تجربه من از سزارین اختیاری🥰
از اونجایی که من به شدت ترس امپول دارم و استانه دردم پایینه
خیلی خیلی نگران بودم که اولین راه رفتن چجوریه یا وقتی اثر بی حسی میره و…

ولی خب روز زایمانم خیلیییی ریلکس بودم برعکس روزای قبل که استرس داشتم و گریه میکردم😅
فقط وقتی که توی اتاق رفتم لباس عوض کنم ی لحظه نفسم بند اومد از گریه در حد چنددقیقه بعدش دوباره ریلکس شدم🥴


وارد اتاق عمل که شدم واسم سوند وصل کردن
1-سوند گذاشتن من قبل بی حسی بود که ۲.۳ ثانیه بیشتر طول نکشید(فقط باید شل گرفت)
2-امپول بی حسی هم واقعا دردی نداشت(من خیلی استرسشو داشتم شونه هامو سفت گرفته بودم که بعدش شونه درد بدی گرفتم اینم فقط شل بگیرید😅)
3-وقتی پاهام گررررم شد و بی حس و دراز کشیدم حالت تهوع گرفتم و عوق میزدم و همه جارو سیاه میدیدم که پرستار سرمو ب چپ چرخوند و همون لحظه خوب شدم
4-وارد ریکاوری که شدم من پمپ درد نگرفتم و ۱:۳۰ تلاش کردم حس پاهام برگرده که منو ببرن بخش

5-ماساژ شکمی هم ی کوچولو درد داره ولی چشم بهم بزاری تموم شده

6- اولین راه رفتن واقعااااااا اونجور که فکر میکنید نیست وحشتناک باشه
من اول چند دقیقه نشستم و بعدش خودم اروم از تخت اومدم پایین و با همراهی پرستار ی دور رفتیم و برگشتیم که دردی هم نداشتم زیاد
قابل تحمل بود

بعد اولین راه رفتن خودم مرتب میرفتم WC و تنهایی قدم میزدم





در کل

تصویر
۱۰ پاسخ

مرسی ک انقد قشنگ توضیح دادی انشاالله برای ماهم راحت باشه

همینه خدایی خیلی خوب بود برای منه ترسو‌ ، چندین بارم برگردم عقب انتخابم سزارینه

من بهش فکر میکنم یا کسی تعریف می‌کنه دردم میگیره اصلا چه برسه به واقعیت🥺😶‍🌫️

همه اینا ک گفتی منم تجربه کردم مم اجباری بودم واگه برگردم عقب انتخابش نمیکنم چون وحشتناک بود بلندشد ازتخت مث جون کندن بود حاضربودم بمیرم اما بلندنشم ومن تا یک ماه تمام ادم قبل نبودم خیلی بدبووود خیلی🙁

بازم خداروشکر

عزیزم پمپ درد نگرفتی کلا اذیت نشدی ؟ شیاف گذاشتی؟ و اینکه چند ساعت بعد عمل سرتو تکون ندادی ؟

چه خوب من خیلی میترسم از ماساژش،چندبار ماساژ شکمی دادن برات؟

چقدر امیدوارانه تعریف کردی 🥲😂فقط باید شل بگیریم ک نمیشع 😂

منم شنبه نوبت سز دارم پر از استرسم
مادر اولی ام امیدوارم تک تک مراحل ب خوبی بگذره

در کل همه چیز خیلی خوب بود و برگردم عقب بازم سزارین انتخابمه…
فقط من از اهواز ب خرمشهر اومدم اذیت شدم توی ماشین

تصویر

سوال های مرتبط

مامان الیاد مامان الیاد ۳ ماهگی
سلام من میخوام از تجربه ی سزارینم بگم کاملا صادقانه شاید به کسایی مثل خودم کمک کرد ،من خیلی استرس عمل داشتم فوبیامم این بود که اگه برش بزنن من میفهمم و قراره بعد سزارین کلی درد بکشم،اولش که رفتم بستری شدم انژیوکت و سرم وصل کردن حدودا نیم ساعت مونده به عمل سوند گذاشتن این قسمتش برای من دردناک بود درحد ده دیقه سوزش داشتم و اینکه حس بدی هم داشت انگار که یچیزی اون تو گیر کرده بعدش منتقل شدم اتاق عمل اونجا بی حسی از کمرو زدن که من فقط سردیه بتادین رو حس کردم بلافاصله حس گرما تو پاهام پخش شد سریع دراز کشیدم بعدش دکتر داشت کارشو میکرد من از استرس اکسیژنم افتاد ولی سریع حلش کردن دستام گزگز میکرد و بی حسی تا قفسه ی سینم اومده بود بالا حدود یه رب از عمل میگذشت که من صدای گریه ی بچمو شنیدم کل عمل حدودا ۴۰دیقه شد بعدش بردنم اتاق ریکاوری اونجا حدود ۱/۵ساعت موندم یکم لرز اومد بعدش اولین ماساژ شکمی رو انجام دادن که بیحس بودم متوجه نشدم باردوم که ماساژ دادن حس کردم ولی دردش قابل تحمل بود من فک میکردم ماساژ ماساژ که میگن یکی میاد میوفته رو شکمت و فشار میده ولی اینطوری نبود با نوک چهارانگشت از زیر ناف بصورت دورانی فشار میدن در حد ۵،۶ثانیه بعدش اومدم بخش پمپ درد داشتم که خیلی کمکم کرد حتما حتما بگیرین راحت ۳ساعت طول کشید حس پاهام برگرده ،قبل اولین راه رفتن سوندو خارج کردن من چون شنیده بودم اولین راه رفتن سخته میترسیدم از وسط نصف بشم کمکم کردن از تخت اومدم پایین گفتن دوقدمم بری بعد دوقدم اول یکم راحتتر راه رفتم و تا ته اتاق رفتم و اومدم شیافم من همش۵تا شیاف استفاده کردم تو ۳روز اول امیدوارم به دردتون بخوره اگرم سوالی چیزی داشتین خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم❤️
#سزارین
#زایمان
مامان آراد مامان آراد ۳ ماهگی
تجربه سزارین بیمارستان ۱۷ شهریور
صبح ساعت ۸ رفتم تا ۹ بستری شدم قبل اینکه ببرن اتاق عمل سوند وصل کردن که درد نداشت اصلا فقط یه لحظه احساس سوزش داره بعدش ۱۰ ونیم بردنم اتاق عمل دکتر بیهوشی اومد چندتا سوال پرسید که تا حالا عمل کردم یا نه و اینکه پمپ درد میخوام یا نه منم گفتم پمپ درد میخوام و خیلی خوب بود که پمپ گرفتم توصیه میکنم بگیرین اگه مثل من تحمل دردتون پایین
نشستم روی تخت پرستار شونه هامو گرفت دکتر آمپول بیحسی زد توی کمرم و دراز کشیدم و چند دقیقه بعدش کمر به پایین بی حس شدم دیگه دکتر خودم اومد و یک پرده کشیدن جلوم و دکتر شروع کرد به روند زایمان بعد شاید بگم ۵ دقیقه صدای پسرم شنیدم آوردنش کنار صورتم بعدم برن روی ترازو و لباسش کردن و دکتر شروع کرد بخیه زدن بعد بردن ریکاوری یکساعت بودم بعدش بردنم بخش ساعت ۵ عصر شروع کردم به راه رفتن فقط همون لحظه اولش سخته واقعا درد داره که هرچی بیشتر راه برین بهتره وگرنه درد بخیه اصلا نداشتم با پمپ قابل کنترل بود
یک درد کتف راستم آخرشب گرفت اون خیلی بد بود انگار نفسم میخواست بند بیاد که میگن طبیعیه و بخاطر همون بیحسی که درد میگیره روز بعدش هم مرخص شدم دکترم هم سوسن داورپناه و راضی بودم از روند زایمان
مامان کیاشا مامان کیاشا ۲ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و
مامان هدیه زهرا مامان هدیه زهرا ۱۴ ماهگی
#تجربه_سزارین
پارت دوم
تو اتاق عمل اول متخصص بیهوشی خیلی مهربون بهم مشورت داد که وقتی میترسم، بی حسی خوب نیس و باید بیهوش شم. چون وقتی وارد اتاق عمل شدم، خیلی ترس داشتم و اینو همه شون متوجه شدن . یکم باهام حرف زدن تا ارومم کنن. و تصمیم گرفتن که بخاطر ترسم، بیهوشم کنن. و اینکه از عوارض بی حسی بهم گفتن که بعداز اینکه بی حسی تموم میشه، سردرد های شدید دارن .
دستگاه تنفس بهم وصل کردن و همونجا دیگه تو یه لحظه بیهوش شدم.
بیدار که شدم، ساعت ۲ و نیم بود.
دیدم تو اتاق ریکاوری ام و پرستار بهم شیاف میزنه تا درد نداشته باشم.
آرامبخش و شیاف خیلی خوب بود . باعث شد وقتی که به هوش اومدم، اصلا دردی نداشته باشم. واقعا خوب بود . اصلا نیازی به پمپ درد نداشتم. همه کسانیکه با ما سزارین کرده بودن هم همینطور بودن، هیچکدوم پمپ درد نداشتن . و همه مون با شیاف و سرم و آمپول ، آروم بودیم و هیچ دردی نداشتیم‌ . و بخاطر اینکه بیهوش هم شده بودم، هیچ عوارضی نداشتم و حالم اوکی بود.
تو این زمینه ی بعد از عمل، بیمارستان و عواملش خیلی مهمه. من که واقعا رااضی بودم. رسیدگی شون عالی بود.
مامان 🌻نور دخت☀️ مامان 🌻نور دخت☀️ ۱ ماهگی
تجربه زایمان سزارین::
با دکترم هماهنگ کردیم نهم شهریور ۷ صبح رفتم بیمارستان عسگریه اصفهان و تشکیل پرونده دادم و امادم کردن برای عمل، ازمایش گرفتن، اومدن سوند وصل کردن که درد نداشت درحد یه سوزش خیلی ضعیف ولی همش حس ادرار داشتم که اذیت کننده بود، بعدم امادم کردن برا اتاق عمل که دکترم ۸ اومد ، گفتم بی حس از کمر میخوام که قبول کردن و خیلی خوب برام امپول بی حسی زد خانوم دکتر بیهوشی، پرسنل اتاق عمل خیلی مهربون و باحال بودن، بعد بی حسی سریع خوابوندنم و دیدم پاهام دیگ حس نداره و عملو شروع کردن، یک دقیقه بعد دخترم بدنیا اومد و گریه میکرد صورتشو گذاشتن رو صورتم اروم شد😍 بعدم حدود ۴۰ دقیقه بخیه هام طول کشید، بعدعمل هم بردنم ریکاوری که دخترمو اوردن گذاشتن لخت روی سینم و یه لباس دورخودمو دخترم کشیدن همونجوری بردنم تو بخش، بی حسی که رفت درد خیلیییییی زیادی کشیدم، اشتباه کردم پمپ درد نگرفتم از اول، با شیاف و مسکن دردم ساکت نمیشذ، ماساژ رحمی هم فقط تو اتاق عمل ک بی حس بودم دادن بعدش دیگ ندادن، شبش هم راه رفتم که سختترین و دردناک ترین راه رفتن زندگیم بود💔فرداش هم مرخص شدم و اومدم خونه
مامان نیلا مامان نیلا روزهای ابتدایی تولد
سلام مامانا من اومدم بعد سه روز
پنجشنبه صبح سزارین اختیاری شدم از تجربم بخوام بگم واقعا واس مامان اولیا ی تجربه کاملا جدیدیه که بیشتر حالت شوکه شدن داری وعملی باید کنی که مجبوری 🥴😄درکل ی حسیه که بنظرم واس هرکی متفاوته واس من حالت شوکه شدن بود ولی درکل بسپارید ب خدا هیچ استرس نداشته باشید صبح پنجشنبه ساعت 6بود که سوند وصل کردن برام که منم اولین بارم بود سوند گذاشتم اینجور بتون بگم که کامل شل کنید یبار نفس عمیق و دوسه بار اون نفس عمیق رو بصورت فوت کردن بدین بیرون و تمام اصلا درد نداشت فقط سوزش دارید که اونم ی کمی طول میکشه .
بعدش با ویلچر بردنم اتاق عمل فضای اتاق عمل بیمارستان مریم خیلی خوب بود بچهای پرانرژی و شادی بودن دوسشون داشتم دکتر بی حسی اومد که بی حسی برام بزنه از کمر من خیلی فوبیای اینو داشتم که متاسفانه بخاطر همین فوبیامم هی سفت میکردم خودمو و مجبور شدن چند بار امپول بزنن و واقعا هم اصلا ترس نداشت من اشتباه کردم ترسیده بودم کامل شل کنید اصلا درد نداره
بعدش دراز شدم حس کردم پاهام داره داغ میشه همش میگفتم من حس دارما اوناهم میگفتن باشه و میخندیدن😂
ک بعدش دیگ واقعا بی حس شدم و عملم پونزده دقیقه بیشتر نشد خانم دکتر سکینه قربانی واقعا بینظرن و پر از تجربه و تبحر زیاد
بعدشم ک‌اصلا سرمو تکون ندادم خیلیم کم حرف زدم و خداروشکر اصلا سردرد نشدم