دوباره تو این بارداری هم استراحت مطلق شدم ویزیتامو میرفتم همه چی به نظرم خوب بود طول سرویکسم رسید به ۲۶ ولی از ۲۶ پایین تر نیمد تو ۳۴ هفته و ۵ روز آخرین باری بود که دکترو دیدم قرار شد حدود ۹ روز بعدش برم آزمایش بدم و برم پیشش و البته دستمزد زایمانش رو هم همون روز براش ببرم
تو ۳۴ هفته ۴ روز یعنی روز قبلش آزمایش ادرار داده بودم متوجه هفونت ادراری زیاد شدم که بهم سفکسیم ۴۰۰ روزی یه دونه داد گفتم داروی دیگه ای لازم نیست گفت نه
تو ۳۴ هفته و ۵ روز بعد از ۲۰ روز کیسه آبم از ۱۲ شده بود ۱۹ که بهش گفتم مشکلی نیست؟ گفت نه آب نخور😐 گفتم من زیاد نمیتونم آب بخورم گفت ااا پس هقته دیگه یه آزمایش خون بده بعد بیا پیش من گفتم باشه و رفتم دقیقا ۵ ۶ روز بعد ۷.۴۵ صبح دراز کشیده بودم کیسه آبم پاره شد اونم اولش نفهمیدم حس کردم یه حباب تو دلم ترکید بعد یهو رون پام شدید درد گرفت اومدم پهلو به پهلو شم به آب ریخت بیرون تازه فهمیدم کیسه آبم پاره شده سریع بهش زنگ زدم اطلاع دادم بعدم سریع رفتم بیمارستان حدود ساعت ۸.۱۵ رسیدم بیمارستان

۲ پاسخ

بعدش چیشد؟

بعدش چي شد عزيزم

سوال های مرتبط

مامان پرتقال🍊 مامان پرتقال🍊 ۱۱ ماهگی
📌تجربه زایمان
36 هفته و 4 روز بودم دستشویی فرنگی میرفتم بعد با خودم فکر میکردم من ک خیلی دستشویی بهم فشار میاره زود بلند میشم میرم که نریزه. رو فرنگی از کجا بفهمم که کیسه ابه یا ادرار یه وقت کیسه ابم پاره نشه و متوجه نشم🥲😂
چند روزی بود که از این فکرا به سرم میزد نهم بود ساعت دوازده شب خونه مامانم اینا بودم رفتم دستشویی فهمیدم که ادرارم تموم شد ولی همینجوری باز ازم یه چیزی میومد تعجب کردم بی ادبیه ولی دست گرفتم زیرم ببینم چیه تو دستم اب دیدم حتی بو کردم متوجه شدم ادرار نیست دو سه بار مشتمو پر کردم تا مطمعن شم از دستشویی ک رفتم بیرون مامانمو از خواب بیدار کردم بهش گفتم مطمعنم ک آب دیدم گفت بشین اگه باز ازت اومد کیسه ابه چهار زانو نشستم یه دقیقه بعدش انگار یه پارچ
آب داغ ریختن رو پاهام بلند شدم گفتم اماده شیم بریم بیمارستان زنگ زدم شوهرم ک بیاد ساعت یک رسیدیم تو راه زنگ زدم دکترم پولو براش انتقال دادم و گفت که میام تو برو بیمارستان
ان اس تی گرفتن و دستکش دست کرد معاینه کنه گفتم من سزارینی ام گفت باشی من باید معاینه کنم وقتی کیسه اب پاره میشه بفهمم اگه دهانه رحم باز شده بعد دستشو نشون داد گفت مطمعنی کیسه ابت پاره شد دستش خونی نشد گفتم اره همون لحظه باز ازم اب اومد تخت خیس شد و بلند شدم ازم چکه میکرد بهم لباس داد بپوشم پوشه پزشکی رو بهش دادم چک کرد گفت برو ازمایش ادرار بده و برو رو تخت بخواب تا دکترت بیاد اون شب از استرس اینکه هر لحظه ممکنه دکتر بیاد و بریم اتاق عمل خوابم نبرد با سرم میرفتم دستشویی
احساس تو خالی بودن میکردم حس میکردم هیچی تو شکمم نیس معده ام خالی بود میسوخت وحشتناک میسوخت تا چهار و پنج صبح یه چرت ده دقیقه ای میزدم دوباره بلند میشدم.....
مامان شایلین🧸🩷 مامان شایلین🧸🩷 ۵ ماهگی
*تجربه من از زایمان سزارین در ۳۷ هفته و ۵ روزگی*
من روز اول فروردین که از خواب بیدار شدم یکم پتوی روم خیس شده بود،شک کردم که کیسه آبه رفتم بیمارستان ماما معاینه کرد دهانه رحمم بسته بود ان اس تی هم گرفتن خوب بود گفتن اگه بازم احساس آبریزش داشتی برو سونو فیزیوکال بده.من تمام اون روز رو تا فرداش خودمو با استرس چک میکردم که خیس نشده باشم😖.صبح ساعت ۵ یهو احساس کردم یه چیز داغ در حد ترشح ازم خارج شد.هرجور بود تو روز تعطیل یه سونوگرافی پیدا کردم و رفتم سونو دادم که مایع آمنیوتیک از 100mm شده بود 77mm،زنگ زدم منشی دکتر گفت برین بیمارستان نیاز باشه دکتر میاد.
سوار ماشین شدیم که بریم سمت بیمارستان یهو وسط پام خیس شد و همینطوری ازم آب میومد حسابی ترسیده بودم🥲فهمیدم کیسه ابم کامل پاره شده.
رسیدیم زایشگاه از شانس خوبم گفتن دکترت تو بیمارستانه ودیگه لازم نبود منتظر بمونم
سریع لباسمو عوض کردن و بهم سرم زدن و آزمایش ادرار و خون گرفتن و منتظر بودم برم اتاق عمل که دردای وحشتناکی تو دلم می‌پیچید
مامان مامان 💙💙 مامان مامان 💙💙 ۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی دوم...

من خودم مربی شنا و نجات غریقم...
از هفته ۲۰ بارداری تا هفته ۳۷ هر هفته یک جلسه،هر جلسه نیم ساعت میرفتم تو آب و پیاده روی و شنای آروم میکردم...
از هفته ۳۷ تا ۴۰ هر هفته ۲ جلسه میرفتم و هر جلسه یک‌ساعت کامل ورزش های دوران بارداری رو فقط انجام میدادم..
جدا از استخر از هفته ۳۷ به بعد هر روز پله ۵طبقه رو میرفتم بالا میومدم پایین به پهلو ۴ ۵ بار....
از هفته ۲۵ هم که هر روز به مدت ۱۰ دقیقه ورزشهای بارداری رو انجام میدادم تو خونه،از هفته ۳۵ تایمشو بیشتر کردم..
از ۳۷ هفته به بعد یه روز در میوم زیر آب گرم چرخش کمر و اسکات میرفتم
پیاده روی هم از اول داشتم،از هفته ۳۷ هر روز میرفتم به مدت یک ساعت و نیم

در کل از هفته ۳۷ به بعد خودمو جر دادم😂

۳۹ هفته و ۶ روز بودم که صبح ساعت ۶:۳۰ بیدار شدم،پسرمو بردم wc و اومدم بخوابم دیدم یه مقدار درد پریودی دارم..یاداشت کردم تایم دردمو دیدم هر سه دقیقه درد دارم و دردام مرتبه...تا یه ربع به ۷ شوهرمو بیدار کردم گفتم فک کنم درد زایمانه.
رفتم سریع یه دوش گرفتم و دردام شد دو دقیق یه بار...
ساعت ۷:۲۰ بود که کیسه آبم پاره شد وقتی داشتم لباس میپوشیدم برم بیمارستان.. ۷:۴۵ رسیدم بیمارستان و معاینه کردن گفتن خانم ۸ سانتی الانه بچه ت دنیا بیاد...
سریع رفتم رو‌تخت..تا شوهرم رفت پذیرشمو بگیره ساعت ۸:۲۰ زایمان کردم...🥹

خانما ورزش خیلی خیلی خیلیییییی تاثیر داره....واقعا همه اون کارایی که هر روز مخصوصا از هفته ۳۷ به بعد انجام دادم خیلی خیلی کمکم کرد