نمیدونم چون طبیعی بودم بعد اینکه دنیا اومد بدنم لرز داشت فقط تشنه بودم یه عالمه خونریزی کردم
من اول میخواستم طبیعی به دنیا بیارمش نشد نیومد بعد سزارین شدم با درد که داشتم بچه رو اونجا تو اتاق عمل بهم نشون داده بودن و... اصلا یادم نمیومد فقط بعد عکس و فیلم های که دکتر گرفته بود دیدم یادم امد کم کم و اولین چیزی که به ذهنم امده بودم یادم امد که دیدم گفتم چقدر زشته ولی خب دیگه بچه منه بعدا طفلکی پف صورتش اینا خوابید صورتش مشخص شد دیدم زشت نبوده😂😂😂 به همسرم میگفتم حامله بودنی قیافه من باشه اخلاق تو ولی هر دو خودم شده سیرت زیبا بداخلاق😂
منم ندیدش ن بغلش کردم ترشح خورده بود سریع بردنش....خیلی بد بود وقتی رفتم بخش بچه هم تختیمو میدیدم دکتر میومدن واس چکابش بچت بچت میکردن منم گریه م میگرف ک چرا بچه من الان نباید اینجا باشه و......انشالا ک هیچکس همچین چیزایو تجربه نکنه
منو بیهوش کردن ولی وقتی به هوش اومدم و چشمانو باژ کردم مامانم نشونم دادش اصلا باورم نمیشد این فرشته بچه منه چند بار چشمامو باز و بسته کردم 😍
یه حس خاص باورم نمیشد این بچه رو که چسبوندن به صورتم بچه من باشه و نه ماه منتظرش بودم که بیاد چراغ خونم بشه تو اتاق عمل اشک ذوق ریختم
واااای برای من خیلی خنده دار بووود
داشتم دور از جون ،جون میدادم ولی همیشه منتظر بودم ببینم چشمای پسرم چه رنگی میشه 😅مثل چشمای باباییش روشن میشه !!!داشتن کارای بخیه و ...رو انجام میدادنمنم نفس نفس میزدم خیلی آمپول بی حسی رو من فشار و درد میاره🥲باز با اون حال پرسیدم چشاش چه رنگیههه😅😅
گفتن چشمش هنوز بازنکرده😅😅
الان یادم میفته وا میرم از خنده 😂😇
منم همینطور اصلا اوایل حتی بهش توجه نمیکردم نمیبوسمش بغلش نمیکردم
اصلااا حس نداشتم یعنی چند روز اول انگار دوسش نداشتم مخصوصا تو بیمارستان چون خدم وحشتناک درد داشتم حتی مامانمم بهم گفت کاملا طبیعیه خدشم اینجوری شده بوده انگار ک بچه خوده ادم نیست
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.