تحت هیچ شرایطی نباید بچه مونو بذاریم پیش کسی جز پدرش ب نظرم من خودمم خیلی میترسم از این اتفاقا از مامانت معذرت خواهی کن و بهش فک نکن دگ پیش میاد اون بچه هم مریض بوده
من که اون سر دنیام برم بچههامو به مامانم میسپارم الهی تنش سالم باشه
ولی درست نیست بامادرت بد حرف بزنی مخصوصا جلو همسرت کارشو بی ارزش کردی
ولی به مامانت بکو وقتایی که من بچمو میارم بچه همسایه رو قبول نکن
عیبی نداره خدارو شکر به خیر گذشت ... ولی خب مامانت نباید بزاره اون بیاد اگه بیاد اتفاقی براش بیوفتع هزار تا صاحب پیدا میکنه یقتونو میگیرن....
من کاملا درکت میکنم گاهی بچمو میزارم پیش مامانم حواسش نیست اتفاقی میوفته یعنی خودمو میکشم انقد حرفش میزنم گریه میکنم 😭🥲ولی خب تقصیر خودمونه ما چرا باید بچمونو بندازیم گردن اونا ک اینجوری بشه نباید یک ثانیه تنها باشن
وقتی ی اتفاقی بخاد بیوفته مادر حس میکنه خوبه ک بودییی
واقعیت اینه که حق با توعه ولی بهتره از دل مامانت در بیاری بالاخره اونم نوهشو خیلی دوست داره و قطعا دلش نمیخواسته همچین اتفاقی بیوفته
کاریه که شده الانم با دعوا مرافعه زمان به عقب برنمیگرده
بچه تو هم که الحمدلله الان حالش خوبه
خودتو اذیت نکن
دفعه بعد هم بچهتو با خودت ببر
خیلی سخته اما یا نرو یا با خودت ببرش
مسئولیت بچه با پدر و مادر بچهست
اگر به ناچار جایی میزاریش باید ریسکش رو هم بپذیری
خدا به کامانم سلامتی و عمر باعزت بده الهی که فقط و فقط پیش مامانم بچم باشه دلم آرومه
یک شبانه روز بیمارستان بستری بودم بچم پیش مامانم بود هیچچچچچچ غصه بچمو نداشتم از خودم خیلی بهتر مادری میکنه برا بچم
خدایا خودت بهش قوت و سلامتی و عمر طولانی بده انشاالله❤️🩹🥲🥲
حق باشمابوده عزیزم دقیقاپسرخواهرشوهرم بایه بچه فامیل که اونم بیچاره مریضه تویه اتاق خواب بوده پسرخواهرشوهرم تارسیدیم نزدیک بودخفش کنه کلی لحافوتشک انداخته بودروبچه نشسته بودروش خدارحم کرد
حق داری وقتی میسپری بایدمراقب باشه
عزیزم اشکال نداره دیگه پیش میاد حالا اون بچه ک مریضه من یه بچه خواهر دارم یک سالشه اینقدر از بچم مراقبت میکنم ولی یهو نمیفهمم کی میره سمتش یا میزنه توی سرش یا یهو میفته روش با اینکه اینقدر هم من مراقبم هم خواهرم اما خب چکار کنیم بچه س دیگه پیش میاد یهویی نگران نباش عزیزم نه نباید با مامانت قهر میکردی کارت اشتباس با عرض معذرت
نمیدونم بخدا مامانتم دل رحمه اما نوه خودش واجبتره ک
ماهم دیشب دختر همسایمون اومد خونه مامانم اینا پنج سالشه گمونم بعد نمیدونم چرا مشکل داشت هی میدید ما حواسمون نیس ب بچم هی اخممیکرد گریشودربیاره یا هی با حرص باهاش ی کاری میکرد ک هم من هم مامانم توپیدیم بهش رفت
بنظرم بچه ادم واجبتره
حق داری عزیزم
😭 بعد اون مادریزرگه پیداش شد مامانم حتی بهش نگفت که این اتفاق افتاد من بیشتر حرصم گرفت بعد پاشدم وسایلامونو جمع کردم گفتم ممنون که از بچم قشنگ مراقبت کردی دستت درد نکنه فلان اگه من نبودم چی اگه بچمو چیزیش میشد چی تو که میدونی اون نمیفهمه چرا آخه میزاری بیاد هم خونه رو بریزه هم اینجوزی کنه یا حداقل به مادربزرگش بسپار یکم دعوا کردم مامانم نشست گریه کرد شوهرمم گفت عیب نداره اون بچه هم مریضه فلان ولی من اون صحنه از یادم نمیره 😭😭😭😭😭😭 هی میاد جلو چشممم همین جوری پاشدیم اومدیم خونمون و قهر کردم با مامانم و اونجا هم که قرار بود بریم نرفتیم
الان حالم بده واقعا 🥲 بنظرتون اشتباه من بود دعوا با مامانم یا کار مامانم اشتباهه ؟
چندباری بابامم کفته نزار بیاد خدایی نکرده تو خونه ما یه اتفاقی براش میفته گیر میفتیم ولی مامانم میگه که گناه کسی رو نداره و فلان …..
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.