قسمت دوم
بعد از ۳ روز ترشح ابکی داشتم ترسیدم کیسه ابم باشه رفتم بیمارستان همون حرفها که بچه خیلی بالاست و دهانه رحم بسته من نا امید تر و استرس بیشتر دیگه اومدم خونه گفتم باید بیشتر فعالیت کنم از صب تا شب فقط و فقط ورزش و پیاده روی داشتم تا بعد از ۵روز که روز ۲۸ مرداد که میشد ۳۹ هفته و ۴ روزم که گفتم منکه بیش از حد ورزش داشتم برم بیمارستان یک معاینه کنم ببینم چی میگه رفتم بازم گفتن تو بچه ات خیلی بالاست برو مطب دکترت ببینم چی میگه هفته باداریت داره میره بالا خطر داره دیر زایمان کنی منم از همونجا رفتم پیش دکترم که گفت اول برو سونو بده رفتم سونو گفت بچه بالاست دهانه رحم کاملا بسته ولی دکتر سونو بهم گفت اگه بچه بخواد توی یک ساعت هم میتونه بیاد پایین دردت بگیره زایمان کنی رفتم پیش دکترم معاینه هم کرد گفت بچه بیشتر رفته بالا قرصهای گل مغربی رو قطع کن ورزش هم نکن دیگه ببینم چی میشه برو شنبه ۳۱ مرداد بیا که ۴۰ هفته هستی تا نامه بستری برات بنویسم امپول برات بزنن منکه خیلی ناراحت اومدم خونه با اینکه از سزارین هم میترسیدم هم بدم میومد گفتم میخوام برم با دکترم صحبت کنم سزارین اختیاری کنم من نمیتونم برم بیمارستا ۲روز بخوابم برام امپول بزنن میترسم دیگه تمش استرس این ۳روز بگذره با فرداش با تمسرم رفتم بازار مقداری خرید داشتم با اینکه درد داشتم یک ساعتی بیشرون گشتم اومدم خونه درد بدی پیچید زیر دلم سمت چپ اهمیتی ندادم شب خوابیدم صب بیدار شدم درد رو داشتم و انقباض ۶دقیقه ای ۷دقیقه ای ۵ دقیقه ای و رفتم حموم یک یاعتی زیر اب گرم رو به داغ بودم پاشدم بیام بیرون احساس کردم سر دلم خالی شده نگه کردم دیدم شکمم از بالا انگار خالی شده بچه اومده پایین خوشحال

۴ پاسخ

چقدر طبیعی پرسه سخت و دلهره اوری داره🥲

.....

خب بقیه ش روهم بزار گلم

........

سوال های مرتبط

مامان پسرم مامان پسرم روزهای ابتدایی تولد
من امروز رفتم بیمارستان معاینه شدم گفت بچه همون بالاست دهانه رحم هم کاملا بسته است دیگه رفتم پیش دکترم که برام سونو نوشت که گفت بچه خیلی بالاست
۳۹ هفته و ۵روزم هست
گفت شنبه بیا بهت نامه بستری بدم با امپول فشار ببینم باز بشه
این ۲هفته هست پیاده روی روزی ۲ساعت
ورزش روزی ۴تا ۵ ساعت
دوش اب داغ روی ۳۰ دقیقه
گل مغربی
یعنی چه کارهای مه نکردم توی خونه ۱۰ دقیقه هم استراحت نداشتم ولی هیچ تاثیری نداشت
با اینکه بچه سومم هست دوتا رو طبیعی توی ۳۸ هفته و ۳روز اوردم
میدونم که خیلی اذیت میشم با امپول فشار شاید تا یک روزم اصلا دهانه رحمم باز نشه یا مشکلی برای بچه ام پیش بیاد خدای ناکرده
شنبه میخوام برم باهاش صحبت کنم ببینم سزارین برام انجام میده چون دردش رو نمیتونم از طرفی هم استرس این رو دارم نکنه این قانون جدید نذارن سز اختیاری
اخه جدیدا دارن توی شهرمون گیر میدن
شنبه میشه ۴۰ هفته کامل
انشالله که موافقت کنه واقعا نمیتونم اخه از اول بارداری تا الان لگن درد شدید دارم این چند روزه هم بدتر شدم با کمر درد و دل درد ولی اصلا تاثیری نداره توی دهانه رحمم
مامان مهراد مامان مهراد ۱۲ ماهگی
سلام اومدم تجربه خودمو از زایمان طبیعی براتون تعریف کنم

دقیقا شنبه گذشته من تو 38 هفته و 3 روز معاینه شدم اونجا گفت ک یک سانت دهانه رحمت بازه ولی سر بچه هنوز کامل نیومده تو لگن که بچسبه به دهانه رحم که فشار بیاره دهانه رحمت بیشتر باز بشه فقط برو پیاده روی و ورزش کن سرش بیاد پایین دیگه از همون شنبه تا 3 شنبه هرروز ورزش و دوساعت پیاده روی بدون وقفه داشتم دوباره 3 شنبه رفتم معاینه شدم گفت 2 سانت شده دهانه رحمت ولی تحریکش کردم ک بیشتر بشه اومدم خونه همچنان پیاده روی و ورزش فرداش ظهر رفتم حموم که زیر دوش آب گرم اسکات بزنم دیدم خیلی حالت تهوع دارم پ سرگیجه شدید اومدم بیرون مامانم گفت رنگ و رخت یه جوری شده معلومه وقت زایمانته دیگه رفتیم بیمارستان امام رضا ساعت 4 بود معاینه شدم گفت دوسانت و نیمی ولی سر بچه هنوز بالاست برو پیاده روی کن ساعت 8 دوباره بیا منم ک دیگه خسته از پیاده روی و ورزش همه پاهام زخم بود و تاول زده بود تو این چند روز ک پیاده روی میکردم
مامان پسرم مامان پسرم روزهای ابتدایی تولد
خیلی خوشحال ساعت ۱۲ ظهر جمعه ۳۰ مرداد با همسرم رفتم بیمارستان دولتی برای معاینه که گفتنیک سانت دهانه رحمت باز هست بچه هم پایین هست خیلی بد رفتار بودن خوب جواب نمیدادن دیگه با دکترش شیفت مشورت کردن گفتن برو از پله بالا پایین کن و ساعت ۶بیا بستریت کنیم منم که فقط گفتم از این بیمارستان لعنتی برم بیرون رفتم خونه پله نوردی پیاده روی ۲بار رفتم حموم ابگرم تا ساعت ۷و نیم انقباضات ۵دقیقه ای رفتم بیمارستان خصوصی نزدیک خونمون که دکترم اونجا بود
خیلی شلوغ بود چند خانم اونجا اومده بودن برای تشکیل پرونده سزارین فرداشون معاینه شدم گفت ۱و نیم باری همینجا پیاده روی کن تا باز معاینه کنیم همونجا ۲ساعتی بیشتر پیاده روی کردم معاینه کرد گفت خوبه ۲سانتی بیشتر باز شده بزار دکتر شیفت هم بیاد البته بهم گفتن قانون عوض شده اگه زایمان کنی دکترخودت نمیتونه بیاد بالا سرت حتی سز اورژانسی هم نمیشه بیاد مگه دکتر شیفت منی که خوشحال از قبل با دکترم صحبت کرده بودم که دهانه رحم بشه ۴سانت بیحسی اپیدورال بزنم زایمان بدون درد
دکتر شیفت اومد معاینه کرد فهمید خونم نزدیگه گفت برو خونه فعلا زوده بچه زیاد پایین نیست
مامان محمدحیدر مامان محمدحیدر ۹ ماهگی
تجربه زایمان
من ۴۰ هفته و ۵ روز بودم ولی هیچ طوری دردام شروع نشد دکترم گفت بیا تا معاینه کنم ببینم چطوری رفتم مطب معاینه کرد گفت دهانه رحمت بسته است و بیشتر از این هم نمیشه بمونی من گفتم میخوام طبیعی باشم گفت با آمپول فشار هم فک نکنم بتونی زایمان کنی سزارین میشی گفتم اشکال نداره من تلاشمو میکنم دیگه نامه داد گفت برو بیمارستان نوار قلب بگیر ببینم امشب بستری بشی یا فردا رفتم بیمارستان معاینه کردن و نوار قلب گرفتن گفتن امشب باید بستری شی ساعت شیش بود بستریم کردن تا کارمو کردن ساعت ۸ شب معاینه کرد گفت یه سانتی دیگه دوز اول رو برام شروع کردن دردای کمی میومد سراغم منم پاشدم پیاده روی کردم و ورزش کردم ساعت دوازده شب بود زنگ زدن دکترم گفت تا ساعت یک شب سرم بگیرم بعد استراحت بدن تا شیش صبح ، ساعت یک که سرم رو قطع کردن دیگه منم دردی نداشتم یکی دو ساعت خوابیدم دیگه ساعت ۶ اومدن دوز دوم رو برام وصل کردن اینم بگم شب معاینه کرد گفت همون یه سانتی ولی دهانه رحمت خیلی نرم شده
دوز دوم رو که صل کردن دیگه دردام شدید تر بود منم مدام راه میرفتم و ورزش میکردم وقتی دراز میشدم دردام خیلی بیشتر میشد همراهم کمرمو ماساژ میداد خوب بود برام تا ۱۱ و نیم ظهر که معاینه شدم گفتن ۴-۵ سانتی دیگه دکتر گفت یه ساعت استراحت بدیم سرم که قطع شد بازم درد داشتم ولی با فاصله بیشتر
ادامشو پارت بعد مینویسم
مامان رایان 💙 مامان رایان 💙 ۵ ماهگی
خب خانما میخام از تجربه ام از زایمانم براتون بگم 🥰پارت یک
من احتمال زایمان زودرس داشتم دو ماه شیاف پروژسترون مصرف کردم و پساری داشتم 36 هفته و 3 روز بودم دکترم پساری رو دراورد و بهم گفت برو ورزش کن من ورزش هامو شروع کردم و پیاده روی کردم 37 هفته و 6 روز رفتم دکتر ک گفت ی فینگری و معابنه تحریکی برام انجام داد دکتر و گفت ک اگه تا 25 اسفند دردت نگرفت برو بیمارستان برای زایمان من همون شب حس کردم حرکات بچم کم شده رفتم بیمارستان و معاینه کردو گفت همون ی سانته و معاینه نتیجع نداده و ان اس تی گرفتم گفتن برو و شیاف گل مغربی استفاده کن من همون شب شیاف و استفاده کردم و از فرداش کل روز و پیاده روی ورزش هامو انجام دادم و درد هم داشتم 25 ام شد من رفتم بیمارستان درد هم داشتم ولی منظم و شدید نبود معاینه شدم گفت ک یک سانت و نیم گفتم من و بستری کنین گفتن چرا میخایی با مکافات زایمان کنی گفتم اره میخام بامکافات زایمان کنم منو بستری کنین زنگ زدن ب دکترم و شرح حال دادن گفت ک بهش بگو ک من تو تعطیلات هم هستم نگران نباش و برو هرموقع درد داشتی بیا من با نا امیدی امدم و دیگه ورزش نکردم ولی شیاف گل مغربی رو مصرف میکردم
#فرزندپروری#زایمان
مامان عدنان مامان عدنان ۱۲ ماهگی
مامان دخترمون🇮🇷 مامان دخترمون🇮🇷 ۷ ماهگی
پارت اول تجربه زایمان 💢
من هفته های اخیر دیگه حسابی از بارداری خسته شده بودم و واقعا سنگین شده بودم و دیگه طاقتم تموم شده بود
تصمیم گرفتم ورزش هامو محکم تر و بیشتر انجام بدم
دو روز رفتم پیاده رویی ۱ ساعته ، روز سوم رفتم بالای پشت بوم و راه رفتم ، پیاده رویی تند
وقتی اومدم خونه یه ترشح موکوسیه بیرنگ دفع کردم
صبحش هم یه ترشح بزرگ تر قهوه ای دفع کردم ، و چون میخواستم برم خونه مامانم وسایل خودم که واسه بیمارستان جمع کردم ..
خلاصه رفتم خونه مامانم انقباض داشتم ولی منظم نبود ، از ساعت ۲ رفتم پیاده روی از ۲۰ دقیقه رسید به ۷۸ دقیقه ، و دردا بیشتر میشد و طولانی تر
ساعت ۵بود که دیگه قشنگ دردا ۵ دقیقه ای شد و با خواهرم رفتم بیمارستان
معاینه کرد و گفت دهانه رحمت بستست
ان اس تی گرفت و گفت انقباضات خوبه بیا دوباره معاینت کنم
منم از معاینه بدم میومد و میترسیدم ولی رفتم
یه معاینه کرد وجشتناک خیلی خیلی درد داشت ، جوری که بعدش به گریه افتادم و محکم میزدم رو تخت و التماس میکردم که دستشو در بیاره
ولی محل نمی داد
گفت شدی ۲ سانت ، برو نامه بستری بیار