پدرشوهرم سن بالا، قلب و اعصاب تحت نظر بوده
صدای آژیر از سرش دور نمیشد بردن دکتر و کلی ام آر آی و سیتی و ... گفتن عفونت
اینهمه ما اونجا می‌رفتیم نمیگفتن سرما خورده
تازه دیروز متوجه شدیم سرمای بدی خورده بود دکتر رفته و دارو هم نمی‌خورد( خب حق داره روزی بیست تا قرص داره خودش)
عفونت توی خون و باعث پیچش صدا توی مغز شده ...
دیروز تا بستری کنن گذاشتن اتاق ایزوله و منطقه قرمز
همه رفتیم ملاقات!!!
حتی بچه ها!!!
ممکنه خبر نداشتم از وضعیت و اونجا فهمیدم چه خبره... رفتم و کمتر از نیم ساعت از دور هم ایستاده بودم

حالا:
دیروز غروب آبریزش و عطسه
تا آخر شب کمی کمی سوزش گلو

دیشب آب نمک قرقره کردم، دوتا کلداکس و دوتا آنتی هیستامین خوردم

الان پنچرم
منتظرم شوهرم بیدار بشه بهم سرم وصل کنه یا بریم همگی درمانگاه ...

سه شنبه هفته بعد هم عازم مسافرت مشهدیم

انشالله تا دو سه روز دیگه خوب بشیم
اصلا نمیتونم توی مسافرت دارو ها برای دخترم رو همش بدم، کلی جا گیر, چون بدون ماشین هستیم
(دخترمم امروز صبح تب کرده)
شربت پاراکید ده میل دادم(یک سرنگ)

۸ پاسخ

ویروسها جدیده فقط مایعات زیاد و گرم

عزیزم برای دخترت اگه گوش درد داره یا سرفه حتما شربت آزیترومایسین ۱۰۰ بگیر مرتب قبل سفر بهش بده اب رو اتیشه.پسر من پارسال مشهد رفتیم سرماخورده بود تا براش این شربتو گرفتم خوب شد

۱۰ میل زیاد دادیا اگر ۱۲ونیم وزنش هست باید ۶ سی سی میدادی من الان دخترم ۱۵ هست الان مریضه دکتر گفت ۷ونیم سی سی بدم

بلا دور باشه عزیزم.

انشالله سبک رد میشه

انشاءالله بلا دور باشه ازتون
من کلا فوبیای پاییز و زمستون رو دارم از جهت سرماخوردگی اینا

نگران نباش عزیزم دوره این بیماری سه روزه هست تا سه شنبه خوب میشید
ولی برای دخترت شربت پاراکید ۱۰ میل زیاد
شربت نصف وزن به سی سی باید بدی

ایوای انشاالله که برا شما سبک باشه
وای الناز خوش بخالتون میرید مشهد

برو دکتر سرم بزن تا پیشرفت نکنه و زود خوب بشی
فقط چارش سرمه دارو جواب نمیده این مریضیو

سوال های مرتبط

مامان بچه‌ک مامان بچه‌ک ۴ سالگی
روز دوم ترک پوشک هم آسون نگذشت. از صبح تا عصر یه بار خطا و یه بار جیش توی پاتی داشتیم و خبری از پی‌پی نبود. واضح بود که بچه داره خودش رو نگه می‌داره و تحت فشاره. عصر به ناچار پوشکش کردم و رفتیم بیرون و شب رو هم با پوشک خوابید.
از اون عجیب‌تر و دردناک‌تر اما تجربه‌ی روز سوم (دیروز) بود. از ساعت هفت صبح تا ۵ بعدازظهر بچه‌ک خودش رو نگه داشت و حاضر نشد جیش یا پی‌پی کنه. به‌ش آب‌پرتقال دادم که عاشقشه اما لب نزد. انگورهایی رو که براش گذاشته بودم از بشقاب برمی‌داشت، برای این‌که طعمش رو حس کنه یه گاز می‌زد و زود تف می‌کرد و از دهنش می‌داد بیرون. واقعا حیرت کرده بودم. انتظار نداشتم بدونه خوردن باعث می‌شه دستشویی‌ش بگیره و بخواد تا این حد پا روی خواسته‌هاش بذاره و خودش رو کنترل کنه. ساعت پنج دیگه از شدت فشاری که روش بود به گریه افتاده بود و منم سریع پوشک رو پاش کردم. جیش و پی‌پی رو توی پوشک کرد و با خیال راحت آب‌پرتقال و انگورهاش رو خورد (ادامه در کامنت)