سلام مامانا من اومدم بعد سه روز
پنجشنبه صبح سزارین اختیاری شدم از تجربم بخوام بگم واقعا واس مامان اولیا ی تجربه کاملا جدیدیه که بیشتر حالت شوکه شدن داری وعملی باید کنی که مجبوری 🥴😄درکل ی حسیه که بنظرم واس هرکی متفاوته واس من حالت شوکه شدن بود ولی درکل بسپارید ب خدا هیچ استرس نداشته باشید صبح پنجشنبه ساعت 6بود که سوند وصل کردن برام که منم اولین بارم بود سوند گذاشتم اینجور بتون بگم که کامل شل کنید یبار نفس عمیق و دوسه بار اون نفس عمیق رو بصورت فوت کردن بدین بیرون و تمام اصلا درد نداشت فقط سوزش دارید که اونم ی کمی طول میکشه .
بعدش با ویلچر بردنم اتاق عمل فضای اتاق عمل بیمارستان مریم خیلی خوب بود بچهای پرانرژی و شادی بودن دوسشون داشتم دکتر بی حسی اومد که بی حسی برام بزنه از کمر من خیلی فوبیای اینو داشتم که متاسفانه بخاطر همین فوبیامم هی سفت میکردم خودمو و مجبور شدن چند بار امپول بزنن و واقعا هم اصلا ترس نداشت من اشتباه کردم ترسیده بودم کامل شل کنید اصلا درد نداره
بعدش دراز شدم حس کردم پاهام داره داغ میشه همش میگفتم من حس دارما اوناهم میگفتن باشه و میخندیدن😂
ک بعدش دیگ واقعا بی حس شدم و عملم پونزده دقیقه بیشتر نشد خانم دکتر سکینه قربانی واقعا بینظرن و پر از تجربه و تبحر زیاد
بعدشم ک‌اصلا سرمو تکون ندادم خیلیم کم حرف زدم و خداروشکر اصلا سردرد نشدم

۳ پاسخ

من که از سزارین خیلی خوشم اومده دوست دارم دوباره تجربه کنم در این حد 😅😅😂😐

مبارکه عزیزم

بسلامتی باشه ❤️

سوال های مرتبط

مامان کیاشا مامان کیاشا ۲ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و
مامان جوجه طلاییا🐣 مامان جوجه طلاییا🐣 ۵ ماهگی
مامان رایان مامان رایان روزهای ابتدایی تولد
تجربه سزارین

خیلی خلاصه میگم اونم برای کسایی که میترسن
باید بگم بهترین قسمت بارداری زایمان و پس از زایمان دقیقا قسمت زایمان و اتاق عملشه من خیلی راضی بودم کادر اتاق عمل و بخش بیمارستان حرف نداشتن دکترمم خیلی خوب بود هم بهم کلی روحیه داد هم کارش عالی بود و دستش سبک بود.
قسمت های دردناک عمل رو بخوام بگم باید بگم که قبل عمل که میریم برای امادگی زایمان برای من زدن سوند خیلی سوزش داشت و همش حس میکردم همش داره درمیاد😂تا وقتی سر نشدم دردش نیوفتاد. قسمت های دردناک دیگه ای که میگفتن راه رفتن دفعه اول بود ولی واقعا این غولی که میگن نبود من خیلی ترسیده بودم😐پمپ درد که انقدرررررررررر خوبه و کمک میکنه که اصلا متوجه درد راه رفتن نمیشی فقط ترسه و تلقین درد به خود حتی بلند شدنم درد نداشت و قسمت بعدی درد ماساژ رحم بود و باید بگم اصلا دردشو نمیفهمید چون تو اتاق عمل انجام میشه و ریکاوری و برای من یکبار اومدن چک کردن تو اتاق انجام شد که واقعا فقط بار اخر رو فهمیدم که اونم چون هم پمپ درد داشتم هم دوتا شیاف اصلا دردش زیاد نبود.قسمت ترسناک بعدی که میگفتن امپول بی حسی درد داره من کاملا تکذیب میکنم امپول بی حسی درد نداره اصلا فقط معاینش یکم درد ناکه که واقعا خیلی کمه البته من هم بیهوشی بودم هم سری.تنها قسمت دردناک واقعی همون نصب سوند که من نمیدونستم میشه هماهنگ کرد توی اتاق عمل نصب کنن توی سری که متوجه نشیم. در کل دردا بعد از تموم شدن پمپ درد شروع میشه که اونم هم قرص هم شیاف میدن دکترتق
مامان آرن مامان آرن ۱۳ ماهگی
سلام دوستان من زایمان کردم سزارین میخوام بهتون تجربم و بگم چون خودم خیلی دوست داشتم تجربه دیگران بخونم
من ساعت ۶ونیم صبح اومدم بیمارستان پاستور نو دیگه یه سری فرم و....پر کردم ان اس تی و فشارمو گرفت آنژوکت زد به دستم ازمایش خون ازم کرفتن بعد تو همون بخش سوند برام زدن هنوز بی حس نشده بودم ولی واقعا واقعا اصلا حتی یه کوچولو هم درد نداشت اول بتادین ریخت بعد سوند گذاشتن بعد من و کم کم بردن اتاق عمل بهم سرم و دستگاه فشار و ....زدن کلی باهام حرف زدن شوخی کردن تا دکتر اومد امپول بی حسی و زدن واقعا اونم اصلا اصلا درد نداشت تا اینجا انژوکت که بهم زدن دردش از بقیه چیزا بیشتر بود یعنی اونا هیچ دردی نداشتن بعد هم دراز کشیدم پاهام مثل سنگ شده بود کاملا بی حس بودم ولی قشنگ کشش هایی که رو بدنم انجام میشد و خالی شدن شکمم و حس میکردم یذره درد حس میکردم ولی نمیفهمیدم که کجام فقط میگفتم درد دارم😂😊 بعدش دیگه بهم دارو زدن خوابیدم تا تقریبا ساعت ۱۱ و نیم به هوش اومدم تخت اتاق ریکاوری خیلی سنگ بود کمرم درد میگرفت گفتم یه چیز بزارین وسط گودی کمرم که پارچه اوردن تا الان سخت ترین قسمتش این بود من و از تخت ها جابه جا کردن اوردن تا بخش و تینکه شکمم و سه بار فشار دادن اونم درد داشت
مامان ℳ𝒾𝓇𝒶𝓈🩵 مامان ℳ𝒾𝓇𝒶𝓈🩵 ۲ ماهگی
تجربه من از سزارین اختیاری🥰
از اونجایی که من به شدت ترس امپول دارم و استانه دردم پایینه
خیلی خیلی نگران بودم که اولین راه رفتن چجوریه یا وقتی اثر بی حسی میره و…

ولی خب روز زایمانم خیلیییی ریلکس بودم برعکس روزای قبل که استرس داشتم و گریه میکردم😅
فقط وقتی که توی اتاق رفتم لباس عوض کنم ی لحظه نفسم بند اومد از گریه در حد چنددقیقه بعدش دوباره ریلکس شدم🥴


وارد اتاق عمل که شدم واسم سوند وصل کردن
1-سوند گذاشتن من قبل بی حسی بود که ۲.۳ ثانیه بیشتر طول نکشید(فقط باید شل گرفت)
2-امپول بی حسی هم واقعا دردی نداشت(من خیلی استرسشو داشتم شونه هامو سفت گرفته بودم که بعدش شونه درد بدی گرفتم اینم فقط شل بگیرید😅)
3-وقتی پاهام گررررم شد و بی حس و دراز کشیدم حالت تهوع گرفتم و عوق میزدم و همه جارو سیاه میدیدم که پرستار سرمو ب چپ چرخوند و همون لحظه خوب شدم
4-وارد ریکاوری که شدم من پمپ درد نگرفتم و ۱:۳۰ تلاش کردم حس پاهام برگرده که منو ببرن بخش

5-ماساژ شکمی هم ی کوچولو درد داره ولی چشم بهم بزاری تموم شده

6- اولین راه رفتن واقعااااااا اونجور که فکر میکنید نیست وحشتناک باشه
من اول چند دقیقه نشستم و بعدش خودم اروم از تخت اومدم پایین و با همراهی پرستار ی دور رفتیم و برگشتیم که دردی هم نداشتم زیاد
قابل تحمل بود

بعد اولین راه رفتن خودم مرتب میرفتم WC و تنهایی قدم میزدم





در کل
مامان فرنام🧸🌈 مامان فرنام🧸🌈 ۱۳ ماهگی
تجربه زایمان سزارینم
سلام دوستان ، من ۳۵ هفته و ۶ روز بخاطر فشار بالا سزارین اورژانسی شدم ، فقط قسمت های مهمش رو میگم ، برای وصل کردن سوند اصلا نترسید و در حد ده دقیقه نهایتا سوزش داشته باشه و یک حالت بدی داشته باشید که فکر میکنید نمیتونید تحملش کنید ولی به مرور طبیعی میشه کلا...بیرون اومدنش هم که یک سوزش خیلی سریع و تمام...
مورد بعدش زدن امپول بی حسی ، کلا هیچی احساس نمیکنید ، مثل یک امپول معمولی هستش نگران نباشید ، من بعدش هم راحت سرمو تکون دادم و بالش هم داشتم ولی اصلا سردرد نشدم، فقط مایعات زیاد بخورید بعدش...
بعد از عمل فشار های شکمی که موقعی که بی حس هستید که حس نمیشه ، شاید اون اخراش یه کوچولو حس کنید و درد کم داشته باشه...مورد آخر هم راه رفتن بعد عمل که اون بنظرم درد داشت دفعه اول باید تحمل کنید و نفس عمیق بکشید بعدش به مرور راه برید کمتر میشه...
درضمن من بعد از وعده های غذایی قرص جویدنی دایمتیکون ۴۰ میخوردم که ضدنفخ هست چون اگر نفخ کنید از داخل بخیه هاتون درد میگیره ...
مامان دلوین مامان دلوین ۶ ماهگی
تجربه سزارینم
من دیروز ساعت هفت رفتم بیمارستان برا عمل پرونده تشکیل دادم لباس عمل پوشیدم رفتم سوند وصل کردن بهم که اونطوری که گفتن نبود اصلا حس نمیشد الکی میگن که درد داره و فلان
بعد بردنم اتاق عمل سرم و همه چی برام وصل کردن دکتر بیهوشی اومد امپول زد ب کمرم اونم دروغ بود که میگفتن درد داره اصلا درد نداشت اصلا نفهمیدم کی زدن بهم بعدشم کم کم پاهامو حس نکردم عمل شروع شد بعد پنج دقیقه بچه رو اوردن که خداروشکر اصلا درد نداشت بعدش بردنم برام پمپ درد گذاشتن با دوتا شیاف و کلی امپول مسکن زدن تو سرم برام تاالانم که دردام اوکی بود اصلا درد زیادی نداشتم فقط یکم تو‌راه رفتن اذیت شدم اونم اولین بار که بلندم کردن سرم گیج رفت کم موند بود که بیفتم خداروشکر مامانم گرفت منو و تموم شد ظهر ساعت ۱۲مرخصم کردن و هیچ مشکلی تاالان نداشتم پس الکی میگن همش درده و فلان من همش۱۷سالمه و خیلیم ترسو بودم که اصلا نگران کننده نیست
#فرزند پروری
#فرزند پروری
#پوشک
#شیر خشک
مامان ماهلین 😍👼 مامان ماهلین 😍👼 ۱۰ ماهگی
سلام مامانا منم ۱۴۰۴/۹/۱۶ زایمان سزارین شدم 👼
یکم بخوام از تجربه ام بگم از روز زایمان ساعت ۶ روز یکشنبه بستری شدم اول بردن اتاق اماده سازی برای عمل اونجا ان اس تی گرفتن سوند وصل کردن که یکم سخت بود اونجا یکی دوساعت تحت نظرشون بودم بعد بردنم اتاق عمل هر چی از پرسنل بیمارستان بگم واقعا کم‌گفتم بقدری مهربون و خوش اخلاق بودن باعث میشد اصلا استرس نگیرم دکترمم عالی بود من خودم بقدری استرس داشتم مدام فشارم بالا میرفت مرتب دکتر خودم و دکتر بیهوشی کنارم بودن امپول بی حسی اصلا درد نداشت هیچی ادم متوجه نمیشه فقط حس داغی کمر به پایین حس میکنی که اونم اصلا ترسناک نبود اونجوری که بعضی خانوما اینجا گفتن
ساعت ۱۱ ونیم بود که دخترم و گذاشتن تو بغلم از حس اون لحظه هر چی بگم‌کم گفتم چون واقعا قابل توصیف نیس حتی گفتنش خیلی حس قشنگی بود اونجا که بی حسی انجام شد من‌کاملا متوجه میشدم که دارن میبرن شکمو یا بچه رو میارن بیرون ولی واقعا ترسناک نبود چون اصلا حسی نداری فقط در حد کش اومدن شکم بود که وقتی ورزش میکنی داخل خود اتاق عمل از دکترم خواهش کردم که ماساژ شکمی رو انجام بده تا بی حسم که اوناهم چند بار انجام دادن بعد از اتاق عمل مستقیم بردن ریکاوری من ۳ ساعتو ریکاوری بودم به خاطر بالا بودن فشارم اونجا هم چند باری فشار شکمی برام انجام دادن درد داشت نمیگم درد نداشت ولی خب چون پمپ درد داشتم درد کنترل میشد حتما پمپ درد بگیرین چون وافعا حال ادمو خوب میکنه تا بیای بخش فقط اون پمپ درد جواب میده بعد که بیای بخش تازه بهت یه شیاف میزنن به نظر من هر چه قدر پولش باشه ارزش داره بعد که اومدم بخش تا ۸ ساعت اجازه ندادن نه رو بالش سرمو بزارم نه چیزی بخورم