا چرا این بچه پرخاشگره
خب این کار برای همون لحظه بوده و برای یه سری بچه ها هم همدلی کردن و جایگزین کردن هم جواب نمیده برای اینه که این تکنیک ها مخصوص بچه شما مناسب سازی نشده با توجه به ذهنیت درمانگر طراحی نشده اثرات بلند مدت نداره
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
مثلا یه بچه ای می‌بینید توی جمع قشرق میکنه و مادر با بچه همدلی میکنه و بچه آروم میشه و یه بچه ای این راهکار روش جواب نمیده حتی ممکنه برای بچه خودتون الان یه کاری انجام بدید و جواب بگیرید فردا همون رو انجام بدید و جواب نده چون رفتار بچه شما ممکنه روز بعد دلیل دیگری داشته باشه
چون ما تنوعی از دلایل داریم پس تنوعی از راه حل ها هم داریم
حالا تو این تفاوت ها و اخلاق هاما دو تا راه کار داریم یه سری راه کارهایی که تو لحظه به ما کمک میکنه و موقعیت رو آروم تر و جمع و جورتر کنیم این راه کار ها کوتاه مدت
اما یه سری راه کارها تو بلند مدت موثر هستن کمک میکنن اون مسئله کاملا حل بشه مثلا اون بچه دیگه لجباز نشه(منم با این راهکارها تونستم خیلی رفتارهای پسرم رو حل کنم البته تو فرزند پروری توضیحات بیشتر هم داده شده )و اگر گاهی لجبازی میکنه من بتونم مدیریتش کنم
الان در مورد راهکار کوتاه مدت و گام هایش میگیم ۳ راهکار در این مواقع کمک می‌کند
۱.همدلی
۲.به کودک توضیح بدهیم چرا اون چیزی که میخواد مناسب نیست
۳.چه چیزی رو میتونیم به جای اون پیشنهاد بدیم
حالا این ۳ گام رو ببریم تو موقعیتی که بچه داره برای خواب مقاومت میکنه
حتما این براتون آشناست که شما خسته اید و بچه زود باید بیدار بشه فردا صبح و فرزندتون نمیخوابه و شروع کرده به اذیت کردن
اول همدلی میکنیم چطور همدلی کنیم؟
سطح کودک میشیم و میگیم میدونم دوست داری بیشتر بازی کنی میدونم دوست داری بیشتر برات قصه بخونم میفهمم دوست داری بیشتر بهمون خوش بگذره اینارو توضیح میدیم ما میخوایم کودکتون بفهمه شما کاملا درکش میکنید و حالش رو می‌فهمید و چی داره بهش خوش میگذره
همدلی باید حرف زدن و طرز رفتارمون متناسب با موقعیت باشه