سوال های مرتبط

گهواره گهواره ۸ سالگی
چطور با کودکان خود درباره جنگ و درگیری صحبت کنیم؟

قبل از هر کاری، بفهمید فرزندتان چه می‌داند و چه احساسی دارد.
از فرزندتان بپرسید که درباره درگیری چه می‌داند و چه احساسی دارد.
با دقت گوش دهید و هرگونه اطلاعات نادرست را اصلاح کنید.
گفت‌وگوی آزاد را تشویق کنید و به او اطمینان دهید که همیشه می‌تواند با شما صحبت کند.

با کودک خود با لحنی آرامش‌بخش و متناسب با سن او صحبت کنید.
از زبانی استفاده کنید که متناسب با سن کودک باشد و با آرامش صحبت کنید.
به واکنش‌های کودک توجه کنید و به او اطمینان بدهید در هر شرایطی، همه تلاش ‌می‌کنند تا از او محافظت کنند.
اشکالی ندارد اگر همه پاسخ‌ها را ندانید، می‌توانید به او بگویید که نیاز دارید پاسخ را جست‌وجو کنید.

با کودک خود همدلانه مکالمه کنید و درباره درگیری‌ها برچسب نزنید.
هنگام صحبت با کودک از برچسب‌ها استفاده نکنید.
همدلی نسبت به افرادی که تحت‌تأثیر درگیری قرار گرفته‌اند را تقویت کنید.
مطمئن شوید که فرزندانتان مورد آزار و اذیت قرار نمی‌گیرند یا خودشان در آزار دادن دیگران نقش ندارند.
مامان محمدحسین🫀 مامان محمدحسین🫀 ۷ ماهگی
🧸✨️🤍

رفتارهای تغذیه ای مناسب از بدو تولد کودک تا 3 ماهگی:

🍼 شیر دادن باید بر اساس میل وتقاضای شیرخوار باشد بنابراین باید به محض بیدار شدن شیرخوار و یا با مشاهده تمایل او به مکیدن قبل از اینکه زیاد گریه کند به او شیر بدهید. هنگام شیردادن باید شیرخوار را به خوبی و به راحتی در آغوش بگیرید.

🍼 هنگام شیردادن، به کودک لبخند بزنید و با ملایمت و مهربانی با او صحبت کنید. اما نه به گونه ای که شیرخوار از شیرخوردن باز بماند.

🍼 مدت شیرخوردن و فاصله بین دفعات تغذیه را باید به اختیار شیرخوار بگذارید زیرا در این سن شیرخوار مقدار شیر دریافتی را بر حسب نیازهای خود تنظیم می کند. به او فرصت کافی برای توقف در مکیدن، نفس تازه کردن، برقراری ارتباط با خودتان و اطرافیان بدهید تا پس از این فرصت، مجددا" به شیرخوردن ادامه دهد.

🍼 اگر بعد از شیرخوردن شیرخوار بادگلو نزد و به خواب رفت نباید نگران او شوید. بسیاری از شیرخواران که از شیر مادر تغذیه می کنند اگر روش شیرخوردنشان درست باشد هوایی نمی بلعند و نیازی به بادگلو زدن ندارند و اگر احیانا" هم هوایی بلعیده باشند و به خواب بروند خودشان بیدار می شوند. بنابراین برای گرفتن بادگلوی کودکی که از شیر مادر تغذیه می شود نباید او را از خواب بیدار کنید.
مامان مایا مامان مایا ۱۷ ماهگی
این باور که «نوزاد رو زیاد بغل نکنیم که بغلی نشه» یک باور قدیمی و تا حد زیادی نادرست است.

در واقع، نوزادان نیاز شدیدی به تماس فیزیکی، آغوش، و احساس امنیت دارند. در آغوش گرفتن نوزاد به شکل مکرر نه تنها باعث نمی‌شود که «بغلی» شود، بلکه به رشد روانی، عاطفی، و حتی جسمی او کمک می‌کند. تماس نزدیک با والدین، مخصوصاً در ماه‌های اول زندگی، باعث ترشح هورمون‌هایی مثل اکسی‌توسین در نوزاد و والد می‌شود که احساس دلبستگی، آرامش، و امنیت ایجاد می‌کند

چند نکته علمی:
• نوزاد زیر ۳ ماه هنوز توانایی لوس شدن یا «بغلی شدن» به اون شکلی که ما فکر می‌کنیم رو نداره. اون فقط داره با دنیا آشنا میشه و برای آرامش به تماس انسانی نیاز داره.
• آغوش گرفتن نوزاد به او کمک می‌کند استرس کمتری تجربه کند، وزن‌گیری بهتری داشته باشد و کمتر گریه کند.
• وابستگی ایمن که در نتیجه تماس زیاد و پاسخ‌دهی مناسب والد ایجاد می‌شود، در آینده باعث استقلال بیشتر کودک خواهد شد، نه کمتر.

پس اگر کسی گفت «بغلی میشه»، با خیال راحت می‌تونی بگی که نه تنها ضرری نداره، بلکه یکی از بهترین کارهایی‌ـه که میشه برای نوزاد انجام داد
مامان شکوفه‌‌ بهار🌱 مامان شکوفه‌‌ بهار🌱 ۴ ماهگی
همیشه حرف «دختر» که می‌شد
خدا دریچه‌ای از یک دنیای صورتی به رویم می‌گشود
که تمام اتمسفرش لطافت بود و ظرافت؛
مثل خود جنسِ مونث،
مثل برگ گل،
مثل حریر و ریحانه،
مثل بهشت...

و من هیچ وقت فکر نمی‌کردم روزی،
اسم دختر که بیاید
از رنگ صورتی برسم به نگرانی و دلهره!
که نکند این دنیای پر از لطافت را،
ضمختی دنیای واقعی پر کند!

که نکند سال‌ها بعد،
دستی بیاید و دست دخترکم را به گرمای خویش عادت بدهد؛
اما ناگهان برود...
طوری که دنیای صورتی‌اش سیاه بشود و سرد،
طوری که دستانش خالی از «عشق» بماند...

هیچ فکر نمی‌کردم روزی به صورت دختر بیست و چهار روزه‌ام نگاه کنم و اشک بیاید مثل رود از چشمانم که نکند اشتباهی عاشق بشود!

مثل خیلی از ما دخترانِ دیروز،
که یک روز بدون آن‌که بفهمیم قلب‌مان به غلط راه گم کرد و برای همیشه سیاه ماند!

خدایا!
نگذار این رنگ صورتی را،
سیاهی چرک کند روزی...

عشق را به او بچشان،
اما حقیقی‌ و صورتی‌اش را لطفا!🩷

#بارداری#فرزندپروری#نوزاد#روز_دختر#شیردهی#زایمان
مامان کوروش مامان کوروش ۴ ماهگی
«۱۵ روز پیش، ساعت [۲۰:۲۰]، دنیای من برای همیشه تغییر کرد.
۱۵ روز است که تو آمدی و با هر نفس کوچک، معنای زندگی را برای من بازتعریف کردی. شاید هنوز ندانی که چقدر با آمدنت، تمام تاریکی‌های قلبم را روشن کردی، یا شاید هنوز متوجه نبض آرام دست‌های کوچکت که مرا به زندگی وصل می‌کند، نشده باشی؛ اما بدان که از لحظه‌ای که اولین صدای گریه‌ات را شنیدم، من هم متولد شدم.

این ۱۵ روز، میان شب‌زنده‌داری‌ها، نگاه‌های خیره به چشم‌های بی‌گناهت و بوی تن پاکت، گذشت؛ روزهایی که شاید از نظر دیگران ساده به نظر برسند، اما برای من، هر ثانیه از آن‌ها، یک معجزه بود. یاد گرفتم که عشق، در کوچک‌ترین حرکات تو نهفته است؛ در کشیدن انگشت‌های ظریفت روی پوستم و در آرام شدنت وقتی من را در آغوش می‌گیری.

عزیزم، ای تکه پاره تن من، من در این ۱۵ روز یاد گرفتم چطور با تمام وجودت دوستت داشته باشم. قول می‌دهم در کنار تو باشم، تا زمانی که بزرگ شوی و خودت دنیایت را بسازی. قول می‌دهم پناهگاهت باشم، درست مثل همان امنیتی که تو با حضور کوچکت به زندگی من بخشیدی.

۱۵ روز از آمدنت گذشت، اما انگار تمام عمر منتظر تو بودم. پناه بردار از روزهایی که شاید سختی داشته باشیم، اما بدان که همیشه در کنار تو، با تمام وجود، ایستاده‌ام.

دوستت دارم، فرشته کوچولوی من