۱۶ پاسخ

عزیزم من پسرم از وقتی پستونک رو گذاشت کنار یکم غذا خوردنش بهتر شد
پستونک باعث میشه حس سیری کاذب بگیرن

دختر منم یازده کیلو
من از قطره استابدش میومد اونو زدم سرش دیگ نخورد البته نزدیک ی سال پیش گرفتم

۱۳ کیلو قدشم ۹۴ دخترمنم درست غذا نمیخوره تو بهترین حالت ۳ ،۴ قاشق کوچیک برنج میخوره فقط

پارش کن بگو خراب شده
الان ی مدته پسر منم بدغذا شده نمیدونم چرا

منکع بچه تا غذا نخوره نمیزارم لب بزنه به میوه یا خوراکی. صبحونه حتما تخم مرغ میخوره چجور بشه ماه یکی دوبار فقط کره مربا یا چای شیرین بخوره. بعد صبحونه هرچه بخواد میدم بهش خوراکی مغزیجات میوه بعد نهار ساعت سه چهار عصر میخوره چون صبحونه دیر میخوره گرسنه نمیشه عصر هم نهارشو میدم کامل میخوره بعد بگه خوراکی میدم بهش قبل غذا خودشو گریه بندازه قهرکنه داد فریاد تاثیر ندارها فقط غذا. بعد هم شام میخوره بعدشام هم باباش میوه میاره کنارش میخوره براش مرز تعیین کن که اول غذا بعد هرچه خواستی ایجور وزنش هم می‌ره بالا

من چون پسرم زود پستونک ول کرد نه ماهگی ،دهت بچه دوسال ب بالامیبینم انگار عجیب غریب واسم،😅

وای من از اسم پستونک بدم میاد سرویس شدم تا گرفتم ازش

سرش رو بچین چند روز گریه میکنه بهونه میگیره تموم میشه خیلی زودتر از اینا باید میگرفتی

پسر من پستونک نمیخوره ولی وزنش ۱۱ مونده اصلا وزن نمیگیره خورد و خوراکشم نه کمه نه زیاد

پستونک رو بگیر ی دوروز گریه می‌کنه بعدش خوب میشه

به پستونک تلخک بزن دیگه نمیخوره

پسر من کلا گوشت کنجه ای ومرغ نمیخوره منم براش توی ماکارونی چرخ کرده ریز یا لازانیا میریزم انقد ریز ک نبینه بخوره

وای من نمیتونم از مای بی بی بگیرم پستونک و راحت گرفتم

دکتر بردی اهن و مولتی بهس بده چون غذا نمیخوره هم کمیود ویتامین هم اهن داره حتما ببر دکتر من بردم خ بهتر شد و....شربت راسیپ اشتها اور داد

دخترمن ۱۰ونیمه
چون گوشت ومرغ ومغزیجات وچیزای مقوی هم نمیتونم بخرم وشیرهم خیلی کم میتونم بخرم زیاد وزن نمیگیره
من هردفعه میبرم بهداشت فقط گریه میکنم

پسر من ۱۱و قدش ۹۴
بردم پیش فوق تخصص اطفال گفت اشکالی ندارد وزن تولدشم ۳۲۵۰ بچه ها تو این سن انقد انرژی دارن و بازی میکنن ک وزن نمیگیرن

سوال های مرتبط

مامان آرتام🧸🤎 مامان آرتام🧸🤎 ۳ سالگی
یه چی یادم افتاد گفتم اینجا بگم تقریبا ۵ سال پیش با شوهرم آشنا شدم یجورایی واسطه شدن واسه ازدواجمون و قسمت هم شدیم بعدش با دختر داییم و شوهرش رفتیم که منو شوهرم همو ببینیم حرف بزنیم اینم بگم اولین بار بود که همو از نزدیک می‌دیدیم قبلش حرف زدنمون در حد چت بود بعدش دختر داییم اینا از ماشین پیاده شدن که ما مثلاً حرف بزنیم راحت باشیم شوهرم جلو نشسته بود من عقب لعنتی یهویی دستشو آورد عقب منم هول شدم دستشو گرفتم الان یادمون میوفته می‌خندیم میگه گیرم که من نمی‌خواستم تورو بگیرم اصلا نمیپسندیدیم همو من یه غلطی کردم دستمو آوردم تو چرا گرفتیش منم میگم یه موقع فک نکنیا از اون دخترای هولی بودم فقط یهو هول شدم دیگه هیچی دیگه گفتم بیکارم بیام یه چی تعریف کنم 😂😂😂



شیرخشک فرزندوپروری پستونک فرزندپروری‌ پوشک
شیرخشک فرزندوپروری پستونک فرزندپروری‌ پوشک پوشک بچه ویتامین غذا فرزند شیرخشک شیرخشک پستونک فرزندپروری‌ پوشک پوشک بچه ویتامین غذا فرزند شیرخشک شیرخشک پستونک فرزندپروری‌ پوشک پوشک بچه ویتامین غذا فرزند شیرخشک شیرخشک پستونک فرزندپروری‌ پوشک پوشک بچه ویتامین غذا فرزند