۱۴ پاسخ

زودهههه ک

زوده گناه داره حداقل شیرخشک بدین شیر پاستوریزه بدین

دو شب اول سخته بعد یادش میره

منم دوس دارم بگیرم دلم نمیاد

الاهلی یا السد ؟

زود نیس 🥲

منم از دیروز شروع کردم از ساعت 11ظهر دیروز بهش شیر ندادم همش گریه میکنه برا شیر

خیلیییی سخته
دختر من هفته اول نمیدونست چطوری بخوابه اصلا همیشه زیر سینه بود دلش شیر میخواست اصلا خیلی هفته بدی بود

من یه هفته ای میشه سینه روگرفتم.اینقدر کم کم گرفتم اذیت اصلا نشدخداروشکر

💫 آتلیه حرفه‌ای توی گوشی شماست!

لازم نیست کودک دلبندت رو از خونه بیرون ببری و خسته کنی؛ فقط کافیه یه عکس خوب بفرستی تا با زیباترین دکورها طراحی بشه:

✔️ ماه‌گردهای نوزادی 🌙

✔️ جشن دندونی با ایده‌های خلاقانه 🦷

✔️ تم‌های متنوع، خاص و شیک 🎨

🏷 قیمت هر عکس: ۶۰ هزار تومان

برای ماندگار کردن این لحظات قشنگ، همین الان پیام بده 💬🤍ایدی روبیکا@Mobinaa__98

برا من دومین روزی 🥺🥺🥺

من اصلا دلم نمیاد بگیرمش

پستونک منظورته عزیزم یاشیرمادر

گریه کرد؟من امروز شروع کردم کم کم وعده هاشو حذف کنم صبح شیرش ندادم پاشد دنبال شیشه اش میگشت منو میزد😭 چقدم گریه کرد.
الهی بگردم اولین شکست عاطفی شونو تجربه میکنن

سوال های مرتبط

مامان دخی ماهلین مامان دخی ماهلین ۳ سالگی
مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتن قسمت دوم:

بعد اینکه شیر دادنو به ۳ بار تو روز باید برسونیم اولش و شیر های اضافه که میخوادو قطع کنیم، من همه ش این مدت تا بهونه شیرو میگرفت بهش ژله و کیک خونگی و پفیلا و خوراکی هایی که دوست داشت میدادم یا بیرون میبردم پارک یا خونه مامانم اینا سرشو گرم میکردم، تا رسید به ۳بار در روز صبح ها و عصر ها و شب قبل خواب،. و نصفه شب هم که شیر شبو میخورد، بعد شیر صبحشو قطع کردم تا بیدار میشد سریع میاوردمش بیرون سرگرمش میکردم و خوراکی میدادم شیر یادش بره، ۴ ، ۵ روزی اینجوری بود بعد شیر بعد از ظهرشو قطع کردم، ( ظهرا اکثرا چون میبردمش بیرون تو کالسکه از خستگی خوابش میبرد) بعدم هم شیر قبل خوابشو، بعد هرکدوم که قطع میکردم ۳، ۴ روزی طول میکشید بعد وعده بعد قطع میشد، در آخر برا قطع شیر شب پسرم خودش دیگه ۱ بار بیدار میشد، اتفاقی ۱ روز از سینه چپم شیر نخورد و خوابید فرداش دیدم سینه م پر نشده دیگه ۳ روز از سینه چپم نصف شب شیر ندادم دیدم درد ندارم و اینا سینه راستم دیگه ۲ روزه الان بهش ندادم اونم درد ندارم و پر نشده، بچه هم فقط شب اولش یذره اذیت شد بیدار شد ، فرداش دیگه میبردم سر یخچال بهش آب میدادم میخوابید بعدش

در تمام این مدت هم البته از اول بهش گفتم نیکان تو دیگه پسر بزرگی شدی کم کم دیگه کوچولو کوچولو باید میمی نخوری، بعد میگفتم مامان که میمی نمیخوره، بابا که میمی نخوره، دادا که میمی نمیخوره، خاله که میمی نمیخوره همه افراد فامیلو عروسکاشو اسم میبردم اینم خودش خیلی تاثیر داشت تا کنار اومد الانم دیگه تا یادش میاد میگم نیکان که میمی نمیخوره میره دیگه
خلاصه این بود از تجربه ی من امیدوارم به دردتون بخوره