پنجشنبه جشن دعوتیم
امروز بردمش براش کتونی و کوله بخرم که دیگه وسایلاشو اونروز تو کوله خودش بزارم
با عمش رفتیم
موقعی که عمشو بردیم برسونیم
چنان جیغی کشید
چنان جیغ های بنفشی میکشید
که سرم هنوز درد میکنه
من چشام خیلی ضعیفه حتی تو گواهینامه م زده رانندگی با عینک طبی
همیشه کنارم میشینه
اومد عینکمو برداشت
شیشه رو اورد پایین سرشو کرد بیرون
ببین
من به همه میگم اروم باشید
ولی اینکاراش به حدی منو عصبی کرد که کلی داد زدم
و چندتا کونشو زدم
بخدا سرم درد میکنه
سرم داره میترکه
همسر از سرکار اومده بود خونه
ارتا اوردم خونه سپردم به همسر
رفتم فروشگاه خرید کنم
سرم گیج رفت فروشنده بهم ابمیوه داد تا یکم بهتر شدم
واقعا سخت ترین کار دنیا بچه بزرگ کردنه
امروز تو خیابون تکان دهنده دید گفت میخوام سوار شم
سوار کردم دوباره گفت میخوام سوار شم
بازم گفتم عیب نداره یه بار دیگه سوار شه
مگه پیاده میشد ازش
اینقدر جیغ کشید ابرمون رو تو خیابون برد
کی این دوران لج بازیشون تموم میشه
دارم غر میزنم ولی میمیرم براش🥺♥️

۱۰ پاسخ

چه قدر این روزها خودم رو فوش میدم ک‌فاطمه چه قدر توووووووو صبرت کم شده چه مادر بدی هستی چه قدر بلد نیستی صبوری و مدارا کنی ولی وقتی پیامهای مشابه شما داخل گهواره میبینیم ک ی مادر به این صبوری با این رفتارهایی ک پسر من شاید صد برابرش رو داشتهدباشه صبرش لبریز میشه و شروع میکنه داد و بیداد و کتک‌

یکمییی دلگرمی میگیرم ک نه فاطمه تازههههه تو‌باردارم هستی سخته واقعا این حجم از پرخاش بچه ها و گریه ها و بهونه هاشون منطقی و قابل درک و تحمل نیستتتتتتت واقعا درست نوشتی دقیقا انگار خود منم تازه 🥲🙂 من باید خودمو برای دومی هم آماده کنم و هییچچچچچ وقت فکر نمیکردم سن دو سالگی انقدرررر سن‌مزخرف و سختییی باشه ک بچه بخواد همچین رفتارهایی از خودش نشون‌بده خدا فقط توان بده بهم به خدا من ک دیروز پنیک کردم از دستش انقدرررر این هفته هااا منو اذیت کرده

رسما پیر شدیم از دستشون

منم واقعا رد میدم بعضی اوقات

سلام مامانااینجاکسی آزمایش دوسالگی انجام داده هزینه اش چقدر بوده؟

وای من فکر میکردم فقط من روانی شدم
چقدر منی توووو
الهه امروز دخترم ساعت ایستادمو انداخت شکست🥲🥲

من دیروز این حال رو داشتم امروز هم که خونه تکونی کردم بی نهایت داره اذیتم می‌کنه😐

من دخترم خود زنی میکنه یعنی تا مرز دیونگی میرم

نگم از جیغ ک من گوشم بخدا سنگین شده

دقیقا مث خودتم منم چشام ضعیفه بدون عینک اصلا نمی تونم دختر منم خیلیییییی اذیت می کنه حالا برل من دوتاس پسر ۶ ماهه ام دارم

وای چقدرررر درکت میکنم خیلی خسته شدم از این اخلاقش همش جیغ همش گریه الکی
دیشب با باباش بردیمش شهربازی می‌خاست سوار همه چی بشه حالا اون ب کنار هر کدوم دو بار 😐 بعد واسه یه بازی ک اصلا مناسب سنش نبود کلی گریه کرد ، شوهر منم زود عصبی میشه 😑 دگ برداشت انداختش رو شونش بردش تو ماشین 😒 منم دنبالشون دوییدم تا برسم

انشاالله وقتی رفت دانشگاه این لجبازیا و اذیتاش کم میشه😑

سوال های مرتبط

مامان شیر پسر🦁 مامان شیر پسر🦁 ۲ سالگی
تو راه برگشت به خونه از دانشگاه
رو یکی از صندلی های اتوبوس نشستم..
کنارم یکنفر نشسته بود که از پنجره بیرون رو نگاه میکرد
اتوبوس شروع به حرکت کرد و آروم میرفت
تو جاده اصلی که افتاد،
یه نفر پنجره اتوبوس رو باز کرد..
تو اتوبوس یه هوایی پیچید و بوی عطر خاصی رو حس کردم
بغل دستی من که هندزفری داشت
چشماش رو گرد کرد
هندزفری رو از گوشش برداشت
یه جوری به قسمت جلوی اتوبوس نگاه میکرد که انگار دنبال کسی میگرده یا انگار یه کسی رو تو اون شلوغی گم کرده!
یکم بعد تکیه داد به صندلی و هندزفری رو دوباره گذاشت
چشماش رو بست و محکم و عمیق نفس کشید
یه جوری نفس میکشید که انگار میخواست هوا رو مال خودش بکنه
همینجور با تعجب بهش نگاه میکردم!
هنوزم چشماش بسته بودن
سرش رو به سمت عقب برد و به صندلی تکیه داد و از گوشه چشمش اشک اومد
اتوبوس به ایستگاه سوم رسید و اشکش رو پاک کرد و بلند شد که پیاده بشه
پیاده که شد،
کنار خیابون موند و داشت به اتوبوس نگاه میکرد
انگار دنبال کسی میگرده یا منتظر مونده کسی از اتوبوس پیاده شه
اتوبوس راه افتاد اما هنوز داشت نگاه میکرد!
اون کسی رو که میخواست پیاده نشد و تو اتوبوس هم پیداش نکرد
اینکه چند بار تو مسیر مرد و زنده شد رو نمیدونم
ولی انگار دو نفر،
هر روز باهم تو این ایستگاه پیاده میشدن
ولی حالا
هیچ موقع دیگه یه نفر تو این ایستگاه پیاده نمیشه...

#فرزند پروریی انومالللللیییی شیرررر خشککککک فرزند پروریی
مامان دردونه هام مامان دردونه هام ۲ سالگی
پسرم عاشق اتوبوس واحداس فقط میگه سوار اونا بشیم داشتیم پیاده می‌رفتیم خونه ی مادرشوهرم اتوبوس واحد رد شد پسرم کلی خودشو هلاک کرد که سوار بشیم دیگه سوار شدیم داشتیم می‌نشستیم رو صندلی آنیا بغل من بود آرکانم دست باباشو گرفته بود که دیدم یکی از پشتم به جوری محکم میکوبه که کم مونده بود از ترس سکته کنم که خدا چیشد برگشتم ببینم چیه دیدم یه خانم میانساله تقریبا که با نهایت طلبکاری برگشته بهم میگه با خشونت که نگه مبداشتی دخترتو وقتی پسرت کلاس اول می‌رفت به دنیا میاوردی دیگه مغزت قد نمی‌داد ؟؟
یعنی انگار منو خنجر زدن انگار منو تو آب سرد انداختن که به شما چه ربطی داره آخه منم برگشتم گفتم که ببخشید دیگه شماره ی شمارو نداشتم که بتونم زنگ بزنم اجازه بگیرم یعنی یه جوری بدم اومد که با نهایت طلبکاری کوبیده به پشتم که انگار هر دوسه روز یکبار یه بسته مای بیبی میخره میاره برامون و طلب داره ازمون ‌. کاش بادبگیریم تو زندگی کسی دخالت نکنیم من بسته به شرایط زندگیم تفاوت سنی با همسرم موقعیت شغلی خودم و .... باید سن بچه ها رو نزدیک به هم میکردم که بعداً مشکل ساز نشه حالا یه خانوم بی شخصیت بیاد تو اتوبوس با من این رفتار رو انجام بده از شدت درد کتفم هرچی بگم کم گفتم یعنی در عصبانی ترین حالت ممکنم میگم کاش می‌شستم پهنش میکردم که تا عمر داره این رفتارش رو فراموش نکنه
مامان فندق و گردو مامان فندق و گردو ۳ سالگی
خواهشا کسی نیاد اینجا نصیحت بنویسه راجع به چیزی که میخام بگم امشب پسرم رو برده بودیم پارک یه پارک تو یه منطقه ی بالا شهر همه بچه ها تو قیمت وسایل بازی خوشتیپ بودن و تمییز و مرتب پسر من افتاده بود دنبال بدتیپ ترین بچه ی دنیا والبته شلخته ترین و نچسب ترین که یعنی واقعا خواستنی نبود من اصلا به ایناش کار ندارم خیلی چرک بود و کفش نداشت جورابم نداشت فقط این یه دونه بچه تو پارک اینطوری بودپسر من ثانیه ای ولش نمی‌کرد مدام دنبالش میرفت هر کاری اون میکرد اینم میکرد با همون پاهای برهنه مثلا دویید رفت تو دشویی پارک که شوهرم بدو بدو رفت پسرم رو گرفت ما جفتمون خیلی مایه شدیم ولی من چیزی نگفتم بغلش کردیم رفتیم نگم چه اشکایی می‌ریخت واس اون بچه چون مطمئنم پارک نمیخاست اصلا بازی نکرد فقط چسبیده بود به اون رفتیم یه پارک دیگه که از دلش دراد مطمئنم باورتون نمیشه اینجا هم رفت نچسب ترین و نخواستنی ترین و کثیف ترین بچه رو انتخاب کرد ما شُکه شدیم شوهرم خیلی خیلی ناراحت شد گفت لابد بزرگم شه میخاد بره دنبال آدمای به درد نخور این بچه هایی که میگم دقیقا اونایی بودن که پدرومادراشون تو پارک ولشون کرده بودن واصلا نمیدونستن کجا هستن من بارها از پسرم وقتی میبرمش بیرون این حرکت رو دیدم ولی به شوهرم نگفتم ولی واقعا فکرم رو مشغول کرده چرا باید بره دنبال بچه های کثیف اونایی که کسی کاری باهاشون نداره شلخته هستن و......